عباس خیلی اهل هیئت و مسجد بود و از هر فرصتی برای حضور در مجالس اهل بیت استفاده می کرد👌. او می گفت زنده بودن من ماه محرم و صفر است. بیشتر اوقات صبح ها به یاد امام حسین(ع) روضه می خواند و بر سینه می زد به گونه ای که به او می گفتم عباس جان قلبت پاره می شود اینقدر بر سینه میزنی😔. در جواب لبخند می زد و می گفت آن کس که برای او سینه می زنم خودش محافظ من خواهد بود.🍃
همیشه با وضو و مراقب رفتارش با دیگران به خصوص نامحرمان بود☝️. هیچ گاه از او اخمی ندیدم☺️. بسیار با اخلاق و با تقوا بود. هر چه از او بگویم کم گفته ام.
شهید مدافع حرم عباس آسمیه🌹
@raviannoorshohada
#طلبه_شهید_سعید_بیاضی_زاده
🔰با #اخلاص بود و جزء #نخبگان و استعدادهاے برتر #حوزه ، ولی به قول طلبه ها هیچ وجهه علمی برای خود نتراشیده بود.
🔰هدف ازحضور در سوریه دفاع ازحرم #حضرت_زینب(س) و #حضرت_رقیه(س) بود و اعتقاد داشت یک بارحضرت به اسارت رفتند و حالا که ما هستیم، نباید اجازه دهیم دوباره به اسارت دشمن درآمده وحرم به دست دشمنان بیفتد.👌👌👌
🔰در زمانی که رئیس کاروان در کربلا بود.
راه کربلا نیز با همه سختی ها، صبوری کرد و به هیچ کسی اعتراض نداشت. تا اینکه درراه برگشت به خانه باکاروان صحبت کرده وگفته بود شما همه ناراحت هستید که چرا نتوانسته اید در شلوغی به خوبی زیارت کنید اما باید از امام حسین(ع) تشکر کنید و بگویید ممنونیم که ما را طلبیدید تا به کربلا بیاییم.🙏
در مسیر رفتن به کاظمین همه غر می زدید و می ترسیدید؛ باید یک لحظه خود را جای #حضرت_زینب (س) می گذاشتید😔 و از خود می پرسیدید ایشان چگونه درتاریکی شب با پای پیاده همراه کاروان اسرا می رفتند و چه سختی هایی تحمل کردند.
@raviannoorshohada
السلام علی المظلوم بلا ناصر
بعونه و کرمه،
محفل «اشک و معرفت»در میعاد هیئت حبیبة الحسین« سلام الله علیهما» برقرار است.
خاک قدمهای محبین اهل بیت، توتیای چشمانمان.
شنبه۶/۲۳ از ساعت ۵:۱۵ تا ۶عصر نماز قضا و احکام
۶ تا ۷ قرائت زیارت ناحیهی مقدسه با نوای مداح اهل بیت سرکار خانم شیرازی
۷ تا اذان مواعظ اخلاقی توسط استاد حجة الاسلام آقاطهرانی
ختم برنامه: اقامهی نماز مغرب و عشا
خ سمیه، ک۱۱، پ ۵
حسینیه شهید مصطفی آقا طهرانی
با حضورتان رونق افزای جلسهی اهل بیت باشید.
✅رهبر عظیم الشأن انقلاب امام خامنه ای؛
🔸وقتی از حضرت_زینب سؤال میشود که عاشورا را چگونه دیدی؟ میفرماید: «ما رأیت الّا جمیلا».
🔹این همه مصیبت در چشم زینب_کبری زیباست؛ چون از سوی خداست، چون برای اوست، چون در راه اوست، در راه اعلای کلمهی اوست.
کار برای خدا اینجور است.
🔸لذا نام زینب و کار زینب امروز الگوست و در دنیا ماندگار است.
@raviannoorshohada
#اهدا_خون به #اسیری که به ما توهین می کرد:
. ⚘بسم رب الشهدا و الصدیقین⚘
یکی از افسران عراقی اسیر شده بود.به شدت احتیاج به خون داشت
چند تا بچه بسیجی آستین بالا زده بودن تا بهش خون اهدا کنن
اما افسر عراقی قبول نمی کرد
می گفت : شما فارسید ، شما نجس هستید ، خون شما رو نمی خواهم
بچه ها نا امید شده بودن و آستین ها رو پایین می آورند
#آقامهدیباکری وارد شد و با شنیدن ماجرا #خندید و گفت :
ما انسانیم! بهش خون تزریق کنین تا زنده بمونه
پزشک با زور به افسر عراقی خون تزریق کرد ...😊
.
#سردارجاویدالاثر شهیدآقامهدی باکری #اخلاص #بیادعا #شهادتهنرمردانخداست..
#آقامهدیچنینبود آیاماهم عمل میکنیم؟؟؟
.
♡شادی روح شهدا صلوات♡
خاطره ای از سردار شهید مهدی باکری
@raviannoorshohada
#یک_عکس_یک_خاطره
شهید والامقام حسن رنجبر
قطارِ قم اهواز پاييز ١٣٦٢
بنده و شهيد حسن رنجبر
قطار جنگ خيلی سريع حركت كرد قطاری با ايستگاه های آسمانی؛ هر كدام
از رفقایم در يك ايستگاه پياده شدند
يكی، ايستگاه بدر
يكی، ايستگاه خيبر
يكی، كربلای ٤
يكی، والفجر ٨
بعضی هم مثل من به خودشان آمدند
ديدند، قطار به ايستگاه آخر رسيد و سوت كشيد...
اين عكس چند ماه قبل از شهادت حسن
است نيمه شب در راهروی قطار میگشت و به رفقايش سر ميزد كنار من ايستاد و عكس انداختيم عكسی كه با ديدنش، به روزهای جنگ ميروم...
عکس و راوی: حاج حسین یکتا
@raviannoorshohada
مجمع راویان نور شهدا (قرارگاه)
سید تعریف می کرد و می گفت داشتیم به منطقه عملیاتی اعزام می شدیم در راه یک نوار نوحه سینه زنی گذاشته بودم این نوار را با مهدی زیاد گوش کرده بودم🎧 و کاملا برامون تکراری بود. برای همه معمول اینه که وقتی یک نواری تکراری می شه دیگه اون حس و حال و اشتیاق اولیه برای گریه کردن به وجود نمی یاد😒 خصوصا اینکه اون نوار مداحی "نوحه" باشه نه "روضه".
شهید مهدی صابری فرمانده گروهان ویژه خط شکن تیپ فاطمیون✌️
اما اونروز با روزهای دیگه فرق می کرد یک نواری که قبلا بیش از ده ها بار انرو گوش کرده بودیم در ماشین گذاشته بودم و به راهمون ادامه می دادیم 🚙همینکه داشتم رانندگی می کردم متوجه شدم مهدی به پهنای صورتش داره اشک می ریزه و گریه می کنه😭😭 تو حال و هوای خودش بود بعد دیدم یک ورقه کاغذ برداشت و شروع کرد به نوشتن📝. در حال نوشتن بود که به مقصد رسیدیم و وقتی ماشین ترمز کرد مهدی هم سرش را از اون برگه بلند کرد و اون رو روی داشبورت ماشین گذاشت و رفتیم برای عملیات💣... بعد از عملیات ایندفعه تنها بسوی ماشین برگشتم چون مهدی آسمانی شده بود🕊💔در حال روشن کردن ماشین بودم که یک دفعه دیدم برگه ای کف ماشین افتاده اون رو برداشتم و نگاهش کردم بله همون برگه ای بود که مهدی در حال نوشتن مطالبی روی اون بود آخرین نوشته آقا مهدی😢! قطعه شعری در وصف #حضرت_علی_اکبر علیه السلام! مهدی عاشق حضرت علی اکبر(علیه السلام) بود❤️ وقتی ازش پرسیدم اسم گروهان ویژه خط شکنت رو چی بذاریم فوری گفت بگذارید گروهان حضرت علی اکبر(علیه السلام)😍حتی اسم هیات عزاداری محله اشون هم به اسم علی اکبر(علیه السلام) هست❗️ وقتی می خواست آقا رو صدا بزنه می گفت علی اکبر لیلا ...
ابتدای شعرش هم همین رو گفته.
«بسم الله الرحمن الرحیم»🌱
یا علی اکبر لیلا؛
عشقت میان سینه من پا گرفته شکر خدا که چشم تو ما را گرفته
دریاب دلها را تو با گوشه نگاهی حالا که کار عاشقی بالا گرفته✨
عمریست آقاجان دلم از دست رفته پایین پای مرقدت ماوا گرفته
گیسو کمند خوش قد و بالای ارباب شش گوشه هم با نور تو ماوا ...🌴
شعری که با رسیدن ماشین به مقصد نتونست کلمه آخرش رو کامل کنه😔! حالا فهمیدم آنروز گریه جانسوز مهدی برای کدام یک از اولیای خدا بود! کسی که مهدی به او علاقه زیادی داشت🖤 و همین علاقه هم باعث شد حضرت علی اکبرعلیه السلام او را به مهمانی خود قبول کنه. مهدی جان سلام ما رو به آقا برسون...💔
شهید مدافع حرم مهدی صابری🍂
@raviannoorshohada