[منبدونروضهمیمیرم]
هیمیامگوشههیئتتمیشینم
بهامیداینکهیهروزدرستبشمباروضههات،
چقدصبرکنم؟
دستموبگیرببرزیرعباتقایمکن،
بعدروبههمهبدیهایایندنیابگو:
ایندخترِمنِ،همبازیِرقیهیمنِ،گریهکنِروضهمنِ
نزدیکشنشید
اهلِگناهنیست،گولخورده،معصومکهنیست،
اشتباهکردهولیچشمامیدشبهسمتمنِ،
منکهفقطحسینِخوبانیستم!
#رَواقنویس