رَواق؛
میرم اون خاکی که دیگه قرار نیست تو توش درخت بکاری رو بریزم تو سرم .
دیروز حتی نهالها هم چشم به راهت ماندند ..
رَواق؛
_
میشنوی صدامو؟
بابا مشتی من همیشه پیش همه احساس اضافه بودن کردم ،
دیگه تو با من اینجوری تا نکن ..
تو منو پس نزن .
من جز تو کسی و ندارم ...
جون علی اکبرت:)
#رَواقنویس