مجمع راویان نور شهدا (قرارگاه)
، شهید مهدی زین الدین فرمانده دلاور لشکر علی بن ابی طالب قم تنها 23 سال داشت که به فرماندهی تیپ 17 علی بن ابی طالب(ع) منصوب می شود. پس از مدتی تیپ 17 به لشگر ارتقا یافت و آقامهدی فرمانده این لشگر شد. عملیات های "والفجر" که سپری شدند، زمزمه آزادسازی جزایر مجنون برخاست. آقا مهدی به عنوان طراح و برنامه ریز اصلی عملیات وارد عمل شد. نبرد خیبر آغاز شد و مهدی دلاور، سرافراز و سربلند از جزایر مجنون بیرون آمد و دشمن مایوس و ناتوان از فرمانده جوان 23 ساله ای که باعث شکستش شده بود، با عنوان «خیبرشکن» نام می برد. تا آنجا که به گفته فرماندهان عالی رتبه جنگ، آقا مهدی نخستین کسی بود که طلسم نبرد روز را شکست.
در ۲۷ آبان سال 1363 شهید زین الدین به همراه برادرش مجید (که مسئول اطلاعات و عملیات تیپ 2 لشکر علی بن ابیطالب(ع) بود) جهت شناسایی منطقه عملیاتی از باختران به سمت سردشت حرکت می کنند. در آنجا به برادران می گوید: من چند ساعت پیش خواب دیدم که خودم و برادرم شهید شدیم!
موقعی که عازم منطقه می شوند، راننده شان را پیاده کرده و می گویند: خودمان می رویم. حتی در مقابل درخواست یکی از برادران، مبنی بر همراه شدن با آنها، برادر مهدی به او می گوید: تو اگر شهید بشوی، جواب عمویت را نمی توانیم بدهیم، اما ما دو برادر اگر شهید بشویم جواب پدرمان را می توانیم بدهیم.
همسر شهید مهدی زین الدین در جایی از نحوه ی شهادت همسرش چنین روایت می کند: "آقا مهدی راه می افتد از بانه برود پیرانشهر در یک جلسه ای شرکت کند. طبق معمول با راننده بوده ولی همان لحظه که می خواسته اند راه بیفتند، مجید که برادر آقا مهدی بود می رسد و آقا مهدی هم به راننده می گوید دیگر نیازی نیست شما بیایید با برادرم می روم. بین راه هوا بارانی بوده و دیدشان محدود. مجبور بودند یواش بروند. که به کمین ضد انقلاب برمی خورند. آنها آر پی جی می زنند که می خورد به ماشین و مجید همان جا پشت فرمان شهید می شود. آقا مهدی از ماشین پایین می آیدتا از خودش دفاع کند و تیر می خورد."
🌹سالگرد شهادت
🌹شادی روح مطهرشون صلوات
@raviannoorshohada
8.37M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تنها راه نجات کشور!
@raviannoorshohada
🥀ازدل خاک فکه،شهيدي يافتند
,در جيب لباسش برگه اي بود:
«بسمه تعالي.جنگ بالاگرفته است. مجالي براي هيچ وصيتي نيست.
تاهنوزچندقطره خوني دربدن دارم،حديثي ازامام پنجم مينويسم:
«بتوخيانت ميکنند،تومکن.
توراتکذيب ميکنند،آرام باش.
توراميستايند، فريب مخور.
تورانکوهش ميکنند، شکوه مکن.
مردم شهر ازتوبدميگويند،اندوهگين مشو.
همه مردم تورانيک ميخوانند، مسرورمباش آنگاه ازماخواهي بود»… ديگر نايي دربدن ندارم😭؛خداحافظ دنیا😭😭
"یازهرا" ..
@raviannoorshohada
°•|🌿🌹
#مدافع_حرم
#ملقب_به_شهید_ابوالفظلی
#شهید_حامد_جوانی
#ولادت : ۱۳۶۹/۸/۲۶
#شهادت : ۱۳۹۴/۴/۳
#محل_شهادت : سوریه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
💢 #برگی_از_خاطرات
🔺سردار همدانی هدیه رهبری را به دست خانواده حامد رساند
◽️دو روز بعد از ملاقات سردار قاسم سلیمانی از این جانباز مدافع حرم روی تخت بیمارستان بقیهالله، او یک مهمان ویژه دیگر هم داشت؛ مهمانی با یک هدیه خاص.
◽️روایت این دیدار را هم از زبان پدر حامد بشنوید: «ما بالای سر حامد بودیم که سردار شهید حاجحسین همدانی، به ملاقات او آمدند. سردار با خودشان یک چفیه و یک انگشتر آورده بودند و گفتند: «این چفیه را حضرت آقا فرستادهاند تا روی بدن زخمی حامد بکشید، این انگشتر را هم سیدحسن نصرالله به حضرت آقا هدیه کرده، حضرت آقا هم آن را متبرک کردهاند و فرستادهاند برای حامد، اما فرمودهاند: ما میدانیم که حامد دیگر دست ندارد که انگشتر بیندازد، این انگشتر را پدرش به دستش بیندازد.»
◽️و از همان روز این هدیه ارزشمند، همیشه و همهجا با پدر شهید مدافع حرمیاست که افتخارش شهادت پسرش است؛ شهادتی که بعد از ۴۲ روز کما، سوم تیر ۱۳۹۴ نصیب حامد شد.
#سالروز_ولادت
#یادش_با_ذکر_صلوات
@raviannoorshohada
7.31M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#مطیع_امر_رهبریم
#ولایت_فقیه_خط_قرمز_ماست
#شبتون_شهدایی
@raviannoorshohada
#خاطرات_شهدا
بهش گفتیم ، نمیخوای ازدواج کنی؟!
خیلی راحت گفت ، چرا نمیخوام ،
فکر نمیکردیم اینقدر راحت جواب بدهد !
مادرش گفت ،
ننه کیو میخوای؟ ، بگو تا برات بگیرم ،
گفت ، من یه زن میخوام که بتونه پشت ماشین با من زندگی کنه !!
مادرش گفت ، این دیگه چه صیغه ایه؟!
گفت ، یعنی من بشینم جلو اونم بشینه عقب یعنی این !!
مادرش گفت ، اخه کدوم دختری اینو قبول میکنه !؟ ،
ابراهیم گفت ، اگه میخواید من ازدواج کنم شرطش اینه !
اول فکر کردیم چون خانه ندارد این حرف را میزند برایش خانه ساختیم و گفتیم توی همین شهر برات زن میگیرم اینم خونه زندگیت تو هم راحت بکار ات برس ،
گفت ، من زنی میخام که همدمم باشه هرجا میرم اونم بیاد !
بعد از مدتی از پاوه برگشت گفت ،
کسی رو که میخواستم پیدا کردم !
به او گفتیم ، به همین سادگی قبول کرد؟!
گفت ، نه همچین ساده هم نبود بیچارم کرد تا بله را گفت !!
دختر مورد علاقه او از دانشجویانی بود که برای خدمت به مردم در مناطق محروم شهر و دیار خود را رها کرده بود و رفته بود کردستان !
ابراهیم چند بار از او خواستگاری کرده بود ولی جواب رد داده بود در آخر او نیت چهل روز دعای توسل و روزه میکند که پس از چهل روز ، ابراهیم مجددا از او خواستگاری میکند و جواب مثبت میگیرد....
راوی: علی اکبر همت(پدر)
#شهیدمحمدابراهیم_همت
📚 برای خدا مخلص بود
@raviannoorshohada
✍ رهبر انقلاب با صحبت هاشون و حمایت از تصمیم سران قوا، باعث جلوگیری از سقوط دولت شدند؛
👈اگر دولت سقوط میکرد کشور دچار خلا سیاسی میشد و کشتار و خونریزی های بی پایان توسط منافقین آموزش دیده شکل میگرفت...
👈 اینجا میشه فهمید که یک رهبر دینی حتی از "آبروی خودش" برای "دولت مخالفش" هزینه میکنه تا کشور و مردمش بیش از این آسیب نبینند...
👈در این شلوغی ها نه! ولی در سال های آینده، مردم خواهند فهمید که رهبرانقلاب برای این ملت همه چیز خودش رو فدا کرد....
@raviannoorshohada