الحمدالله،
بیرق مشکی های آقای اباعبدالله(ع) هم داره برپا میشه .
امیدوارم اونقدر برای سیدالشهدا اشک بریزید،که چشم هاتون بسوزه...
#رَواقنویس
این ده شب، سیزده شبی که عزاداری میکنید رو،
به نیابت از یکی از شهدایی که بهشون ارادت دارید انجام بدید
#رَواقنویس
هدایت شده از بَچِّههِیئَتي
از امشب وارد روتینِ دوستداشتنیِ
«هیئت خونه، خونه هیئت» میشم.
من هرسال منتظر محرّم میمونم
که یهبار دیگه داستانِ تو رو از اول بخونم .
من خیلی منتظرم ؛
منتظرم که ماجرای تو برای یه سال هم که شده عوض بشه .
هرسال بادقت میخونم و گوش میدم
که یه روایت جدید بشنوم
که حاشیهی یه کتابی بخونم ظهر دهم بارون زد ، مشک پاره نشد ، علیاصغرتو آب دادن .
و من خیلی غصهدار میشم وقتی میبینم ماجرای تو هرسال تکرار میشه ؛
تو هنوزم زیر دست و پایی
هرسال شمر خنجرشو با خودش میاره .
بیا و امسال داستانِ خودتو عوض کن
طوری بنویس که ظهردهم از داغ علیاکبر موهات سفید نشده باشه
بیا و این ماجرایِ لعنتی رو از اول بنویس حسین .