اون اقاهه که اونجا کارمیکرد میومد بعد باهاش درباره کتابا حرق میزدم اونجا بودقممثچث۳
هدایت شده از آشوبگرانِ خسته.
رگ: نه بچها من با مرد شوهردار که تازه شوهرش داداش دراماکویینمه عقد نمیکنم تازه خودم شوهر دارم
ریموس: شوهرم داداششه منظورتونچیه فندوم