هدایت شده از نجف.
پیرمردای نجف رو دیدین!؟
فکر کن هفتاد هشتاد سال از خدا عمر گرفتن از وقتی که چشم باز کردن
هر روزِ از این هفتاد هشتاد سال صبح که شده چشمشون به گنبد مولا افتاده
صدای اذان و از گلدستههای حرم شنیدن
ظهر و شب تو حرم مولا نمازشونو خوندن
گاهی مهمون سفره ناهار حضرتی مولا بودن
تو کوچه پس کوچهها پای بساط کاسبیشون
بعدِ صرف ناهار یه چرتی هم زدن یه چای عراقی خوردن یه سیگارم روش
و مطمئنا با لحنی زیبا قدردانی و تشکر کردن
دیدین که عربا چه احساسیان تو این موارد..
شب هم که خواستن برن خونه سلام دادن بعد رفتن خونه و خوابیدن امن و امان...
و این چرخهای یه که هفتاد هشتاد نود سال ادامه داشته...
همش زیر سایه مولا بوده
چه سایه امنی
چه سایه امانی
چه سایه قشنگی...
سلام میشه معرفی کنی خودتو؟
-
والا هرکی اینجا بوده عشقی اینجا بوده واقعا نمیدونم چی باید بگم🙋🏻♀
سلام سلام🙋🏻♀