eitaa logo
راشِدون | کوثر نساج🇮🇷
213 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
223 ویدیو
16 فایل
اگردنیاراغاری‌تصورکنیم‌وماانسانهای‌اولیه‌‌ای باشیم‌ که‌کمی‌رشدکرده وصاحب‌تکنولوژی‌شده‌ایم هنوزهم‌برای‌بقاواثرگذاری،به‌نوشتن‌نیازداریم. مهمان«کارشناس‌اتاق‌عملی»هستیدکه جهان‌معمولی‌وفهم‌ناکاملش رابه‌ کلمه تبدیل میکند محب‌مولا‌علی/همسر/مادر/دانشجومعماری
مشاهده در ایتا
دانلود
خودَت روضه بخوان... شب اول. اولین محرمت مبارک مامان! اولین حسین حسین شنیدن ها مبارکِ گوش‌هات.. اولین شیر بعد روضه،مبارک وجودت..
یا صاحب الزمان! فرزندم را نذرِ یاریِ قیامِ تو می‌کنم.. او را برای ظهور نزدیکت برگزین و حفظ کن ..
به قول خانم رجب نیا
یک «عاشقتم» ِ واقعی! :) یکجوری که وقتی بیانش می‌کنم چشمانم از ذوق برق می‌زند. نمیدانم البته شاید هم برق برقی شدنش از آن دانه‌ی اشکی باشد که از وقتی آمده‌ای مهمان چشمانم است. هربار می‌بینمت، باید جلویش را بگیرم که سرریز نشود. بخاطر اسم عزیزت، بخاطر آن شهیدی که هر بار صدایت میزنم به یادش میفتم، بخاطر «یا رازق طفل صغیر» که هر بار موقع شیر دادنت ورد زبانم است، بخاطر روضه‌هایی که جلوی چشمم تصویر می‌شوند، بخاطر مظلومیت در نگاهت، بخاطر غزه‌، بخاطر بی‌تابی‌ات برای هرآنچه طبیعت بدنت هست و باید رقم بخورد ولی برای تو دردناک است و برایش کاری از دست من بر نمی آید، بخاطر کرامت و بزرگواری خدا نسبت به من، بخاطر سلامتی‌ات و بخاطر هزاران چیز دیگر... ولدي! من حاضرم هر شب تا صبح و هر صبح تا شب پای بسترت بیدار بمانم و بی‌خوابی بکشم، درد داشته باشم، گیج باشم ولی این لحظه هایت را با همه ی وجودم حس کنم. با همه‌ی وجودم به آغوش بکشمت و با همه ی وجودم ببوسمت. با یک دم عمیق، بوی تنت را به سلول به سلول بدنم برسانم و هر زمان اراده کردی، قطره قطره شیره‌ی جانم را با بسم الله و سه تا حمد راهی سلول به سلول تنت کنم🫀
حرمله خیر نبینی گل من نورس بود ... آه حسین...
به اضطرارِ دلِ حضرت رباب عجل لولیک الفرج... +علی اروم خوابیده بود.. اشک هامو به صورتش می‌کشیدم و خدا خدا میکردم بیدار نشه.. راستش خجالت می‌کشیدم وسط روضه جناب علی اصغر بهش شیر بدم....
قسم به برکات روضه خونگی..
روضتي... بنا نبود که آفت به باغ ما بزند پسر بزرگ نکردم که دست و پا بزند.. آه حسین..
خيلی از جوانان از بنده سراغ استاد سِير و سلوک میگيرند... عزيزانِ من! اين حرف ها برایِ شما كمی زود است! بعضی از جوانان هنوز در ابتدائيات مانده اند! هنوز با مادر و همسر و همكارش بلد نيست درست صحبت كند، آن وقت دنبالِ استاد هم میگردد؟ جوانِ عزيز كه دنبالِ سير و سلوک هستی! از يقينيات شروع كن... ما خيلی يقينيات داريم! برایِ مثال میدانيم غيبت، نگاه به نامحرم، آبرویِ مومنين را بردن، دروغ، تمسخر حرام است! خشم و غضب مانعِ كمال است! خب بايد به اين يقينيات عمل كنيم! آيت الله العظمی بهجت فرمودند از يقينيات شروع كنيد! اگر همين يقينياتی را كه میدانيد عمل كنيد، نتيجه میگيريد و ادامه یِ راه برایِ تان روشن میشود... مرحوم آقاشیخ عبدالله فاطمی نیا
من وقتی به گره مالی می‌خورم قبل از هر کسی شماره‌ی عمویم را می‌گیرم. نه اینکه بابا کمک حالم نباشد، نه! اتفاقا پدرم پایان هر تماسی همیشه‌ می‌گوید که اگر کم و کسری دارم اشاره هم بزنم کافی‌ست. اما رویم به روی عمویم بازتر است... یا وقتی زمانه سخت‌گیری‌اش زیاد می‌شود، وقتی کم می‌آورم، گیر می‌کنم، خرابکاری می‌کنم، خودم را پیش ریحانه پیدا می‌کنم. نه اینکه دوستان دیگرم اهل شنیدن نباشند. خوب می‌شنوند، حامیان بی‌نظیری هستند اما رویم به ریحانه بازتر است... می‌دانی؟ مسئله فقط لطف آن‌ها نیست. گاهی مسئله ماییم. ما که آنقدر خراب کرده‌ایم که دیگر رویمان نمی‌شود، در هر خانه‌ای را بزنیم. می‌گویند یکی از اشقیا به سراغش آمدند، نمی‌دانم برای امان‌نامه بود؟ صدایش زدند، جواب نداد...دوباره صدا زد، حضرت جواب ندادند. امام حسین(ع) فرمود: «جوابش را بده حتی اگر فاسق باشد.» همین جمله رویمان را به روی حضرت عباس باز کرد. از آن روز جواب می‌دهد. جواب همه را می‌دهد... امشب با تمام خراب‌کاری‌ها رویمان می‌شود، می‌رویم دردهایمان را به عباسِ علی می‌گوییم...