eitaa logo
راشِدون | کوثر نساج🇮🇷
212 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
222 ویدیو
16 فایل
اگردنیاراغاری‌تصورکنیم‌وماانسانهای‌اولیه‌‌ای باشیم‌ که‌کمی‌رشدکرده وصاحب‌تکنولوژی‌شده‌ایم هنوزهم‌برای‌بقاواثرگذاری،به‌نوشتن‌نیازداریم. مهمان«کارشناس‌اتاق‌عملی»هستیدکه جهان‌معمولی‌وفهم‌ناکاملش رابه‌ کلمه تبدیل میکند محب‌مولا‌علی/همسر/مادر/دانشجومعماری
مشاهده در ایتا
دانلود
مداحی آنلاین1_25498684522.mp3
زمان: حجم: 4.2M
بهم نگید آروم بشم... دنیا برام چه بی فروغه.. +هرچی گوش بدم، از داغش کم نمیشه... دلم دیگه از غصه آبه..
محسن محمدی‌پناهباید برخواست.mp3
زمان: حجم: 4.7M
برای وقتی که انرژیت کم شده: أن تقوموا لله مثنی و فرادی..
علی را که میخوابانم به سرم میزند بیایم پشت لپتاپ و نوشته ای هوا کنم. هوس میکنم اخرین فالوده ای را که در فریزر دارم با ابلیموی فراوان بیاورم کنار دستم بگذارم و تا کمی یخش باز میشود نوشته ام را تمام کنم. اما نوشتن یکجورهایی به نماز میماند. همینکه میخواهی مشغولش شوی کار پشت کار است که جلوی پایت ردیف میشود و اگر با دست همه شان را پس نزنی و فضا را برای نوشتن خالی نکنی، ناگهان میبینی از ان یکساعتی که قرار بود برای نوشتن زمان بگذاری همه اش صرف تلفن حرف زدن، فیلم دیدن، ظرف شستن، نظافت منزل، در مجازی چرخیدن، پاسخ کارفرما را دادن و چه و چه شده است و تو ماندی و حسرتی برای نوشتن و ایده هایی که در کسری از ثانیه از کله ات پریده و بخار شده‌اند. تلفن اول مامان بود که نمیتوانستم بیخیال تماسش بشوم. در راه برگشت از تهران بودند و حتما حرف هایی داشتند برای گفتن. میخواستم از حال و هوای شهر تهران بیشتر بدانم. ترسی برایم وجود داشت برای مواجه شدن با تهران بزرگ همیشه زیبا و دوست داشتنی. میترسیدم تصوراتم خراب شود. دلم میخواست بشنوم همه چیز مثل سابق است و چیزی تغییر نکرده است. مامان گفت انصافا شهرداری خیلی خوب همه چیز را جمع و جور کرده است. خاکبرداری و مرمت در سریعترین زمان ممکن انجام شده است و تهران همانطور است که همیشه بود. پرسیدم خیابان کشوردوست نرفتید؟ اولش تفره رفت و خواست با اینکه نه وقتش را نداشتیم توجیه کند که در میانه ی صحبت لو داد که دلش را نداشتیم با انجا روبرو شویم. وسط حرف هامان پشت خطی داشتم. خاله پروانه بود. حتما کار مهمی دارد. همینجوری الکی تماس نمیگیرد. انتن مامان رفت و ارتباطمان قطع شد. بلافاصله خاله را گرفتم. بهم گفت امشب مراسم دختران جانفدا رو میای؟ گفتم ساعت 8؟ گفت به من گفته اند روسری مشکی بذارید و ماسک مشکی بزنید و ساعت 7 اینجا باشید. قلبم تندتر زد. خون در رگانم جاری شد. گرما را زیر پوستم حس کردم. تمام فیلم های رژه ی دختران جانفدای تهران را در ذهنم مرور کردم. علی را با سربند یا علی اصغر و پرچم به دست تصور کردم در حالیکه خودم سربند لبیک یا خامنه ای گذاشته ام و بجای ماسک مشکی صورتم را با چفیه ی عربی مشکی ام که راه های زرشکی دارد پوشانده ام و او را در کالسکه جلو میبرم. بلافاصله گفتم بهش زنگ بزن بگو خواهرزاده ام هم با پسرش میاد. گفت باشه پس هفت اونجا باش. علی خوابیده است و منتظرم تا نیم ساعت دیگر بیدارش کنم، وضو گرفته، لباسهای رزممان را بپوشیم و مثل شب‌‌های دیگر، راهی میدان خیابان شویم. روز پنجاهم جنگ رمضان. شب ولادت حضرت معصومه (س) و روز دختر. روز تولد رهبر شهیدم..
یه جوری اخبار تنگه هرمزو دنبال میکنه انگار نفت کش‌هاش توی تنگه منتظرن. وا بده عزیز🚶🏻‍♂
هدایت شده از [ هُرنو ]
پریشب روح‌الله از حدیثی گفت که وقتی از بالاسر حضرت در مشهد می‌خواهی خداحافظی کنی، روی تابلویی نوشته‌اند. امروز با سیدرضا تماس گرفتم تا زحمت هماهنگی با اخوی‌اش را برای مصاحبه‌ای بکشد. گفت مشهدم و و بالاسر حضرت. گفتم می‌شود از این تابلو عکس بگیری؟ گفت نه چون زیارت وداعمان بود. چند دقیقه بعد زنگ زد که برگشتم و برایت عکس فرستادم. حدیث را در دفتر مجله بلند خواندم. دکتر صالحی هم امروز بودند و صحبت از دعایی کردند از امیرالمومنین که: «اَللَّهُمَّ مُنَّ عَلَيَّ بِالتَّوَكُّلِ عَلَيْكَ وَ اَلتَّفْوِيضِ إِلَيْكَ وَ اَلرِّضَا بِقَدَرِكَ وَ اَلتَّسْلِيمِ لِأَمْرِكَ حَتَّى لاَ أُحِبَّ تَعْجِيلَ مَا أَخَّرْتَ وَ لاَ تَأْخِيرَ مَا عَجَّلْتَ يَا أَرْحَمَ اَلرَّاحِمِينَ» خدايا بر من منّت گذار تا توان بر تو و واگذاردن امورم به تو، و خشنود‌شدن به قضا و قدر تو، و تسليم‌شدن به فرمانت را پيدا كنم، به حدّى در برابر فرمانت تسليم و در آنچه برايم مقدر فرموده‌اى شتاب نداشته باشم و به داده‌هايت رضايت دهم، اى مهربان‌ترين مهربانان... بعدترش داشت می‌خواند که: «گر برانند و گر ببخشایند/ ره به جای دگر، نمی‌یابیم...» @hornou هُرنو | روزنِ نورگیرِ سقف
مدتی است به واسطه‌ی پیاده‌روی‌های تجویزیِ استاد، بیشتر و در ساعات متفاوت در سطح شهر قدم میزنم، دقیق‌تر می‌بینم و می‌شنوم. قطعیتی که در شب‌ها هست، در روزها نیست. آدم‌های شب‌ها و آدم‌های روزها خیلی از هم فاصله دارند. واقعیت جامعه را باید دید و جدی گرفت. روز ۵۰ ام جنگ.
🔴اینکه خدا نباید فراموش بشه و یاری خدا با ماست و قدرت ما مضاعف خواهد شد یک حقیقت مسلم قرآنی برای لشکر مومنین است •امااااا بارها تاکید کردیم برای نابودی اسرائیل فقط موشک کافی نیست ... برای نابودی اسرائیل باید شریان اقتصادی که باعث چاقی اسرائیل بشه تحریم بشه !!حکمی که امام خامنه‌ای شهید فرمودند اسرائیل باید توسط کشورهای منطقه تحریم شود! آیا شدنی است؟ بله ! •بعد از پیروزی نهایی ما و شکستن آقایی دلار با اراده ایران در منطقه این هدف شدنی است ...فقط صبر و همت دولت تمدنی را میخواهد! •زدن اسرائیل آسان هست اما منجر به نابودی نمی‌شود! اینکه بتوانی در منطقه علیه اسرائیل اجماع ایجاد کنی سخت است اما قطعا منجر به نابودی اسرائیل خواهد شد ! •البته بنده مدعی نیستم نجنگیم اتفاقا یکی از ابزار‌های ما برای ایجاد اجماع علیه اسرائیل توان نظامی بالا و بازدارنده است ✍عالیه سادات https://eitaa.com/shookoohzan ✅این کانال رو حتما دنبال کنید.
امروز شروع ماه ذی‌القعده و شروع چله‌ی موسوی است. همان روزهایی ست که حضرت موسی به قومش وعده داد از کوه با فرامین خدا برمی‌گردد، اما سی روزش که شد چهل روز، قومش گوساله‌پرست شدند! آخرین روز این چهل روز، عید قربان است؛ روز حاجی شدن زائران خانه خدا. من هنوز نمی‌دانم بالاخره امسال زائر خانه خدا خواهم شد یا نه. هرکاری که به عهده‌ی منِ بنده است، انجام می‌دهم، بقیه‌اش هم با خداست. این چهل روز را هم بخشی از حج می‌دانم که از امروز شروع شده. علما می‌گویند این ایام "بهار چله‌نشینی‌ها"ست. ترک یک عادت ناپسند، مراقبت دائمی، تلاوت قرآن، زیارت، نماز... هر چه دوست دارید. یک کاری را انتخاب کنیم، به نیت تقرب به خدا و اهل بیت، فرج، پیروزی اسلام و ایران، قوت رزمندگان و خواری دشمن‌ها به جا بیاوریم. اگر عید قربان امسال حاجی شدم، دعاگوی همه چله‌نشین‌های این کانال خواهم بود، ان‌شاءلله. شما هم دعا کنید حج واقعی و مقبول نصیبم شود، که سخت محتاجم. @motherlydays
دخترا پنجاه روزه که بجای ریحانه‌ی خلقت رُستم تهمتنَن  :)
دلم میخواد از هر کانالی که داره درباره‌ی مذاکره تحلیل میذاره، بیام بیرون. بسه دیگه خسته‌مون کردین👊🏻