🔴پیام این شهید را به همهی بچه هیأتےها برسانید👇👇
یکی از مداحهای معروف رو آورده بودند گردانِ ما وقتِ سینهزنی که شد🍃،مداح به بچه ها گفت:پیراهنتون رو در بیارین ...❗️
بچه ها شروع کردن به بیرون آوردنِ پیراهنشون.یهو حسن اومد جلو،مانع شد و گفت:اینجا از این خبرا نیست،خالصانه سینهتون رو بزنین😇👌
#شهیدحسن_رضوانخواه
@raviannoorshohada
#برشی_از_کتاب_سربلند📚
توی ماشین مدام این مداحی را گوش میداد:🚗
" جوونیم و با احساسیم بهروی حرم حساسیم بیبی دوعالم ماها همه واسه تو عباسیم. "✌️
این را آقای یزدخواستی خوانده بود.
یک شب که داشتیم می رفتیم هیئتش توی مسیر آن را دم گرفت.🍁
دم در هیئت گفت: " کاش امشب این رو بخونه! "😔
اتفاقا وسط شور مداح گفت: " نمیدونم چرا به دلم افتاد این رو بخونم "
و شروع کرد به خواندن.🎤
هرموقع هم که مداحی " آبروی دوعالم " را میگذاشت بهم میفهماند که میخواهد
توی خودش باشد و سکوت کند و ببارد.😢
از وقتی مداحی " هوای این روزای من هوای سنگره " را شنید دیوانه ام کرد؛.
از بس پای آن سوخت و گریه کرد.😭 میدانست درکش میکنم.💔
#شهیدبیسر
#محسن_حججی
@raviannoorshohada
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
روزی که محمد آمد خواستگاری گفت: «من خواب دیدم خدا به من 2 دختر دوقلو میدهد و همسری مهربان🌸؛ اما همه را میگذارم و شهادت را انتخاب میکنم». ☝️
محمد در سوریه مجروح شد و انتقالش دادند بیمارستان بقیهالله(عج). حالش هر روز وخیمتر میشد😞. دلم قرار نمیگرفت. هر روز میرفتم بیمارستان. محمد را روی تخت دیدن سخت بود و خودم و اشکم را کنترل کردن سختتر😔.
آن روز محمد زنگ زد و گفت: «امروز حالم بد است» و خواست کسی به دیدنش نرود.
طاقت نیاوردم💔. تنهایی رفتم بیمارستان. اصلا حال خودم را نمیفهمیدم. وقتی رسیدم دکترها و پرستارها دور تختش جمع شده بودند و مشغول احیایش بودند😭دیدم دستهایش از کنار تخت رها شده و چشمهایش بسته است. دیدم روی صورتش را پوشاندند..😭😭💔
📹 فیلم لحظات اخر شهید در بیمارستان😔
شهید مدافع حرم محمد پورهنگ
@raviannoorshohada
°•|🌿🌹
#مدافع_وطن
#تکاور
#شهید_حسین_ولایتیفر
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#برگی_از_خاطرات
#مزار_شهید_گمنام
#دوست_شهید
◽️سر مزار شهید گمنام نشسته بودیم، حسین میگفت من پارسال کربلام و از این شهید گرفتم.
◽️از کرامات این شهید صحبت میکرد. سرباز شهیدی که موقع دفن پیکرش سر در بدن نداشته و در همون روزهای آغاز جنگ به شهادت رسیده..
◽️بعد از چند دقیقه ما بلند شدیم و رفتیم ولی حسین همونجا موند، حین رفتن پشت سرم رو نگاه میکردم...
(حرکات حسین رو زیر نظر داشتم) حرف زدنشو با شهید میدیدم؛ میدیدم که چطور با این شهید گمنام عشق بازی میکرد.
@raviannoorshohada
14.63M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روضه آقا امام حسین(ع) بر بالین شهید عزیز مصطفی نبی لو توسط فرزندشان
@raviannoorshohada
9.45M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
لحظه آماده سازی قبر شهید مدافع حرم مصطفی نبی لو
@raviannoorshohada
#تفکر
صبح ؛ بعد از زیارت عاشورا و خواندن دعای فرج ؛
پای سفره حضرت زهرا (س) نشستیم ،
بچه ها ، سفره های جبهه را سفره ی حضرت زهرا (س) می خوانند ،
و من ؛ نمیدانم چرا ؟!! ، با تمام جانم ؛
این حقیقت را احساس میکنم ...
#شهیدسیدمرتضی_آوینی
@raviannoorshohada
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
📹 #تماشایی | السلام عليک يا اباعبداللهالحسین علیهالسلام
▪️ قرائت بخشی از زيارت عاشورا توسط آقا در جمع رزمندگان لشکر ۳۱ عاشورا.
۶۷/۰۵/۲۸
@raviannoorshohada
#وصیت_شهید
خدایا ؛ به سویت آمدم اما روی ناصر دینت مولایمان را ندیدم .
من به امید یاری و دیدار او آمده ام .
خدایا ، مرا از یاری در رکابش نا امید مگردان ،
خدایا ، به من توفیق ده که جزء اولین شهدای گلگون کفنت به خاک و خون خویش بغلطم و جان خود را تسلیم کنم ،
به من اجازه ده ، هر چه زودتر پروانه وار خود را در آتش عشق تو بسوزانم ،
خوش دارم هر چه زودتر از این دنیا رخت بربندم و در محضر عدل
تو حاضر شده و به لقای تو واصل گردم
خدایا ، من از دردها و رنجها شکوه نمی کنم و از بار مشکلات نمی ترسم ، از زیبایی های طبیعت که همه تجلیات ذات بی همتای توست خسته و سیر نشده ام ولی صبرم برای دیدار تو تمام شده ،
تارو پودم ، قلبم به مهرت سرشته شده ، قلبم به عشق تو می تپد و برای دیدار تو بی تابم ....
عارف شانزده ساله
#شهیدمحمدرضا_پرتونیا
اللهم عجل لولیک الفرج...
@raviannoorshohada