eitaa logo
روابط عمومی انتظامی مازندران
379 دنبال‌کننده
12.8هزار عکس
3.7هزار ویدیو
75 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از روابط عمومی پلیس
✍️ 💠 از چشمان‌شان به پای حال خرابم خنده می‌بارید و تنها حضور حرم (علیهاالسلام) دست دلم را گرفته بود تا از وحشت اینهمه نامحرمِ تشنه به خونم جان ندهم که در حلقه تنگ محاصره‌شان سرم پایین بود و بی‌صدا گریه می‌کردم. ای‌کاش به مبادله‌ام راضی شده بودند و هوس تحویلم به ابوجعده بی‌تاب‌شان کرده بود که همان لحظه با کسی تماس گرفتند و مژده به دام افتادنم را دادند. 💠 احساس می‌کردم از زمین به سمت آسمان آتش می‌پاشد که رگبار گلوله لحظه‌ای قطع نمی‌شد و ترس رسیدن نیروهای به جان‌شان افتاده بود که پشت موبایل به کسی اصرار می‌کردند :«ما می‌خوایم بریم سمت بیمارستان، زودتر بیا تحویلش بگیر!» صدایش را نمی‌شنیدم اما حدس می‌زدم چه کسی پشت این تماس برای به چنگ آوردنم نرخ تعیین می‌کند و به چند دقیقه نکشید که خودش را رساند. 💠 پیکرم را در زمین فشار می‌دادم بلکه این سنگ‌ها پناهم دهند و پناهی نبود که دوباره شانه‌ام را با تمام قدرت کشید و تن بی‌توانم را با یک تکان از جا کَند. با فشار دستش شانه‌ام را هل می‌داد تا جلو بیفتم، می‌دیدم دهان‌شان از بریدن سرم آب افتاده و باید ابتدا زبانم را به صلّابه می‌کشیدند که عجالتاً خنجرهایشان غلاف بود. 💠 پاشنه درِ پشت بام مقداری از سطح زمین بالاتر بود و طوری هلم می‌دادند که چشمم ندید، پایم به لبه پاشنه پیچید و با تمام قامتم روی سنگ راه‌پله زمین خوردم. احساس کردم تمام استخوان‌هایم در هم شکست و دیگر ذکری جز نام (علیهاالسلام) به لب‌هایم نمی‌آمد که حضرت را با نفس‌هایم صدا می‌زدم و می‌دیدم خون دهانم روی زمین خط انداخته است. 💠 دلم می‌خواست خودم از جا بلند شوم و امانم نمی‌دادند که از پشت پیراهنم را کشیدند و بلندم کردند. شانه‌ام را فشار می‌دادند تا زودتر پایین روم، برای دیدن هر پله به چشمانم التماس می‌کردم و باز پایم برای رفتن به حجله ابوجعده پیش نمی‌رفت که از پیچ پله دیدم روی مبل کنار اتاق نشسته و با موبایلش با کسی حرف می‌زند. مسیر حمله به سمت را بررسی می‌کردند و تا نگاهش به من افتاد، چشمانش مثل دو چاه از آتش شعله کشید و از جا بلند شد. 💠 کریه‌تر از آن شب نگاهم می‌کرد و به گمانم در همین یک سال به‌قدری خورده بود که صورتش از پشت همان ریش و سبیل خاکستری مثل سگ شده بود. تماسش را قطع کرد و انگار برای جویدن حنجره‌ام آماده می‌شد که دندان‌هایش را به هم می‌سایید و با نعره‌ای سرم خراب شد :«پس از افغانستانی؟!» 💠 جریان خون به زحمت خودش را در رگ‌هایم می‌کشاند، قلبم از تپش ایستاده و نفسم بی‌صدا در سینه مانده بود و او طوری عربده کشید که روح از بدنم رفت :«یا حرف می‌زنی یا همینجا ریز ریزت می‌کنم!» و همان برای کشتن دل من کافی بود که چاقوی کوچکی را از جیب شلوارش بیرون کشید، هنوز چند پله مانده بود تا به قتلگاهم برسم و او از همانجا با تیزی زبان جهنمی‌اش جانم را گرفت :«آخرین جایی که می‌برّم زبونته! کاری باهات می‌کنم به حرف بیای!» 💠 قلبم از وحشت به خودش می‌پیچید و آن‌ها از پشت هلم می‌دادند تا زودتر حرکت کنم که شلیک پرده گوشم را پاره کرد و پیشانی ابوجعده را از هم شکافت. از شدت وحشت رمقی به قدم‌هایم نمانده و با همان ضربی که به کتفم خورده بود، از پله آخر روی زمین افتادم. حس می‌کردم زمین زیر تنم می‌لرزد و انگار عده‌ای می‌دویدند که کسی روی کمرم خیمه زد و زیر پیکرش پنهانم کرد. 💠 رگبار گلوله خانه را پُر کرده و دست و بازویی تلاش می‌کرد سر و صورتم را بپوشاند، تکان‌های قفسه سینه‌اش را روی شانه‌ام حس می‌کردم و می‌شنیدم با هر تکان زیر لب ناله می‌زند :«!» که دلم از سوز صدای مظلومش آتش گرفت. گرمای بدنش روی کمرم هر لحظه بیشتر می‌شد، پیراهنم از پشت خیس و داغ شده و دیگر ناله‌ای هم نمی‌زد که فقط خس‌خس نفس‌هایش را پشت گوشم می‌شنیدم. 💠 بین برزخی از و زندگی، از هیاهوی اطرافم جز داد و بیدادی مبهم و تیراندازی بی‌وقفه، چیزی نمی‌فهمیدم که گلوله باران تمام شد. صورتم در فرش اتاق فرو رفته بود، چیزی نمی‌دیدم و تنها بوی و باروت مشامم را می‌سوزاند که زمزمه مصطفی در گوشم نشست و با یک تکان، کمرم سبک شد. 💠 گردنم از شدت درد به سختی تکان می‌خورد، به‌زحمت سرم را چرخاندم و پیکر پاره‌پاره‌اش دلم را زیر و رو کرد. ابوالفضل روی دستان مصطفی از نفس افتاده بود، از تمام بدنش خون می‌چکید و پاهایش را روی زمین از شدت درد تکان می‌داد...
هدایت شده از روابط عمومی پلیس
2.57M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💢هجوم زنان به یک فروشگاه در حائل عربستان که روی اجناسش تخفیف ویژه داده 🔹نه بابا! عربستان اینقدر به شهرونداش حقوق میده، همه پول دار، همه مرفه! احتیاج به این چیزها ندارن که! ✍️
هدایت شده از روابط عمومی پلیس
💢باز نزدیک اربعین شد و رسانه‌های یزید این شبهه‌ ها رو شروع کردند! 🔹طوری تیتر زده انگار قراره مجانی دینار به زوار داده بشه و تا یکماه بعد از اربعین حسینی مخاطبتان اینها بگن اینها برای دینار مجانی و غذای مجانی رفتند کربلا ! ✍️
هدایت شده از روابط عمومی پلیس
🔹مقام معظم رهبری(مدظله‌العالی): امنیت شرط زندگی است!
هدایت شده از روابط عمومی پلیس
12.71M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 مستند "عشق بی پایان" 🏴روضه خانگی
هدایت شده از روابط عمومی پلیس
13.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💢گمشده‌ای که پیدا بود 🔹کشف کتاب درسی یک رزمنده در جریان تفحص پیکرهای مطهر شهدا در منطقه شلمچه ✍️
هدایت شده از روابط عمومی پلیس
🚈 ۲۰ کشور برتر دنیا در زمینه خطوط 🔸 چین با اختلاف از آمریکا و بقیه دنیا در صدر، پانزدهم و بالاتر از ایتالیا ، سنگاپور، کانادا، مالزی و هلند
هدایت شده از روابط عمومی پلیس
😍به یاد شهید حججی یادمان باشد که ما خون داده ایم یک بیابان مرد مجنون داده ایم😢✌ یادمان باشد پیام آفتاب دست نا اهلان نیافتد ☫-----------*✨🌹✨*-----------☫ *مرزمقدس*مرکزآموزش ولیعصر(عج)زابل
هدایت شده از روابط عمومی پلیس
🔸️دلجویی سردار رضایی از فرزندان معظم شهید والامقام یوسف پیرانه سردار "قاسم رضایی" جانشین فرمانده کل انتظامی کشور در اجلاسیه شهدای نیروهای مسلح و پیشکسوتان و رزمندگان عرصه جهاد و شهادت استان اردبیل با "امیرحسین و سما پیرانه" فرزندان گرامی شهید والامقام " یوسف پیرانه" دیدار و پس از گفت و گوی صمیمی، از آنان دلجویی کرد.
هدایت شده از روابط عمومی پلیس
جانشین فرمانده کل نیروی انتظامی: محافظه‌کاری و مماشات خلاف مسیر انقلاب و شهدا است .جانشین فرمانده کل نیروی انتظامی با بیان اینکه محافظه‌کاری و مماشات خلاف مسیر انقلاب و شهدا است گفت: انقلابی ماندن و عمل انقلابی مطالبه امروز شهدا از ما است.به گزارش خبرگزاری پلیس، سردار قاسم رضایی جانشین فرمانده کل نیروی انتظامی پیش از ظهر امروز در یادواره شهدای نیرو‌های مسلح استان اردبیل به تبیین پیام شهدا پرداخت و گفت: خواسته امروز شهدا از ما انقلابی ماندن و انقلابی عمل کردن است. وی با بیان اینکه انقلاب ما، انقلاب تسریع در ظهور است، گفت: شهدا پیشگامان فراهم کردن مقدمات ظهور حضرت بقیه‌الله (عج) بودند. رضایی به تداوم راه شهدا اشاره کرد و گفت: شهدا ادامه دهندگان به حق مسیر سیدالشهدا (ع) بودند و با عمل به احکام الهی از مسیر صراط مستقیم صیانت کردند. وی با بیان اینکه شهدا از ما انتظار دارند انقلابی بمانیم گفت: عمل انقلابی خواسته امروز شهدا از ما است. جانشین فرمانده کل نیروی انتظامی به پیام شهدا اشاره کرد و گفت: حفظ عفاف و حجاب توسط زنان و صیانت از غیرت مردانه نقطه مشترک وصایای همه شهدا است.