🔻هرکس حجاب را تحقیر کرد تحقیرش کنید...
رهبر معظّم انقلاب :
اگر کسی به دختر چادری یا با حجاب با نظر تحقیر نگاه می کند، تحقیرش کنید، ملاحظه نکنید.
اگر کسی به جوان حزب اللهی که ریش دارد، با نظر تحقیر نگاه می کند و دورش می کند تحقیرش کنید.
http://eitaa.com/raviannoorshohada
🍃ما با حسین آقا هر پنج شنبه بعد از ظهر بهشت رضا گلزار شهدا می رفتیم و ایشون ویژه قطعه #مدافعان_حرم میرفتن🌸
توی این قطعه ایشون نسبت فامیلی شون رو با ما کلا از یاد می بردن، و پیش ما نبودن، دفعات اول فکر می کردم که ایشون چون خودشون خیلی تلاش می کنن برای رفتن و خیلی به شهدا متوسل میشن، حال روحی شون ایجاد می کنه که تنها باشن، یک بار پنج شنبه که تو قطعه 30 مدافعان حرم بودیم، فاطمه باباش رو بلند صدا کرد👧 حسین آقا از دور اشاره کرد که برو جای ماشین، بعدا به ما گفت اینجا که میام، نزدیک من نیاین، اینجا همسران شهدا، و فرزندان شهدایی هستند که هم سن شما هستند، باید خیلی مراقب بود. دلشون نلرزد..💔
🎙راوی: همسر شهید مدافع حرم حسین محرابی
http://eitaa.com/raviannoorshohada
9.91M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠کشف پیکر مطهر یک شهید در منطقه عملیاتی والفجرمقدماتی در روز میلاد با سعادت امام حسن مجتبی (ع)
🔸امروز شنبه ۲۰ اردیبهشت ۹۹ پیکر مطهر یک شهید در منطقه عملیاتی والفجرمقدماتی توسط گروههای تفحص شهدا کشف گردید.
http://eitaa.com/raviannoorshohada
مجمع راویان نور شهدا (قرارگاه)
✨✨﷽✨✨
🤔اگر انصاف داشته باشیم
همسر مرحوم شهید🌹 «نواب صفوی» اعلی الله مقامه؛ نقل میکند؛ یک شب بعد از افطار مختصر؛ به آقا گفتم دیگر هیچ چیزی برای سحر و افطار بعدی نداریم حتی نان خشک! هر چه بود؛ امشب افطار تمام شد.
☺️مرحوم نواب لبخندی زد. این مطلب را چند بار تا وقت استراحت شبانه آقا تکرار کردم؛ وقت سحر هم آقا برخاست آبی نوشید و گفتم دیدید سحر چیزی نبود؛ افطار هم چیزی نداریم! باز آقا لبخندی زد.
😟بعد نماز صبح گفتم و نماز ظهر هم گفتم و تا غروب و مغرب مرتب سر و صدا کردم که هیچ نداریم. تا این که اذان مغرب را گفتند؛ آقا نماز مغرب را خواند و بعد فرمودند چطور سفره افطار امشب نداریم؟ پاسخ دادم از دیشب تا حالا چه عرض میکنم؛ نداریم و نیست.
😊آقا لبخند تلخی زد و فرمود یعنی آب هم در لولههای آشپزخانه نیست
😄خندیدیم و گفتم صد البته بله. رفتم و از فرط عصبانیت سفرهای انداختم و بشقاب و ... آوردم و پارچ آب را جلوی آقا گذاشتم. هنوز لیوان را پر نکرده بود صدای در آمد.
😱طبقه پایین پسر عموی آقا که مراقب ایشان نیز بود رفت سمت در و آمد گفت: حدود ده نفری از قم هستند و آشنا، آقا فرمود تعارف کن بیایند.
همه آمدند. سلام و تحیت و نشستند؛ آقا فرمود خانم چیزی بیاورید آقایان روزه خود را باز کنند.
من هم گفتم بله آب در لولهها به اندازه کافی هست. رفتم و آوردم آقا لبخندی تلخی زد و به مهمانان تعارف کرد تا روزه خود را باز کنند. در همین هنگام باز صدای در آمد. به آقا یوسف یعنی همان پسر عموی آقا گفتم: برو در را باز کن این دفعه حتما از مشهد هستند.
الحمدلله آب در لوله ها فراوان هست. 🌹شهید نواب چیزی نگفت؛ یوسف رفت وقتی برگشت دیدم با چند قابلمه پر از غذا آمد.
گفتم این چیست؟ پاسخ داد: همسایه بغلی بود؛ ظاهرا امشب افطاری داشته و به علتی مهمانی آنان بهم خورده و دارند میروند گفت بگوییم هر چی فکر کردیم این همه غذای پخته را چه کنیم؛
خانمم گفت چه کسی بهتر از اولاد زهرای مرضیه سلام الله علیها. میدهیم خدمت آقا سید که ظاهرا مهمان هم زیاد دارند.
آقا یک نگاه به من کرد و خنده کرد و رفت. من شرمنده و شرمسار؛ غذاها را کشیدم و به مهمانان دادم و ...
آنها که رفتند آقا به من فرمود،
⭕️⭕️ دو نکته:
1⃣اول این که یک شب سحر و افطار بنا به حکمتی که فهمیدی تاخیر شد چقدر سر و صدا کردی؟
2⃣دوم وقتی هم نعمت رسید چقدر سکوت کردی؛ از آن سر و صدا خبری نیست؟ بعد فرمود مشکل خیلیها همین است نه سکوتشان از سر انصاف است نه سر و صدایشان. وقت نداشتن جیغ دارند وقت داشتن بخل و غفلت.
شادی روح مطهرشون صلوات🌹
http://eitaa.com/raviannoorshohada
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
👤سردار احمدیان از رفیق شهیدی می گوید که همیشه تسبیح به دستش بود و ذکر خاصی می گفت!
🔹گفتم چی داری با این تسبیح میگی؟ گفت: دارم میگم السلام علیک یا اباعبدالله💚
بهش گفتم حاجی شهید🌹 شدی سلام ما رو هم به ابیعبدالله برسون...🕊
http://eitaa.com/raviannoorshohada
عکس_ماندگار📸
وصیتنامه نوشتن های
دم آخری و هول هولکی !
یادش بخیر...🌷
مهدی
که توی وصیتش نوشته بود
صد تومن به بستنی فروشی
سر "نادری" بدهکارم...
یک بدهی صاف و ساده:
‼️فقط صدتا یک تومنی!
🌹شهیدمهدیبیکزاده
شادیروحشصلوات
http://eitaa.com/raviannoorshohada
🌹شهید_سید_علی_دوامی
به سید علی شیر مازندران میگفتند میرفت وسط عراقی ها و کار شناسایی که تمام میشد بر میگشت مجروح هم میشد.مادر بزرگوارشان به ایشون میگفتند:
❣ علی جان مراقب خودت باش ،در جواب مادر میگفت کسی نمیتواند مرا شهید کند جز کالیبر ۶۰که نامرد است و بیصدا میزند،
و در اخر هم کالیبر ۶۰اصابت میکنه به قلبش و به شهادتــــــ میرسه.🌹
خاطرات_شهدا🌹
غسل_شهادت با آب یخ
🔰مادر شهید دوامی از خاطرات پسرش به نقل از همرزمانش سخن گفت، وی با بیان اینکه مصطفی علمدار جانباز و از دوستان سید علی است که در استانداری مشغول است، یاد آور شد: آقای طوسی وقتی شهیـ🌹ـــد شد، دخترش کوچک بود، مادر برای دختر شهید تعریف کرد که پدرت میگفت: ما برای وضو آب نداشتیم برای همین یخها را میشکستیم و آب میکردیم و وضو میگرفتیم.
مژههایش یخ میکرد، انگار چشمهایش بسته شده باشد.
مصطفی علمدار گفت: «اینها که چیزی نیست، سیدعلی زمین را کند و حوضچه مانند درست و آب در آن جمع شد، رفت و غسل شهادتی کرد. گفتم:«سنگ کوب میکنی!»گفت :«میخواهیم برویم خط مقدم!»اما وقتی آب در دسترس نبود یخها را خرد میکرد، آب که میشدند در آن آب غسل شهادتـــ انجام میداد. میگفتم:« علی جان! سنگ کوب میکنیها» اما غسل شهادت و جمعه و... برایش خیلی مهم بود، سید علی کارهای بزرگی انجام میداد.
🌹 شادی روح مطهرش صلوات
http://eitaa.com/raviannoorshohada
هر حوالهای که شد خیر در بساط ما
روی گوشهای از آن،
حک شده «مِن الحَسَن»
پ.ن: امام حسنی تر از این شهید هم مگه داریم؟
اسم: حسن
ولادت: ولادت امام حسن(ع)
شهادت: شهادت امام حسن(ع)
شهید_حسن_رئوفی
http://eitaa.com/raviannoorshohada
11.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 شهیدی که ضبط صوتش را به ما رساند...
http://eitaa.com/raviannoorshohada
مامانش بهش گفته بود: حسن!
دست این دختر مردم رو بگیر
یه تُک پا ببرش مشهد؛ گناه داره.
گفته بود: مامان! دلم برای امام رضا"ع"
یه ذره شده، ولی نمیتونم برم.
باید برم جبهه...
رفت جبهه، شهید شد؛
رفتن جنازه رو بیارن قم، دفن کنن.
بهشون گفتن: ببخشید، جنازه گم شده،
هفت روزه رفته مشهد!
📍 #شهید_حسن_ترابیان
💬 به روایت حاج حسین یکتا
http://eitaa.com/raviannoorshohada