eitaa logo
مجمع راویان نور شهدا (قرارگاه)
646 دنبال‌کننده
11.4هزار عکس
3هزار ویدیو
37 فایل
🌷 کانال ویژه راویان(سیره شهدا،دفاع مقدس و مدافعین حرم،جبهه مقاومت،انقلاب،پیشرفت،مکتب حاج قاسم و جهاد تبیین) 🌹اهداف:اعزام راوی،برگزاری دوره روایتگری،اردوی راهیان نور و راهیان مکتب حاج قاسم، برگزاری کنگره ویادواره شهداو... ⚘سیاری @Mojtabas1358 ۰۹۱۰۰۲۳۷۶۸۷
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
به آرزویش رسید... کلیپ فوق☝️ مربوط به شهید صیادی هست که ٢تااز بچه های سرطانی توسط شهید صیادی به آرزوشون میرسن و عملیات پلیسی انجام میدن . شهید رضا صیادی در مقابله با اغتشاشگران داعشی به فیض شهادت نائل گردید. @raviannoorshohada
مجمع راویان نور شهدا (قرارگاه)
🔻🔻🔻 💢 🔴 شهیدی که پیکرش پس از ۳۱ سال سالم بود ◽️مادر شهید محمدی می‌گفت که بهنام هر شب به خوابش می‌آید و می‌گوید «من از دوستانم جا ماندم، مرا به مسجد سلیمان ببرید» به اصرار مادر شهید، ایشان را سال ۹۰ نبش قبر کردند. با اجازه علما قرار بر این شد که پیکر ایشان از محل دفن به مسجد سلیمان انتقال پیدا کند. ◽️آیت‌الله جمی امام جمعه و جناب سروان دهقان با من تماس گرفتند، و گفتند شما هم برای مراسم بیایید. بلیط هواپیما گرفتم و برای نبش قبرش رفتیم، من و حاج آقا کعبی جلو رفتیم مادرش سمت راست من و پدرش روبروی او قرار داشتیم. ◽️خاک را برداشتند و رسیدند به نزدیکی سنگی که روی جنازه ایشان بود؛ من رفتم جلو و گفتم «بیل را کنار بگذارید، چون استخوان‌های این بچه قطعا در این مدت پوسیده، و اگر تکه‌ای از این سنگ روی آن‌ها بیافتد استخوان‌ها از بین می‌روند. بگذارید من با دست خاک را کنار بزنم و استخوان‌هایش را سالم برداریم». ◽️آرام آرام با دستانمان خاک را کنار زدیم و به سنگ رسیدیم، وقتی که سنگ اول را برداشتیم، با پیکر سالم شهید مواجه شدیم، من که در همان لحظه از حال رفتم، مادرش هم غش کرد؛ باور کردنی نبود، انگار که این بچه یک دقیقه پیش خوابیده است؛ بعد از ۳۱ سال هنوز زانویش خون می‌چکید. ◽️مادر شهید محمدی، پیکر نوجوان شهیدش را ساعات زیادی در آغوش خود گرفته بود، و حاضر نبود او را از خود جدا کند؛ او می‌گفت «مردم! این بچه بوی گلاب می‌دهد؛ چرا می‌خواهید از من جدایش کنید؟ مگر نمی‌بینید که تمامی اعضایش سالم است؟ پس چرا می‌خواهید او را دفن کنید؟ مگر شما از دست بچه من سیر شده‌اید»؛ واقعا صحنه‌ی عجیبی بود. ◽️من سال گذشته مادر بهنام را دیدم؛ به من گفت «جناب سرهنگ! عجب اشتباهی کردم؛ این بچه قبل از اینکه جایش را عوض کنیم هرشب به خوابم می‌آمد و با من حرف می‌زد، و می‌گفت “جایم را عوض کنید، من از دوستانم دور افتادم”، اما از وقتی که جایش را تغییر دادیم، دیگر مثل قبل به خوابم نمی‌آید»؛ ◽️من به ایشان گفتم «آیا شما ناراحتی که او خوشحال است»؛ گفت «خوشحالم از اینکه که او خوشحال است، اما ناراحتم که چرا هر شب نمی‌بینمش». راوی 👈 سرهنگ جانباز «علی قمری» فرمانده پادگان دژ خرمشهر در دوران دفاع مقدس 🌹شهید بهنام محمدی @raviannoorshohada
🍃:❤️ بـایــد عمری به دنبال امـام زمانت بـدوی... بسـوزی و زمین بخوری.. تـا عاقبت #شـهـیدت کنند شـهادت به این آسانی ها هم نیـست اما دست یافتنی‌ست... #شهادت_آرزوست عاقبت بخیر شوید التماس دعا @raviannoorshohada
« دانشجو بابایی ، ساعت دو بعد از نیمه شب می دود تا شیطان را از خودش دور کند !! » 👈 این جمله یکی از داغ‌ ترین خبر‌هایی بود که بولتن خبری پایگاه "ریس" آمریکا چاپ کرده بود. عباس گفت ، چند شب پیش ، کلنل باکستر فرمانده پایگاه و همسرش که از یه مهمونی شبونه بر می‌گشتند ، من رو در حال دویدن توی میدون چمن پایگاه دیدند و برای دویدن در اون موقع شب توضیح خواستند. گفتم ، خوابم نمی اومد ؛ خواستم ورزش کنم تا خسته بشم. هر دو با تعجب نگاهم کردند. فهمیدم جوابم قانع کننده نبوده. ادامه دادم ، مسائلی که اطرافم می گذره باعث می‌شه شیطان با وسوسه هاش من رو به گناه بکشه. در دین ما سفارش شده این وقت ها بدویم یا دوش آب سرد بگیریم. حرفم که تموم شد ، تا چند دقیقه بهم می‌خندیدند. طبیعی هم بود ، با ذهنیتی که اون ها در مورد این مسائل داشتند ، نمی تونستند رفتار من رو درک کنند.... 📕 پرواز تا بی نهایت ، ص۳۶ 🌹 اللهم عجل لولیک الفرج...🌹 @raviannoorshohada
5.37M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یه مرداب خشکیده ام ‌‌.. اما !! منم یه زمانی مثل شماها زلال و جاری بودم پاااک بودم! کنارتون بودم! عزیزتون بودم! اگه همه ی اینا نبودم بابا !! #نوکرتون که بودم .. التماس دعا @raviannoorshohada
آقا رضا همیشه می­‌گفت من دوست دارم یک شغل دوم پیدا کنم که اگر روزی سپاه به من حقوق نداد🍃 به خاطر پول بیرون نیایم، یعنی اینقدر عاشق کارش بود.👌 یکبار اندازه مبلغی را که به عنوان حق مأموریت داده بودند گفت کلش به قدری بود که ما همان پول را با یکماه نشا کاری در می‌آوردیم.😇 نمی فهمم چرا بعضی ها می‌گویند مدافعان حرم برای پول می روند.😒 شهیدمدافع‌حرم #رضا_حاجی_زاده @raviannoorshohada
✨به خط که رسیدیم حسین جعفری که قبلا باعلی محمدی و سایر اعضا تیم این مسیر را امده بود گفت : برادر خوش لفظ ، من دیشب خوابی دیده ام که خیلی نگرانم کرده ."پرسیدم :چه خوابی ؟" _خواب دیدم که با علی محمدی به شناسایی رفته ایم . شب هنگام آسمان سرخ شد؛ به حدی که چشم همه اعضای تیم به بالا بود. چیزی مثل ابر سرخ در هم می پیچید . من نمی دانستم چیست . از علی محمدی پرسیدم : در آسمان چه خبر است ؟گفت : هرکس بتواند نوشته داخل آسمان را بخواند شهید می شود . پرسیدم : مگر چه نوشته است !؟ گفت :" کلمه ی شهادتین را .... 🌱✨ ❣...ساعت به ۱۰و ۱۵ دقیقه نزدیک بود که ناگهان صدای انفجار در گوشم نشست و یک ان صدای علی محمدی که به شهادت رسید ..🕊 💌 منبع : کتاب وقتی مهتاب گم شد، چاپ ۲۶ ، صفحات ۴۱۱و ۴۱۳ ✨🌿 ✍ به روایت شهید علی خوش لفظ @raviannoorshohada
🔻 #غفلت_نکنیم 🔴رهبر انقلاب؛اگر از فضای مجازی غافل شویم..اگر نیروهای مومن انقلابی این میدان را خالی کنند، مطمئنا ضربه خواهیم خورد.. 🔻بایدجواب کار باطل را با کار فرهنگی حق داد.. @raviannoorshohada
✨الهی مادرت بمیرد، دستهایت دارد یخ می‌زند🌿 ❣در زمانی که تهران به خاطر وقایعی شلوغ شده بود و زمان فتنه، خدا را گواه می‌گیریم در سرما با موتور که می‌رفت، وقتی می‌آمد دستانش سفید شده بود،‌ می‌گفتم الهی مادرت بمیرد، دستهایت دارد یخ می‌زند، چرا با ماشین نمی‌روی مادرجان؟ می‌گفت ترافیکه باید با موتور برویم، وگرنه نمی‌رسیم.🍃🌹 🌱 ❣خیلی اهل توضیح دادن و ادعا نبود. گاهی مشغول خوردن غذا بود، تا زنگ می‌زدند نصفه رها می‌کرد، قربان‌صدقه‌اش می‌رفتم که الهی من فدایت شوم خب غذایت را بخور و برو، می‌گفت می‌روم یک چیزی می‌خورم.🌱✨ #شهیدمحمدحسین_حدادیان @raviannoorshohada