«فقط خون گرم شهیده که این انقلاب رو به صاحب الزمان می رسونه بابا، فقط خون شهید.
|شهید نوید
این روزهایی که بدون اینترنت گذشت، بعد از چند سال احتمالا از بهترین روزهای عمرم محسوب میشوند.
با شخصیتی زندگی کردم که من را دوباره به زندگی برگرداند.
علی هم ظاهراً خیلی دوستش داشت!
من بِکِش، او بِکِش بالاخره توانستم یک نفس تا آخر کتاب را سر بکشم و حالا
دلم میخواهد یکبار دیگر از ابتدا و جرعه جرعه مزه مزهاش کنم....
فکر نمیکنم تابهحال یک کتاب ادبیات دفاع مقدس را دوبار خوانده باشم!
اما حوالی احمد فرق میکند..
#حوالی_احمد احتمالا اولین کتابیست که دربارهی او خواندهام. با او خندیدم، گریه کردم، نگران شدم، محبتش را چشیدم، پای درس زندگیاش نشستم و یکبار دیگر بعد از حاج قاسم، با کسی روبرو شدم که جمیع اضداد است. از خانم غفار حدادی ممنونم بابت این اثر ناب و از نشر شهید کاظمی بابت انتشار به موقعش در این روزها.
اگه قلبتون سرد شده، کرخت شدین، فکر میکنین قحطالرجاله و خلاصه اگه حس کردین که موتور برانگیزانندهتون داره ریپ میزنه، خودتون رو برسونید به چشمه ی وجود یک آدم معنوی و پر کار. یک دوست با خدا. کسی که به محض همنشینی با او، موتورتون آچار کشی میشه.
مثلا یه سری به حوالی احمد بزنین و با دوربین خانم غفارحدادی دورش بچرخین :)
حاج احمد من رو یاد این شعر میندازه:
گر مردِ رهی! میانِ خون باید رفت
وز پای فتاده، سرنگون باید رفت
تو پای به رَه دَر نِه و از هیچ مپرس
خودْ راه، بگویَدَت که چون باید رفت
جمع دیگری از بهترینها هم رفتند و ما هنوز هستیم. دو هفته پیش شهید کاظمی پیش من آمد و گفت از شما دو درخواست دارم: یکی اینکه دعا کنید من روسفید بشوم، دوم اینکه دعا کنید من شهید بشوم. گفتم شماها واقعاً حیف است بمیرید؛ شماها که این روزگارهای مهم را گذراندید، نباید بمیرید؛ شماها همهتان باید شهید شوید؛ و لیکن حالا زود است و هنوز کشور و نظام به شما احتیاج دارد. بعد گفتم آن روزی که خبر شهادت صیاد را به من دادند، من گفتم صیاد، شایستهی شهادت بود؛ حقش بود؛ حیف بود صیاد بمیرد. وقتی این جمله را گفتم، چشمهای شهید کاظمی پُرِ اشک شد، گفت: إن شاء اللّه خبر من را هم بهتان بدهند!
فاصلهی بین مرگ و زندگی، فاصلهی بسیار کوتاهی است؛ یک لحظه است. ما سرگرم زندگی هستیم و غافلیم از حرکتی که همه به سمت لقاءاللَّه دارند. همه خدا را ملاقات میکنند؛ هر کسی یک طور؛ بعضیها واقعاً روسفید خدا را ملاقات میکنند، که احمد کاظمی و این برادران حتماً از این قبیل بودند؛ اینها زحمت کشیده بودند.
ما باید سعیمان این باشد که روسفید خدا را ملاقات کنیم؛ چون از حالا تا یک لحظهی دیگر، اصلاً نمیدانیم که ما از این مرز عبور خواهیم کرد یا نه؛ احتمال دارد همین یک ساعت دیگر یا یک روز دیگر نوبتِ به ما برسد که از این مرز عبور کنیم. از خدا بخواهیم که مرگ ما مرگی باشد که خود آن مرگ هم انشاءاللَّه مایهی روسفیدی ما باشد.
۱۳۸۴/۱۰/۲۱
9.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سخنرانی شهید کاظمیدر جمع فرماندهان نیروی زمینی در آذرماه ۱۳۸۴.
ما امروز دریایی از تجربه هستیم ، یه لحظه به خودتون اینو نگید که آمریکا میاد بمب میزنه … آمریکا غلط کرد …آمریکا عراق چه شکلی شکست داده ؟ کی بوده عراق ؟ چه به سرش اومده در عراق ؟ آمریکا در مقابل شما بچهها بدونید و در مقابل وضعیت امروز نیروی زمینی بدانید که خوار و شکست خورده است ، آمریکاییها بالندگی شون به این تجهیزاتشونه ، این تجهیزات تا یک وقتی می تواند به جلو برود در مقابل اراده آدمهایی که برای خدا کار میکنند این شکست میخوره ، شک نکنید در تاریخ بوده این … او یه حساب مادی است ، ولی ما به جای دیگه ای وصلیم.
#حوالی_احمد
-آخرش چی میشه؟
+ ما آخرش با اسرائیل درگیر میشیم،
ولی تا اون موقع باید سه تا چیز رو تقویت کنیم:
بسیج(مردم)، موشکی، مهندسی (استحکامات و پناهگاههای مجهز)
.
امروز: ۱ / شعبان / ۱۴۴۷
صدقه ی اول ماه یادتون نره🌱
همین الان انجام بدین تا فراموش نکردین :)
.
از این لینک میتونید وارد قسمت وجوهات شرعی سایت مقام معظم رهبری بشید و صدقه های مدنظرتونو پرداخت کنید..
بعد از ثبت اطلاعات برید پایینِ صفحه توی قسمت «انتخاب وجوهات»، و بعد توی قسمت «بابت» میتونید «صدقه» رو انتخاب کنید..
https://www.leader.ir/fa/monies
هدایت شده از عجم علوی | مهدی مولایی
بزرگترین جنایت چنگیز، کشتن مدافعان شهرها بود؟ شما هم کشتید. بزرگترین جنایت اسکندر، آتش زدن اموال مردم بود؟ شما هم زدید. بزرگترین جنایت هیتلر، کورههای آدمسوزی مخفیانه در آشویتس بود؟ شما آشکارا در خیابان سوزاندید. بزرگترین جنایت مغول، نابودی کتابخانهها و مراکزعلمی بود؟ شما هم کردید. بزرگترین جنایت فرعون ریختن خون نوزادان و خردسالان بود؟ شما هم ریختید. شما عصاره تمام جنایات تاریخید. میراثدار تمام رذلها و جانیان. پنجهبهخونآغشتگانی که تاریخ نامهایتان را به خاطر خواهد سپرد. بگذار رسانههاتان، هرچه میخواهند واقعیت را وارونه جلوه دهند. تاریخ میداند که شما چهکسانید و ما چهکسان.
«مهدی مولایی»
هدایت شده از قَدّاره بَند
ولادتِ اربابِ دو عالَم،
سوگلیِ خلقت،
ولادتِ شخصیتی که هزاران مفسر باید فقط باید کهکشانِ معرفتِ رسولِ خدا رو تفسیر کنن تا تو کمی بفهمی حُسَینُ مِنّی یعنی چی! تا درک کنی این مِنّی تا کجا عمق داره...
ولادتِ اباعبدالله الحسین که چشمه یِ جوشانِ چشمِ مومنین و مومنات هیچگاه برایِ او خشک نمیشه، ولادتِ حضرتِ غم، ولادتِ اندوهِ مُتَعالی پیشاپیش بر امام زمان و شما مبارک.
به نظر میاد یکی از مطالبات اصلی باید اینترنت ملی برای زیر ۱۸سال باشه. فقط هم به شاد دسترسی داشته باشن. فکر نمیکنم کار سختی باشه واسه مسئولین محترم :)
از برایت میخوانم:
رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي
وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي
وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسَانِي
يَفْقَهُوا قَوْلِي.
پسرم
حالا که در شب میلاد اباعبدالله
به لطف خدا زبانت باز شده
و اولین دَدَ بَبَ را شروع کردهای،
کلامی از مولاعلی برایت یادآور میشوم:
«حواست باشد که انسان زیر زبان خودش پنهان است. زبانِ تربیت نشده، درندهایست که اگر رهایش کنی، میگزد. کسی که زبان را بر خودش حاکم کند، خود را بی ارزش کرده است.»
فرمود: فَاخزُن!
خزانه کن! جمع کن! پس انداز کن!
برای خرجش برنامه داشته باش!
بی برنامه ازش خرج نکن!
ولخرجی نکن و حفظ کن!
لِسَانَک! زبانت را!
كَما تَخزُنُ ذَهَبَکَ وَ وَرِقَک!
همانطور که طلا و نقره و اشیاء گران بهایت را حفظ میکنی و برای جمع آوری و خرج کردنش برنامه ریزی میکنی!
علی جانم!
همانطور که خزانهدار اموال گرانت هستی،
خزانهدارِ زبانت هم باش!
چرا؟
فرمود:
چه بسیار پیش میآید که یک کلمه یا یک حرف نعمتی را از تو میگیرد و رنجی را فرامیخواند!
خیلی از رنج های ما ثمرهی همان کلمهی غلط یا بیهودهایست که بیجا از خزانهی زبان خرجش کردیم..
از خدا میخواهم
ریشهی این پاره از وجودت را به امیرالمومنین پیوند بزند تا در سایهی علم مولا، همواره از گویندگان حق و راستی باشی نور چشمم♥️
#ولدی