eitaa logo
هم‌رزم
42 دنبال‌کننده
89 عکس
6 ویدیو
0 فایل
و مگر نه اینکه زندگانی جز با مبارزه، در جانِ آدمیزاد جریان نمی‌یابد؟ پس خوشا به هنگامه‌ی رزم، مرگ را در آغوش کشیدن... ناشناس: https://abzarek.ir/service-p/msg/2518753
مشاهده در ایتا
دانلود
اساساً قلب از فنا به دور است. قلب برای ماندن آفریده شده است؛ برای دوست داشتن‌هایی ابدی و غیرفانی. قلب حتی اگر آلوده‌ترینِ جوارح هم باشد، جایگاه مقدس‌ترین نگاه‌هاست؛ که خدا، به قلب انسان‌ها نگاه می‌کند. بارها و بارها... قلب جایگاه حب است؛ و حب زیباست. بسیار بسیار زیبا و خواستنی. حال تصور کن دل با این مقام و جایگاه، خود را در خونابه‌ی حب‌های غیرابدی و فانی آلوده کرد. فرض کن حب‌های دنیوی را به شهرِ خود راه داد و در نهایت، سخت آشفته شد. سخت دلتنگ و پرغم. هیچ گمان نکن در این صورت، خدا ما را رها می‌کند عزیزم. جایی خوانده بودم: «خدا با ما که دلتنگیم، سرسنگین نخواهد شد». و من نمی‌توانم قلب را بدونِ نگاه و توجهِ او زنده پندارم. فکر می‌کنم خدا نه تنها نگاه‌ش را همواره نثارمان می‌کند، که عمیقاً قلب‌های غمگین و تنگ را به آغوش می‌کشد. اساساً قلب از فنا به دور است جانِ من؛ پس بیا شبی از آن شب‌ها، همان شب‌هایی که دل‌مان تنگ و آشفته بود و خدا تا پای دل برای در آغوش کشیدن‌مان آمده بود، او را دعوت کنیم. بیا از او بخواهیم این‌بار نرود. این‌بار بماند. برای همیشه به قلب برگردد. برای همیشه... تا ابد... که قلب دور از او به طفلِ یتیم می‌ماند. بی‌پناه و بی‌کس. ما همیشه دلتنگیم تصدقت. و او همیشه تا پای دل می‌آید. آرام و بی‌صدا. در این همیشه دلتنگی‌ها و همیشه آمدن‌ها، باری شده که بخواهیم برای همیشه بماند؟ خواسته‌ایم که برای همیشه او را به درونِ سرزمینِ دل دعوت کنیم؟ شده در حالی که از شدت غم، سر به خاک گذاشته و خاک را با اشک‌هایمان تر می‌کنیم، به او بگوییم بماند، نروند و برای همیشه به دل برگردد؟ اگر بخواهیم، او می‌ماند؛ چون «خدا با ما که دلتنگیم، سرسنگین نخواهد شد/ علیرضا قزوه». عآبس
مگه نه اینکه سال‌ها بمب ریختن رو سر مردمِ غیرنظامی و بی‌گناه، عینِ ظلمه؟ و مگه نه اینکه ایستادگی کردن و با دست خالی و چنگ و دندون، خاکِ سرزمینی رو نگه داشتن، عین مقاومت و قد علم کردن رو به روی ظلمه؟ ما انسانیم؛ چون صورت‌مون از دیدن خونِ ریخته‌ی نوزادها و بچه‌ها و بی‌گناه‌ها جمع می‌شه و بغض به گلومون چنگ می‌ندازه و دنیا رو سرمون فرو می‌ریزه. چون فردا ما هم، مثل تمام این سال‌های مردم فلسطین، جلو ظلم قد علم می‌کنیم. و اگر انسانی ظلم رو ببینه و سکوت کنه، پس چی ازش می‌مونه؟ به خون‌خواهی بچه‌های غزه، علیه ظلمِ ظالم...🇵🇸
همون‌طور که غصه‌های دل ما تموم نمی‌شه، لطف شما هم همیشه پایداره به ما... کریمه‌ی اهل بیت🤍
8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تا وقتی کسی حب مولا علی را در دل دارد، خوشبخت‌ترینِ دنیاست. و در این صورت، چه جای زیاده‌خواهی ما از داشته‌های دنیا و آخرت، وقتی که حب علی همه چیز است؟! به حقیقت که «وَ کانَ الاِنسانُ کَفورًا».
هیچ شایعه‌ای درباره‌ی من را باور مکن؛ جز اینکه تو را بسیار دوست می‌داشتم. عآبس
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یکی از همون روزهایی که سرم رو به ضریح تکیه داده بودم، بهت گفته بودم که وقتایی که پیشت نیستم و غمگینم، مراقبم باشی‌. یه‌جوری بهم نشون بدی که دورادور حواست بهم هست‌. که تنها و دور افتاده از شما نیستم تو روزهایی غمم. گاهی خیلی چیزا یادم می‌ره. یادم می‌ره و لازمه بهم یادآوری کنی. مثلاً یادم می‌ره که اون سری که اومدم، یه نبات تبرکیِ حرم نصیب‌م شد و موند تهِ کیف‌م برای روزهای دلتنگی‌م. و یادم می‌ره وقتایی که غمم به معده‌م می‌زنه و دردش با قرص و نفس عمیق و هیچی خوب نمی‌شه، یکی حواس‌ش بهم هست. هم به خودم و هم به دردِ جسمم. دقیقاً یادم می‌ره که اون نباته واسه همین وقتاست. واسه همینه که تو چای بریزی‌ش و با دلی که از همه چیز پیش شما غر می‌زنه، جرعه جرعه بخوری‌ش و بعد، خوبِ خوب شی. یادم می‌ره که شما می‌تونی خوبم کنی. که چقدر حواست بهم هست. اما یه چیز رو هیچ‌وقت یادم نمی‌ره؛ که خونه‌م حرم شماست. خونه‌ی من. خونه‌ای که پناه‌مه و عزیزی که همیشه آغوشش به روم بازه؛ تو غم و شادی‌. هیچ‌جا غیرِ حرم، حس خونه نداره. و چقدر به خونه‌م نیازمندم. چقدر دلم می‌خواد برسم باز به خونه.🤍
الا ای دختر موسی که عیسی زنده می‌سازی دخیلم گوشه چشمی بنده از خاک کمتر را
ـ ولی فقط خدا بود که هیچوقت ولت نکرد...
صدتا مثل تو اومدن و رفتن؛ ولی خلیج همیشه فارس بوده و عمرِ فارس بودن‌ش، از اون سرزمین غصبی‌تون، خیلی بیشتره. تو کی باشی که بخوای واسه سرزمین آباء و اجدادی ما تعیین تکلیف کنی؟!
• ما را تا ابد، دلتنگ آفریده‌اند... •
همیشه زندگی چیزی نمی‌شه که ما می‌خوایم. و چقدر حیف... چقدر حیف‌. کاش آدم بلد بود با حسرت‌هاش چیکار کنه. کاش انقدر تو حسرت‌هاش دست و پا نمی‌زد و مجبور نبود چیزی رو از دور بخواد و آخرش هم تا ابد، از همون دور دورا نگاهش کنه. یا نه... اصلاً کاش می‌تونست نگاهش رو فوری برداره از چیزی که براش حسرت ایجاد می‌کنه؛ اما نمی‌شه. یه زخم تو دلت می‌مونه. یه زخم که [شاید] هیچوقت خوب نمی‌شه. همیشه زندگی چیزی نمی‌شه که ما می‌خوایم. و چقدر حیف... چقدر حیف...
به طاقتی که ندارم کدام بار کشم؟ 🖤