مجمع راویان نور شهدا (قرارگاه)
مراسم وداع با پیکر شهید مدافع حرم ابراهیم عشریه نازدانههای شهید کنار پیکر پدر😔💔
امروز معراج شهدا کربلایی بود
توی فیلم روضه زیاد میتونید ببینید
دخترای شهید عین پروانه دور تابوت پدر بودن
ی دخترشون که کمی بزرگتر بود فقط نگاه پیکر میکرد
بُهتش زده بود.....
نمیدونم چرا ناخودآگاه رفت دلم خرابه ای شام
اون لحظه ای که سر باباشو براش آوردن....
خانم سه ساله هم بُهتش زد
اولش نشناخت😭😭😭😭😭😭
اما بگذریم از روضه حضرت رقیه
پدر مادر پیر شهید بالا سرش بودن و عزاداری میکردن
همین که تابوت شهید رو بلند کردن تا از مجلس خارج کنن
خواهر شهید از حال رفت و غش کرد😭😭😭😭
خواهرا سریع دورش رو گرفتن
ی نفر سریع از بلندگو گفت برادرا
به #احترامشهیدکهخواهرش از حال رفت از مجلس خارج بشید.....
دلتون کجا رفت؟؟؟؟
آره😭😭😭😭
یه خواهر شهیدم سراغ دارم رسید بالا سر پیکر بی سر برادرش😭😭😭😭😭
هی میگفت هذا حسین من ارا
هذا مقطع .......
هذا مرفوع و...........
آه یا زینب
عمه المظلومه
پ.ن
دلتنگ حرمتم بی بی جان
بطلب.....😔💔
باید برایَت باران شـَوَم و بِبارَم ...!
باید برایَت مثلِ خورشید بِسوزَم ...!
باید برایَت هَمانَندِ رعد و برق بِگریَم ...!
باید برایَت چون رنگین ڪَمان نقش بِبَندَم ...!
باید به احترامَت به بلندےِ درخت ها سجده ڪنم ...!
بهشت همین جاست در ڪنارِ تو ...!
اے رفیقِ شهیـدم ....
#شهید_عارف_کاید_خورده 🌷
#شهید_مدافع_حرم
🌺 امام باقر (ع) میفرمایند:
دین همان محبت و دوستی است. و دوستی همان دین.
📘 میزان الحکمه، حدیث ۳۰۹٨
محبت ابراهیم شامل حال همه می شد. از اسرای عراقی تا برخی رزمندگان که از نقاط دور دست ایران آمده بودند. این عشق و محبت، ظاهری نبود.
ابراهیم با عشق و علاقه به دیگران خدمت می کرد. اینکه ببیند یک بنده خدا اذیت می شود. برای او بسیار سخت بود.ابراهیم مسۈلیت و فرماندهی قبول نمی کرد.
شاید یکی از دلایلش این بود که در زمان مسۇلیت، امکان دارد انسان تصمیم درستی نگیرد و همین باعث رنجش اطرافیان شود. برای همین همیشه می گفت: یک نفر از دوستان، مسۇلیت را قبول کند و ما با تمام توان در کنارش هستیم.
📚 سلام بر ابراهیم۲
15.97M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#کلیپ🎥
تقــدیم بـہ
#روح_مقـدس_شهـدا🌷
#عشق یعنے ❤️
#استخوان و
یڪ #پلاڪ
سالها تنهاے تنها🍃
زیر #خاڪ...
#شهیدانہ🕊🌷
🔴 دل نوشته همسر شهید مدافع حرم #علی_آقایی ( در حرم امام رضا ) 😢💔
👇👇👇
علی!
یادت هست میگفتی شهناز تو رو از حضرت معصومه گرفتم!💞
یادت هست گفتی قول میدم یه بار ببرمت حرمش ازش تشکر کنم!
یادت هست علی!😔
بخدا من یادم هست...
قول ماه عسل دادی برای مشهد...
ان هم نه یک بار... چندبار...
اسم نوشتیم... آماده شدیم...
داشتی به قولت عمل می کردی
اما... هربار ماموریت... دوره... و در آخر هم اعزام به سوریه!
رفتی...
آن هم تنها....
تنهای تنها.... 😢
گفتی خواهی آمد...
گفتی تدارک ببینم... دیدم...
نیامدی....😔
دیر شد... خیلی دیر....چهار سال...
تنها ماندم...
تنهای تنها....
چقدر سخت بود برایم
و حالا خبرت رسیده که میآیی
میگویند فقط چند تکه استخوانی... یا یک تکه لباس...
یا یک پلاک... نمیدانم...😭
اما همین را می دانم که من خواستم بد قول نشوی ...
صدای آمدنت چنان زنگی به گوشم زد که دیوانه وار امدم... به همه جا سر زدم و درخواست سفرمان را به مشهد کردم ....
در خواست ماه عسل!💞
رفتم سپاه...
دست به دامان امام مهربانیها شدم
سپردم به خودت تا کارها رو ردیف کنی
تا به آرزوی دیرینهام
بودن در کنار تو
دست در دست تو
توی حرم باشم.
امروز
بهترین روز زندگیمام هست 💞
علی
ببین
آمده ام
اوردیم به سمت آرزویم
می دانستم تو بدقول نبودی
قول ماه عسل داده بودی
نگاه کن علی!
کنارت هستم...💞
منم
معشوقهات...
دنیایت...
همسرت...
ببین!
برایت لباس سفید آوردهام!!!🌸
بیا...
بپوش...
سفارش خودت بود
وقتی به خواب یکی از دوستانم آمدی!
پیام فرستادی و گفتی همسرم مرا از امام رضا(ع) بخواهد...
خواستمت...
با اشک چشم😭
با قلب شکسته و رنجورم💔
با غصههای تنهاییام....
گفتی برایم لباس سفید بخر
خریدم
گفتی لباسم را تبرک کن!
آن را هم با جان و دل کردم بلکه بازگردی
علی ببین!
امام رئوف رویم را زمین نینداخته!
بپوش لباس سفیدت را
ببینم به اندازه دامادیت؛
به تنت می آید...⁉️
لباس سیاه نپوش...
سفید برازنده توست👌
خودم سیاهت را می پوشم
سفید و سیاه بهم می آیند...
حتی اگر عروس و داماد برعکس تنشان کنند.💔😰
🍃🌺🌸✨🍃🌺🌸✨🍃🌺🌸✨
@raviannoorshohada