eitaa logo
تبلیغات گسترده ریحون
814 دنبال‌کننده
567 عکس
191 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
💢 👙 شیک بپوش، بدون نگرانی قیمت! 🤗 💟 ست‌های فانتزی جذاب 🥰 💟 لباس خواب ساتن، حریر و تور 🤩 💎کیفیت تضمینی،قیمت باورنکردنی💰 💳 امکان خرید اقساطی هم داریم 💸 مدل‌های جدید رو از دست نده 👇😍 http://eitaa.com/joinchat/1883439135Cf5e2147ef9
عمومی غیررمان10000👇 اصلی👇 https://eitaa.com/joinchat/3850436696Cbb84175808 غیررمان خبری ورزشی 10000👇 سوم👇 https://eitaa.com/joinchat/40697981C3ba419bd9c
⭕️چَرخ‌ِخَیاطی‌توی‌بازار،گرون‌شُده😢‼️ با این کانال دیگه نگران قیمت محصولات نباش چــون با بهترین شرایط پــــــــــرداختی دارن ارائه میدن!😍💰 💯از چرخ خیـــــاطی و سرخکن تا مبلمان و فرش و طلا و جواهرات رو دارن🙈😁 سنجاق کانال رو ببین هم وام‌های خانگی دارن هم شرایـــــط ویــــژه گذاشتن🤯👇 https://eitaa.com/joinchat/3216311270Cdee7276d9fقیمتا رو دیدی؟🤩☝️ فوق‌العاده‌اس🥰🌿
عمومی غیررمان خبری ورزشی9000👇 دوم👇 https://eitaa.com/joinchat/811073633C13ae5033a0
🏴اِنَّـا لِـلَّٰـهِ وَ إِنَّـا إِلَـيْـهِ رَاجِـعُـونَ🏴 ⚫️مـتـاسـفـانـه مـطـلـع شـدیـم «» (عـمـو پـورنـگ) بـازیـگـر مـعـروف تـلـویـزیـون کـشـورمـون...😭😭😭🥀🥀🥀 ◾️جـزئـیـات کـامـل و عـلـتِ...😔👇 https://eitaa.com/joinchat/588644727Ca2f608206f مجــری بـچـگـی هـامـون 😢☝️
پنجمین15000 ششمین14000 عمومی غیررمان 👇 اصلی👇 https://eitaa.com/joinchat/3850436696Cbb84175808
پدرم ۲۰ سال بود که دیابت داشت و فقط قرص و انسولین مصرف میکرد 😔 ولی ۱ سال پیش یهو انگشتای پاش سیاه شدن 😰 رفتیم دکتر گفتن اگه خوب نشه مجبوریم پاشو قطع کنیم 😭💔 تا این که یکی از رفیقام آدرس اینجارو بهم داد و گفت با این روش میتونی تو خونه و بدون دارویی شیمیایی تو ۶ ماه کامل قند خون شو بهبود ریشه‌ای کنی😳👇🏻 https://eitaa.com/joinchat/467207338C53d40d4942 حتما حکمتی داشته که اینجا دعوت شدی😇 ۰۹۱۴۲۴۹۷۸۸۱ تو ۶ ماه پدرم بهبود ریشه‌ای شده و حتی الان دیگه نه قرص میخوره نه انسولین میزنه🥳🤩 فرم ویزیت: https://formafzar.com/form/rueb2
اولین25000 دومین19000 سومین17000 چهارمین وآخرین14000 عمومی غیررمان👇 اصلی👇 https://eitaa.com/joinchat/3850436696Cbb84175808
سعید میگه: دوستم با دختری از عشایر نامزد کرد. همه‌چی خوب بود، اما یه مدت بعد خبر رسید که میخوان جدا بشن! دلیلش رو که پرسیدم، گفت: «به خاطر دوری راه کم می‌رفتم پیشش. یه پسر از اقوامش به اسم شاهرخ مدام رفت‌وآمد داشت و حس کردم بینشون رابطه‌ای هست...» «یه شب خداحافظی کردم و وانمود کردم که رفتم، ولی آخر شب یواشکی برگشتم و رفتم سمت چادری که همیشه می‌خوابیدیم،چیزی که شنیدم رو باور نمیکردم...» 👈 ادامه داستان‌ 👉 👈 ادامه داستان 👉
عمومی غیررمان خبری ورزشی10000👇 اصلی👇 https://eitaa.com/joinchat/3850436696Cbb84175808 تک بنر غیررمان خبری ورزشی10000👇 دوم👇 https://eitaa.com/joinchat/811073633C13ae5033a0
چهارمین وآخرین15000 عمومی غیررمان👇 اصلی👇 https://eitaa.com/joinchat/3850436696Cbb84175808