مجمع راویان نور شهدا (قرارگاه)
اسم حضرت زهرا (س)
راوي :كرامات شهدا
منبع :كتاب كرامات شهدا
يك بار اتفاق افتاد كه بچه ها چند روز مي گشتند و شهيد پيدا نمي كردند. رمز شكستن قفل و پيدا كردن شهيد، نام مقدس حضرت زهرا (س) بود. 15 روز گشتيم و شهيد پيدا نكرديم. بعد يك روز صبح بلند شده و سوار ماشين شديم كه برويم. با اعتقاد گفتم: «امروز شهيد پيدا مي كنيم، بعد گفتم كه اين ذكر را زمزمه كنيد:
دست و من عنايت و لطف و عطاي فاطمه (س)
منم گداي فاطمه، منم گــــــداي فاطمه (س) »
تعدادي اين ذكر را خواندند. بچه ها حالي پيدا كردند و گفتيم: «يا حضرت زهرا (س) ما امروز گداي شماييم. آمده ايم زائران امام حسين (ع) را پيدا كنيم. اعتقاد هم داريم كه هيچ گدايي را از در خانه ات رد نمي كني.»
همان طور كه از تپه بالا مي رفتيم، يك برآمدگي ديديم. كلنگ زديم، كارت شناسايي شهيد بيرون آمد. شهيد از لشگر 17 و گردان ولي عصر (عج) بود.
يك روز صبح هم چند تا شهيد پيدا كرديم. در كانال ماهي كه اكثراً مجهو ل الهويه بودند. اولين شهيدي كه پيدا شد، شهيدي بود كه اول مجروح شده بود. بعد او را داخل پتو گذاشته بودند و بعد شهيد شده بود. فكر مي كنم نزديك به 430 تكه بود.
بعد از آن شهيدي پيدا شد كه از كمر به پايين بود و فقط شلوار و كتاني او پيدا بود. بچه ها ابتدا نگاه كردند ولي چيزي متوجه نشدند. از شلوار و كتاني اش معلوم بود ايراني است. 15 _ 20 دقيقه اي نشستم و با او حرف زدم و گفتم كه شما خودتان ناظر و شاهد هستي. بيا و كمك كن من اثري از تو به دست بياورم. توجهي نشد. حدود يك ساعت با اين شهيد صحبت كردم، گفتم اگر اثري از تو پيدا شود، به نيت حضرت زهرا (س) چهارده هزار صلوات مي فرستم. مگر تو نمي خواهي به حضرت زهرا (س ) خيري برسد.
بعد گفتم كه يك زيارت عاشورا برايت همين جا مي خوانم. كمك كن. ظهر بود و هوا خيلي گرم. بچه ها براي نماز رفته بودند. گفتم اگر كمك كني آثاري از تو پيدا شود، همين جا برايت روضه ي حضرت زهرا (س) مي خوانم. ديدم خبري نشد. بعد گريه كردم و گفتم عيبي ندارد و ما دو تا اين جا هستيم؛ ولي من فكر مي كردم شما تا اسم حضرت زهرا (س) بيايد، غوغا مي كنيد. اعتقادم اين بود كه در برابر اسم حضرت زهرا (س) از خودتان واكنش نشان مي دهيد.
در همين حال و هوا دستم به كتاني او خورد. ديدم روي زبانه ي كتاني نوشته است: «حسين سعيدي از اردكان يزد.» همين نوشته باعث شناسايي او شد. همان جا برايش يك زيارت عاشورا و روضه ي حضرت زهرا (س) خواندم.
راوي : حاج حسين كاجي
@raviannoorshohada
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
لحظاتی باسرداردلها
دعا کن الان شهید شم.....
بشنوید
شهدا را یاد کنیم با صلوات
#الّلهُمَّصَلِّعَلَیمُحَمَّدٍوَآلِمُحَمَّدٍ وَعَجِّلْفَرَجَهُمْ
@raviannoorshohada
🌹موسم راهیان نور در عيد نوروز بود حاج حمید هم که مرد آن روزها بود. برای تجدید خاطره با اون مکان های مقدس و پر خاطره و یاران سفر کرده ش و برای اینکه بچه ها را هم با آنها آشنا کند، ما را همراه خودش به مناطق راهیان نور برد
🍃بعد از کلی گشت و گذار در جبهه ها وقتی قصد برگشت کردیم سر راه در تاریکی شب توی جاده یک ماشین دیدیم که کنار جاده نگه داشته بود و مردی کنار ماشین ایستاده بود و همه ی ماشین ها با سرعت از کنارش میگذشتند و هیچ کس حاضر نبود در آن شب به کسی کمک کند
🌹حاج حمید گفت: بهتره برای این بنده خدا نگه داریم ببینیم مشکل ش چی هست؟ بچهها گفتند بابا شب خطرناک است و اعتمادی نیست حاج حمید گفت: ولی نمیشود به این دلیل بی خیال مشکلات و گرفتاری مردم باشیم بعد از گفتن این سخنان از ماشین پیاده شد و به سمت آن مرد غریبه کنار جاده رفت مدتی گذشت من هم به دنبال حاج حمید رفتم حاج حميد را دیدم در حالیکه بنزین را در باک ماشین شان می ریخت به آنها تعارف میکرد که اگر جایی را ندارید بروید همراه ما بیایید و مهمان ما باشید 🌹
🍃وقتی به ماشین خودمان برگشتیم حاج حمید به بچهها گفت: آن مرد مسافر راهیان نور بوده که همراه خانواده اش سفر میکرده و به خاطر تمام کردن بنزین در راه مانده بودند حاج حمید معتقد بود که نباید به همه چیز و همه کس بی اعتماد باشیم❗️ و به این دلیل توجیهی برای انجام ندادن کار خیر پیدا کنیم احتیاط لازمه ولی نیت و ظن خوب هم در کارها خیلی تاثیر دارد و مهم هست و باید سر لوحه ی همه ی کارهای ما باشد👌
#همسر_شهید_مدافع_حرم
#حاج_حمید_تقوی🌹
@raviannoorshohada
يكي از شب ها مريض و كسل در سنگر خوابيده بودم، در عالم خواب شهيد قراقي وارد سنگر شد، سلام كردم. او تيز نگاهم كرد، لباسش تميز و مرتب و اتو كشيده بود و بوي عطرش فضاي سنگر را بسيار معطر كرده بود. عطري كه تاكنون به مشامم نخورده بود.
جلويش بلند شدم و دست در گردن يكديگر انداختيم و تأثر خودم را از فراق او ابراز كردم. او مرا دلداري داد و گفت: چرا خوابيدي؟ بلند شو برو ببين بيرون چه خبر است؟ يك هوايي بخور تا حالت خوب شود. در حالي كه اشك مي ريختيم نتوانستم حتي يك كلمه با احمد صحبت كنم. ناگاه با صداي زنگ تلفن از خواب پريدم، متوجه شدم از شدت گريه تمام صورتم خيس شده است.
از سنگر بيرون رفتم و چند متري دورتر قدم زدم، ديگر هيچ اثر كسالت و مريضي در من وجود نداشت. مجدداً به سنگر بازگشتم، يكي از برادران تداركات وارد سنگر شد و گفت: سنگر شما چه بوي عطر عجيبي دارد! چه عطري زدي آقاي كريمي؟ چيزي نگفتم، ولي فهميدم بوي فضاي سنگر عطر حضور شهيد قراقي است كه استشمام آن مرا هم شفا بخشيده است.
راوي : محمدامير كريمي زاده _ دوست و همرزم شهيد
@raviannoorshohada
شب گذشته رسانههای اصلاحطلب سردار قاآنی را به عراق بردند و بعد در سوریه شهیدش کردند!
کاش دستگاه امنیتی ما رصد میکرد که این رسانهها که یکیش خیر سرش خبرگزاری رسمیه به کجا وصل میشن که راحت با روزنامهنگار خبرگزاری رژیم صهیونیستی میتونه مصاحبه کنه؟😐
شوک دیشبی که این رسانهها به مردم دادند قضیهای نبود که آن را نادیده بگیریم!
@raviannoorshohada
#خاطرات_شهید
●سردار حسین پورجعفری امین، امانتدار و رازدار حاج قاسم بود و در تمامی عملیاتهای خطرناک در خارج از مرزها در کنار و همراه سردار سلیمانی بود و به نوع در سردار ذوب شده بود.
●شهید پورجعفری در خاطراتش میگفت: روزی با حاج قاسم به منطقه رفتیم، سردار لب بالکن دوربین گذاشته و در حال شناسایی منطقه بود.
●وی ادامه داد: یک بلوک سیمانی دیدم که پایین افتاده بود؛ رفتم و بلوک را آوردم آن را جلوی حاج قاسم گذاشتم و با خودم فکر کردم اگر تک تیرانداز تیری زد به حاجی نخورد.
●شهید ادامه داد: تا بلوک را گذاشتم تیری به بلوک خورده و تیکه تیکه شد؛ خوشبختانه برای حاجی اتفاقی نیافتاد.
✍راوی: شهیدحسین پورجعفری
#شهید_حسین_پورجعفری
●ولادت: ۱۳۴۵/۱/۸ ، کرمان
●شهادت: ۱۳۹۸/۱۰/۱۳ ، عملیات تروریستی فرودگاه بغداد ، محافظ و همرزم حاج قاسم
@raviannoorshohada
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
✨شهیدی که در خواب دخترش به او هدیه داد و خوابی که تعبیر شد...
۱۳ فروردین، سالروز شهادت
#مدافع_حرم
#زمینه_ساز_ظهور
#شهید_محسن_الهی
@raviannoorshohada
9.36M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭕️ سخنان عربیِ حاج قاسم سلیمانی: حاضرم قلب و سرم را برای دو نفر بدهم: رهبری و سید حسن نصرالله.
تمام وجود سید حسن اخلاص است، به همین علت من دیدهام خداوند هر چیزی را که او به زبان میآورد محقق میکند.
@raviannoorshohada