زيارةفاطمةالزهراءعليها السلام
✦•┈┈•✦❀✦❀•┈┈•✦
اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يابِنْتَ رَسُولِ اللهِ،اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يابِنْتَ نَبِىِّ اللهِ،اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يابِنْتَ حَبيبِ اللهِ،اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يابِنْتَ خَليلِ اللهِ،اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يابِنْتَ صَفىِّ اللهِ،اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يابِنْتَ اَمينِ اللهِ،اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ خَيْرِخَلْقِ اللهِ،اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يابِنْتَ اَفْضَلِ اَنْبِياءِاللهِ وَرُسُلِهِ وَمَلائِكَتِهِ،اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يابِنْتَ خَيْرِالْبَرِّيَةِ،اَلسَّلامُ عَلَيْكِ ياسِيِّدَةَنِساءِالْعالَمينَ مِنَ الاَْوَّلينَ وَالاْخِرينَ،اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا زَوْجَةَ وَلِيِّ اللهِ وَخَيْرِالْخَلْقِ بَعْدَرَسُولِ اللهِ،اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يااُمَّ الْحَسَنِ وَالْحُسَيْنِ سَيِّدَىْ شَبابِ اَهْلِ الْجَنَّةِ،اَلسَّلامُ عَلَيْكِ اَيَّتُهَاالصِّدّيقَةُ الشَّهيدَةُ،اَلسَّلامُ عَلَيْكِ اَيَّتُهَا الرَّضِيَّةُالْمَرْضِيَّةُ، اَلسـَّلامُ عـَلَيْكِ اَيَّتـُهَا الْفاضِلـَةُ الزَّكِيـَّةُ،اَلسـَّلامُ عـَلَيْكِ اَيَّتـُهَاالْحَوْراءُالاِْنْسِيَّة
رستگارانیان ضمن عرض تسلیت ازهمتون التماس دعا داریم🙏
12.15M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💖بیشتر از ابراز محبت زن به مرد، ابراز محبت مرد به زن تاکید شده
✨ #استاد_پناهیان
✅ سؤالاتی که باعث هدایت جوانان شیعه شد‼️
🔴 #شبهه ۵۴
♻️قسمت اول/شيعه ميگويد ابوبكر و عمر خلافت را از علي غصب كردند و عليه او توطئه نمودند تا او را از رسيدن به خلافت باز دارند...
♻️ ميگوييم اگر آنچه شما ميگوييد درست است پس چرا عمر علي را جزء افراد شورا قرار داد؟ اگر او را از شورا بيرون ميكرد، چنانكه سعيدبنزيد را بيرون كرد، يا كسي ديگر غير از او را تعيين ميكرد، هيچ كس اعتراض نميكرد؟!
🍃🍂🍃🍂🌹🍂🍃🍂🍃
🌷بخش اول #پاسخ به #شبهه ۵۴
۱. ما نميدانيم چرا و به چه نيتي عمر اينچنين كرد اما توجه به چند نكته خوب است:
يكي اينكه انتخاب ابوبكر در سقيفه همانطور كه عمر بعدها گفت كار شتابزدهاي بود و خيلي قابل دفاع نبود، همانطور كه اهل سنت و وهابيها الاَن هم براي ساختن اجماع مسلمين و جريان سقيفه دچار مشكل هستند. عمربنخطاب گفت اين كار يك فلته است و فلته در لغت به معني كار شتابزده و نااستوار و بدون فكر ميباشد. عمربنخطاب درباره انتخاب ابوبكر در سقيفه گفت: «كانت بيعهالناس لابيبكر فلته من فلتات الجاهليه وقيالله المسلمين شرَّها فمن عاد اليها فاقتُلوه».
ترجمه: بيعت مردم با ابوبكر قضيهاي با شتاب و بدون تفكر اساسي (فلته) به شيوه جاهليت بود. خداوند مسلمانان را از شرّ اين قضيه حفظ كرد و هر كه اينگونه از اين به بعد رفتار كند او را بكشيد¹».
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
¹. اسناد: «صحيح بخاري»، ج 8 ص 208؛ «سيره ابنهشام»، ج 4 ص 308؛ «صواعق» ابنحجر، ص 8؛ «ملل ونحل» شهرستاني، ج1 ص 30؛ «تذكرهالخواص»، ص 61؛ «نهايه» ابناثير، ج 3 ص 238؛ «مسند احمد»، ج،1ص 55؛ «كنزالعمّال»، ج3 ص 139؛ «كامل» ابناثير، ج2 ص 135؛ «سيره حلبي»، ج3 ص 388؛ «انساب»بلاذري، ج5 ص 15؛ «شرح ابنابيالحديد»، ج2 ص 23 و ج6 ص 20؛ «تاريخ ابنكثير»، ج 5 ص 246؛ «تاريخ طبري»، ج3 ص .200
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۲. ابوبكر در پايان عمر از اينكه بيت فاطمه -س- را گشوده است و اينكه چرا خلافت را به آن دو نفر واگذار نكرده راضي نبود و ميگفت دوست داشتم بيت فاطمه -س- را نميگشودم و خلافت را به آن دو نفر ميدادم.
۳. انتخاب عمر به وسيله وصيتنامه ابوبكر كار را براي طرفداران خليفه و اثبات مقام او سختتر كرده است. اهل سنت نصب و وصيت ابوبكر را براي خلافت عمر، چگونه ميتوانند توجيه كنند؟! در حاليكه او مريض بود و وقتي وصيت كرد در اثناء آن بيهوش شد و عثمان اسم عمر را نوشت و وقتي ابوبكر به هوش آمد و عثمان آن وصيت را براي ابوبكر خواند در اين جا عمر اعتراضي نكرد كه ابوبكر هذيان ميگويد اما همين عمر در زمان رحلت پيامبر، وقتي حضرت رسول -ص- فرمود براي اينكه هرگز گمراه نشويد قلم و كاغذ بياوريد تا چيزي املاء كنم، عمر نه تنها دستور پيامبر را اطاعت نكرد بلكه گفت اين مرد هذيان ميگويد و بين صحابه نزاعي درگرفت و پيامبر -ص- همه را از محضر خود اخراج كرد.
۴. در زمان آخر كار عمر، ابوعبيده جراح از دنيا رفته بود و ديگر عمر نميتوانست خلافت را به شخصيت سوم سقيفه بدهد .
۵. قوانيني كه عمر براي شورا قرار داده بود به نحوي بود كه هم نشان بدهد به شخصيت علي -علیه السلام- به عنوان اهل بيت و... اهميت داده است و هم خلافت را به عثمان واگذار كند؛ زيرا گفت اگر يك نفر بود و با پنج نفر ديگر مخالفت كرد آن يك نفر را بكشيد و اگر دو نفر و چهار نفر بود، آن دو را بكشيد و اگر سه نفر با سه نفر شد آن طرف كه عبدالرحمن بن عوف باشد حجت است؛ حال بفرماييد كه اين شخصيت نسبت به پنج نفر ديگر چه مزيتي داشت كه طرف او حاكم باشد و آن طرف ديگر محكوم. در حالی که معلوم نيست چرا شخص عبدالرحمنبنعوف اين فضيلت را يافت كه گروه او حق باشد و او فرقان اسلام قرار گرفت با اين كه افرادي چون طلحه و زبير و عثمان هم بودند.
📚برگرفته از کتاب #پاسخ
📌نقد و بررسی شبهات وهابیت آل سعود
📚📚📚📚📚
📖 منابع اهل سنت درباره حمله به خانه حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
۱. ابوبکر بن ابی شیبه (۱۵۹- ۲۳۵) مؤلف کتاب «المصنّف» به سند صحیح:
هنگامی که مردم با ابی بکر بیعت کردند، علی و زبیر در خانه فاطمه به گفتگو و مشاوره میپرداختند و این مطلب به عمر بن خطاب رسید. او به خانه فاطمه آمد و گفت: ای دختر رسول خدا محبوب ترین فرد برای ما پدر توست و بعد از پدر تو خودت، ولی سوگند به خدا این محبت مانع از آن نیست که اگر این افراد در خانه تو جمع شوند من دستور دهم خانه را بر آن ها #بسوزانند. این جمله را گفت و بیرون رفت، وقتی علی و زبیر به خانه برگشتند. دختر پیامبر به علی و زبیر گفت: عمر نزد من آمد و سوگند یاد کرد که اگر اجتماع شما تکرار شود خانه را بر شما بسوزاند. به خدا سوگند آنچه را قسم خورده است انجام میدهد.
۲. احمد بن یحیی جابر بغدادی بلاذری (متوفای ۲۷۰) مولف کتاب تاریخی «انساب الاشراف»:
ابوبکر به دنبال علی فرستاد تا بیعت کند ولی علی از بیعت امتناع کرد. سپس عمر همراه با فتیله (آتشزا) حرکت کرد و با فاطمه در مقابل باب خانه رو به رو شد. فاطمه گفت: «ای فرزند خطاب میبینم درصدد سوزاندن خانه من هستی؟» عمر گفت: «بله این کار کمک به چیزی است که پدرت برای آن مبعوث شده است»
۳. عبدالله بن مسلم بن قتیبیه دینوری (۲۱۲ – ۲۷۶) تاریخ دان و ادیب بزرگ اهل سنت در کتابش «الامامه والسیاسه»:
ابوبکر از کسانی که از بیعت با او سر برتافتند و در خانه علی گرد آمده بودند، سراغ گرفت و عمر را به دنبال آنان فرستاد. او به در خانه علی آمد و همگان را صدا زد که بیرون بیایند و آنان از خروج از خانه امتناع کردند. در این موقع عمر #هیزم طلبید و گفت: «به خدایی که جان عمر در دست اوست بیرون بیایید یا خانه را بر سرتان آتش میزنم» مردی به عمر گفت: «ای اباحفص در این خانه دختر پیامبر است» گفت: باشد.
ابن قتیبیه در دنباله این مطلب نوشته است (صفحه ۱۳):
عمر به همراه گروهی به در خانه فاطمه آمدند، در خانه را زدند. هنگامی که فاطمه صدای آنان را شنید با صدای بلند گفت: «ای رسول خدا پس از تو چه مصیبت هایی به ما از فرزند خطاب و ابی قحافه رسید» وقتی مردم که همراه عمر بودند صدای زهرا و #گریه او را شنیدند برگشتند ولی عمر با گروهی باقی ماند و علی را از خانه بیرون آوردند نزد ابی بکر بردند و به او گفتند: بیعت کن. علی گفت: «اگر بیعت نکنم چه میشود؟» گفتند: به خدایی که جز او خدایی نیست گردن تو را میزنیم...
[حضرت هارون -ع- به حضرت موسی -ع- گفت: قال ابن امّ ان القوم استضعفونی و کادوا یقتلوننی ... «۱۵۰ اعراف»]
۴. تاریخ طبری: أتی عمر بن الخطاب منزل علی و فیه طلحه و الزبیر و رجال من المهاجرین فقال: «والله لاحرقن علیکم او لتخرجن الی بیعة» فخرج علیه الزبیر مصلتاً بالسیف فعثر فسقط السیف من یده فوثبوا علیه فاخذوه.
عمر بن خطاب به خانه علی آمد در حالی که گروهی از مهاجران در آنجا گرد آمده بودند. وی رو به آنان کرد و گفت: «به خدا سوگند خانه را به آتش میکشم مگر اینکه برای بیعت بیرون بیایید» زبیر از خانه بیرون آمد در حالی که شمشیر کشیده بود، ناگهان پای او لغزید و شمشیر از دستش افتاد. در این موقع افراد دیگر بر او هجوم آوردند و شمشیر را از دست او گرفتند. بایع الناس و استشبتوا للبیعة و تخلف علی و الزبیر و اخترط الزبیر سیفه و قال اَعمدُه حتی یبایع علیَّ فبلغ ذلک ابابکر و عمر. فقال عمر: خذوا سیف الزبیر فاضربوا به الحجر .
۵. ابوالقاسم طبرانی (۲۶۰ – ۳۶۰) که ذهبی در میزان الاعتدال درباره او میگوید فردی معتبر است، در کتاب «المعجم الکبیر» درباره جناب ابوبکر در زمان مرگش میگوید:
ابوبکر در هنگام مرگ اموری را آرزو میکرد: «اما الثلاث اللائی وددت انی لا افعلهن فوددت انی لم أکن اکشف بیت فاطمه و ترکته» ای کاش سه چیز را انجام نمیدادم... ای کاش هتک حرمت خانه فاطمه نمیکردم و آن را به حال خود واگذار میکردم.
۶. ابن عبدربه در عقد الفرید (متوفای ۴۶۳) از عبد الرحمن بن عوف نقل میکند:
من در بیماری ابی بکر بر او وارد شدم تا از او عیادت کنم، او گفت، قال ابوبکر: «و ودت انی لم اکشف بیت فاطمه عن شیءٍ و ان کانوا اغلقوه علی الحرب» آرزو میکنم که ای کاش سه چیز را انجام نمیدادم... ای کاش خانه فاطمه را نمیگشودم هر چند آنان برای نبرد، در خانه را بسته بودند.
🔘 ادامه مطلب را در پست بعدی مطالعه نمایید...
📚برگرفته از کتاب #هارون
📌 بررسی و تحقیق درباره مقام و منزلت حضرت امام علی ابن ابی طالب علیه السلام
✍🏻حامد وفسی