مجمع راویان نور شهدا (قرارگاه)
🌷|🌷
🌷| یک شب🌙بیدار شدم دیدم کسی در اتاق نیست!
رفتم بیرون 🚶
چون معمولا" صابون در دستشویی نبود کورمال کورمال به داخل تدارکات دسته رفتم😴
ناگهان یکه خوردم😳
پشت کارتن های📦 تغذیه قامتی بلند ولی خمیده با گردنی کج دیدم
رفتم داخل 🤔
زیر نور مهتاب چهره ملتهب و گریان و دستان به التماس بلنده شده مسعود شادکام نمایان شد😞
مدتی نشستم و با صدای ناله گریه مسعود همنوا شدم😭
در قنوتش داشت تند تند با اشک و ناله مناجات شعبانیه را از حفظ می خواند.
و اشک میریخت 😭
دیگر نیازی به صابون نبود شسته شده بودم و پاک ...!!! 😞✋ | 🌷
#شهید_مسعود_شاد_کام
#ماکجاشهداکجا؟ 😭
#شرمنده_ایم_آی_شهدا 😢
@channelKomeil313
🌷ویژه برنامه سالروز تولد سرداران شهید آقا مهدی و آقامجید زین الدین در مقتل و یادمان شهیدان آقامهدی و آقامجید زین الدین در دارساوین با روایت گری تلفنی مادر بزرگوار شهیدان
⚘نائب الزیاره همه ی بزرگواران هستیم...
✅قرارگاه مردمی راویان نور شهدا
@raviannoorshohaday.a.v.
🌷ویژه برنامه سالروز تولد سرداران شهید آقا مهدی و آقامجید زین الدین در مقتل و یادمان شهیدان آقامهدی و آقامجید زین الدین در دارساوین با روایت گری برادر سیاری
⚘نائب الزیاره همه ی بزرگواران هستیم...
✅قرارگاه مردمی راویان نور شهدا
@raviannoorshohaday.a.v.
🌷ویژه برنامه سالروز تولد سرداران شهید آقا مهدی و آقامجید زین الدین در مقتل و یادمان شهیدان آقامهدی و آقامجید زین الدین در دارساوین با روایت گری همرزمان شهیدان
⚘نائب الزیاره همه ی بزرگواران هستیم...
✅قرارگاه مردمی راویان نور شهدا
@raviannoorshohaday.a.v.
🌷روایت گری در یادمان شهدای بوالحسن در مناطق عملیاتی شمال غرب
⚘در جمع مسئولین واحدهای دانش آموزی خواهران استان قم
⚘نائب الزیاره همه ی بزرگواران هستیم...
✅ قرارگاه مردمی راویان نور شهدا
@raviannoorshohaday.a.v.
هدایت شده از ڪـاݩــال🌷ڪُــميـڶ
🌼🍃| پارسال که میخواستیم برویم گذرنامهاش رو گذاشت و گفت که برای اربعین بر میگردم.
نزدیک اربعین گفتم : آقا مهدی بر میگردی یا نه؟📞
گفت : بابا من اربعین به کربلا رفتهام. اونجا اطراف آقا امام حسین(علیه السلام) و آقا ابالفضل(سلام الله) خیلی شلوغه اما من دوست دارم که اربعین کنار حضرت زینب(سلام الله) و حضرت رقیهباشم که خیلی غریب و خلوته .... |🌼🍃
#شهید_مهدی_صابری
#شهید_مدافع_حرم
مجمع راویان نور شهدا (قرارگاه)
🌼🍃| پارسال که میخواستیم برویم گذرنامهاش رو گذاشت و گفت که برای اربعین بر میگردم. نزدیک اربعین گف
🌱•🌱°
📝 به روایتی از دوست شهید :
🌱| خیلی دوست داشت که بابچه های هیات اربعین بیاد کربلا🏴🚶
اما قسمتش نشد... 😞
خانوم حضرت زینب سلام الله علیها چیزه دیگه ای براش نوشته بود...✍
از کربلا که برگشتیم، چند روز بعد اوایل ماه ربیع الاول بود که یه سر اومده بود🚙 تا خداحافظی کنه...
ایندفعه که دیدمش با دفعات قبل خیلی فرق داشت
چهره ی نورانی و لحن صحبت تازه و ...
تو بین حرفاش یکی در میون از رهبر حرف میزد... 👌
همش لفظ امام رو بکار میبرد...
میگفت: امام که هست ما تو میدون جنگ دلمون گرمه... |😌✊|
تا حالا اینجور ندیده بودمش...‼️
یکی از بچه ها میگفت: بهش گفتم مهدی جون،
وقتی اونجا هستی دلت برای خانواده و هیات و یزدانشهر تنگ نمیشه...‼️
مهدی گفت: حاجی چی میگی..!!؟
بعدا از این همه سالی که اینجا بودم و زندگی کردم وقتی برمیگردم قم، اصلا احساس راحتی نمیکنم...
اینجا خیلی برام "غریبه"ست... ✋
#شهید_مهدی_صابری
شهید_مدافع_حرم
#اربعین
هدایت شده از ڪـاݩــال🌷ڪُــميـڶ
🚁 #خلبان_بیباڪ
مأموریت های زیادی رفته بود ...
در یکی از مأموریتها طی حمله دشمن ترکشی به «باڪ» هلیکوپترش اصابت میکند و بنزین آن تخلیه میشود؛ او با توکل به خدا هلیکوپتر را بسلامت به پادگان میرساند؛ همرزمانش از این ڪار متعجب می شوند و بعد از آن به او میگفتند : « خلبـان بیباڪ ».
#شهید_خلبان_حمیدرضا_سهیلیان
#سالـروز_شهـادت 🕊