#سُرفه_های_سرخ
سیب های سرخ را بر میدارم
صدای سرفه بابا می آید!!
دستانم می لرزد...
سیب ها توی حوض می افتند
بابا آرام می شود!...
سیب های خیس را بر میدارم و با دامنم خشک میکنم...
باز هم صدای سرفه بابا می آید!!
اما این بار سیب ها نمی افتند
بابا سرفه می کند!!
دستانم می لرزد...
اما سیب ها را محکم نگه میدارم...
بابا باز هم سرفه میکند!!
و باز هم صدایش قطع می شود
اما بعد از آن صدای جیغ مادرم می آید
سیب ها نمی افتند...
من داخل حوض می اندازمشان
و می دوم طرف اتاق...!
بابا سرفه نمی کند
مادر آرام گریه می کند
بغض میکنم...
بابا آرام خوابیده
من سرخ میشوم
همانند سرخیِ سیب ها....😭😭
🌷تقدیم به جانبازانِ شیمیایی♡
http://eitaa.com/raviannoorshohada