eitaa logo
هم‌رزم
42 دنبال‌کننده
89 عکس
6 ویدیو
0 فایل
و مگر نه اینکه زندگانی جز با مبارزه، در جانِ آدمیزاد جریان نمی‌یابد؟ پس خوشا به هنگامه‌ی رزم، مرگ را در آغوش کشیدن... ناشناس: https://abzarek.ir/service-p/msg/2518753
مشاهده در ایتا
دانلود
هم‌رزم
یا مهدی، همین که این بچه نوشته:)
روایتِ سفر راهیان بذارم؟ می‌خونم ناشناس‌ها رو: https://gkite.ir/es/9784291
به قول آوینی، یک بار دیگر، سلام دوکوهه. صدای اذان مغرب، در فضای عطرآگین‌ت پیچیده... چشمانم را می‌بندم و فرای حصرِ زمان، تصور‌شان می‌کنم. آیا صدای خنده‌هایشان را، گریه‌های شبانه‌شان را، مناجات‌ها و روضه‌هایشان را نمی‌شنوی؟ تو در اینجا، رزمنده‌ها را نمی‌بینی؟ رد قدم‌های یارانِ خمینی بر سینه‌ی زمین را حس نمی‌کنی؟ گویی سنگ‌ها اینجا از دلتنگی فریاد می‌زنند‌. غربت و دلتنگی، در جای جای اینجا پیچیده. همچون صدای جنگ که روزی تو و ساکنان‌ت را دربر گرفته بود. دوکوهه، چه حال غریبی داری... چقدر فراخی آسمان کوچک است در مقابل تو. چقدر غم و نور در خود جای داده‌ای. چه حال غریبی داری دوکوهه...
اینجا، نشانِ چادرِ خاکی مادر را دارد. فتح المبین! بوی فاطمه‌ی زهرا را می‌دهی و ناخودآگاه، او را به یادم می‌اندازی. در قطعه قطعه‌ی خاک‌ت، در ذره ذره‌اش، خون، تازه است. خون می‌جوشد. ایثار تجلی می‌کند. شجاعت می‌درخشد... نگو که حضرت‌ زهرا به اینجا سر نمی‌زند. نگو که قدم‌های مبارک‌ش، روی خاک‌ت نمی‌نشیند و عطری که اینجا، مشامِ دل را پر می‌کند، اثری از وهم است. شهیدان گمنامی که روزی غریبانه در خاک خفتند، گواهند. گواهند که او می‌آید و به‌جای تمامِ مادرانی که چشم به راه بودند، به آن‌ها سر می‌زند. در تو، آسمانی نشسته بر زمین است. آسمانی که رو به خدا دارد‌. باور نمی‌کنی؟ به شهدایی که در خاک‌ت آرمیده‌اند نگاه کن.
قتلگاه آوینی واژه‌ها بی‌تو یتیم‌اند. چه بلایی سرشان آوردی که اینگونه بی‌تو گوشه‌ای افتاده‌اند و از شرح معانی عاجزند؟ و چه کردی با معانی که دیگر در قالب هیچ واژه‌ای نمی‌گنجند و سرانجام، کج و معوج، دو روزی در ذهن مخاطب می‌نشینند و بعد در دل نرفته، از ذهن هم می‌روند؟! تو که بودی؟ تو چه بودی؟ چگونه این همه انقلاب را فهمیده بودی و بسیجی را روایت می‌کردی و عشق را قلم می‌زدی؟ تو آنقدر گشتی تا قتلگاه را پیدا کردی. تو آنقدر به دنبال حسین دویدی تا سرانجام او را پیدا کردی و با دست خونین، به آغوش کشیدی... و کجاست آنکه مانند تو، پا روی دلبستگی‌ها بگذارد، بمیرد پیش از مردن و حیات را در مرگ جستجو کند؟ ما کی توانیم چون تو زیستن را؟ برای ما دعا کن. برای دل‌های زنجیر خورده‌ی ما. برای پاهایی که با گناه قفلِ خاک شده‌اند و عروج‌مان را مانع... ما را در یافتن قتلگاه‌هایمان دعا کن.‌ و بخواه بمیریم پیش از مردن و وابستگی‌هایمان را رها کنیم در راه حق...