eitaa logo
برنامه تلویزیونی روایت‌خانه
316 دنبال‌کننده
140 عکس
212 ویدیو
0 فایل
روایت‌خانه، «قصه‌هایی از مردم فارس» چهارشنبه‌ها | ۲۰:۳۰ | شبکه‌ فارس بازپخش برنامه: شنبه‌ها | ۱۷ قسمت‌های پخش‌شده روایت‌خانه در تلوبیون: https://telewebion.com/program/0x12e281ee برای ارتباط بیش‌تر، ارسال روایت، نقد و پیشنهادها: @revayat_farstv_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
21.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
| ۰۴.۰۶.۱۲ : وقتی یک کنسول انگلیسی، بیشتر از حاکم ایالت فارس قدرت داشت! این قسمت از برنامه را در تلوبیون تماشا کنید. در @revayat_farstv
برنامه تلویزیونی روایت‌خانه
#برنامه_بیستم | ۰۴.۰۶.۱۲ #روایت‌_خوانی: تاج سر کرانه
| ۰۴.۰۶.۱۲ : تاج سر کرانه؛ روایتی با پژوهش و نویسندگی مهدی مقدسی در ارگ، از حاکم فارس خبر شهادت رئیسعلی دلواری را شنیده بود. خوشحال و شاد، می‌خواست به سرکارش در کنسولگری بریتانیا بازگردد. وقتی به کلِ مشیر رسید، رو به مردم کرد و با هیجان گفت: «علی دلواری هم به دردک واصل شد!» شیرازی‌ها عصبانی شدند و به غیرتشان برخورد و همان‌جا او را کشتند. غلامعلی‌خان نواب، نایب‌کنسول انگلیس، اولین کسی بود که خبر شهادت رئیسعلی دلواری را به مردم شیراز داد. شیرازی‌ها هم اولین مردمی بودند که در جواب شهادت رئیسعلی، یک مزدور انگلیس را به این شکل به جهنم فرستادند. رئیسعلی قهرمانی بود که هنگام مبارزه با قوای بریتانیا شناخته شد. آوازه شجاعت و دلاوری او و مبارزانش در جنوب، به سراسر ایران رسید بود. معلوم بود شیرازی‌ها از شهادتش و این طرز بیان ناراحت می‌شوند. حاکم فارس در خاطراتش نوشته: «موقع گفتن این حرف نبود.» می‌خواستند نایب کنسول را در قبرستان‌های شهر دفن کنند، اما مگر مردم می‌گذاشتند؟ هر چه کردند، مردم راضی نشدند. وقتی فهمیدند مرده‌شور شهر او را شسته، با او بدرفتاری کردند. غلامعلی‌خان را در نهایت، در همان کنسولگری انگلستان به دور از چشم مردم دفن کردند. شهادت سرباز وطن حسابی مردم را مبهوت و اندوهگین کرده بود. اما این اندوه، شیرازی‌ها را منفعل نکرده و برعکس، شیراز یک‌پارچه آتش شده بود. شیرازی‌ها در مسجد وکیل عزاداری باشکوهی برگزار کردند. در مسجد راه و رخته نبود. فریاد می‌زدند: «شهید راه خدا، رئیسعلی دلواری!» سخنران مراسم گفت: «رئیسعلی‌خان رفت، پس از اینکه نام نیک خود را تا ابد در قلوب آزادی‌خواهان منقوش داشت و ثبات قدم و عظمت افکار خویشتن را تا یوم‌النشور ورد زبان خاص و عام ساخت.» فردی بلند شد و داد زد: «امروز روز عزاست و مرسوم جا چنان است که هنگام حدوث مصیبت، یقه لباس را پاره می‌کنیم، اینک من این لباس را پاره می‌کنم و کرباس می‌پوشم!» جماعتی از شیرازی‌ها به آن فرد اقتدا کردند و لباس دریدند و کفن پوشیدند. کفن‌پوشان تا چند روز در مسجد نو مشق نظام می‌دیدند. در نهایت، شیرازی‌ها به رهبری شیخ جعفر مجتهد محلاتی برای یاری مجاهدین تنگستانی و دشتستانی‌ به سوی برازجان به راه افتادند. خود انگلیسی‌ها نوشته‌اند: «بچه‌های کوچک تا مدت‌ها در بازی‌هایشان نقش رئیسعلی را بازی می‌کردند. یکی رئیسعلی می‌شد و بقیه یارانش.» خون رئیسعلی، احساسات ضدانگلیسی را در فارس و ایران تحریک کرده بود. مدتی بعد از شهادت رئیسعلی، مجاهدین، شیراز را تصرف کرده و انگلیسی‌ها را اسیر کردند. به قول صولت‌الدوله قشقایی: «رئیسعلی تاج سر کرانه بود.» این قسمت از برنامه را در تلوبیون تماشا کنید. در @revayat_farstv
7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
| ۰۴.۰۶.۱۲ : کتاب «نی‌مه در شرجی» داستان جوانی به‌نام یحیی را روایت می‌کند که با شهادت رئیسعلی دلواری به اوج می‌رسد. نویسنده آن سیدعباس حسینی‌مقدم، از دانشجویان قدیمی دانشگاه شیراز، و ناشرش، انتشارات معارف است. این قسمت از برنامه را در تلوبیون تماشا کنید. در @revayat_farstv
| قصهٔ بیست و یکم: علی حُب‌ّ النّبی اتحاد شیعه و سنی در حمایت از آرمان فلسطین با حضور عبدالجلیل شریفی، عضو هیئت امنای مسجد جامع اهل سنت شیراز چهارشنبه ۱۹ شهریور | ۲۰:۳۰ | شبکه فارس بازپخش: شنبه ۲۲ شهریور ساعت ١٧ @revayat_farstv
4.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
👆🏼 بخشی از آن‌چه‌ در برنامه امشب خواهیم دید... 🔻 قصهٔ بیست و یکم با موضوع «علی حُبّ النّبی، اتحاد شیعه و سنی در حمایت از آرمان فلسطین»، ساعت ۲۰:۳۰ از شبکه فارس پخش خواهد شد. 💬 اعلام نظر و ارتباط با برنامه از طریق بله و ایتا به شماره: ۰۹۱۰۸۹۹۴۳۷۰ @revayat_farstv_admin @revayat_farstv
13.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
| ۰۴.۰۶.۱۹ : «ما در جمهوری اسلامی این هفته را، یعنی از دوازدهم تا هفدهم [ربیع‌الاوّل] را، به عنوان هفته‌ی وحدت نامگذاری کرده‌ایم. این یک نامگذاری محض نیست، یک حرکت سیاسی و تاکتیکی هم نیست؛ این یک اعتقاد و ایمان قلبی است. جمهوری اسلامی به معنای واقعی کلمه معتقد به لزوم اتّحاد امّت اسلامی است. مرجع بزرگی مثل مرحوم آیت‌الله بروجردی که مرجع کلّ دنیای شیعه در زمان جوانی ما بود، طرف‌دار جدّی وحدت اسلامی بودند، طرف‌دار جدّی تقریب مذاهب اسلامی بودند؛ با بزرگان علمای دنیای اسلام و اهل سنّت مراوده داشتند، گفتگو داشتند؛ این یک اعتقاد قلبی و عمیق است.» امام خامنه‌ای - ۱۳۹۸/۰۸/۲۴ این قسمت از برنامه را در تلوبیون تماشا کنید. در @revayat_farstv
7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
| ۰۴.۰۶.۱۹ : اهل تسنن نسبت به اهل بیت پیامبر (ص) چه واکنشی دارند؟! این قسمت از برنامه را در تلوبیون تماشا کنید. در @revayat_farstv
26.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
| ۰۴.۰۶.۱۹ : رسول عقد اخوت برایمان خوانده‌ست برادری ز برادر مگر جدا بشود؟ آرشیو این قسمت به بهانه‌ی هفته وحدت مروری داشته بر مصادیق دوگانه‌های واقعی دین حضرت محمد (ص) در قبل و بعد انقلاب. عدل-ظلم روبروی دوگانه جعلی شیعه-سنی، چنان‌چه شهید سنوارِ اهل سنت برادر ما و شهید حاج‌قاسم، برای اهل تسنن شهید قدس است. این قسمت از برنامه را در تلوبیون تماشا کنید. در @revayat_farstv
برنامه تلویزیونی روایت‌خانه
#برنامه_بیست_یکم | ۰۴.۰۶.۱۹ #روایت‌_خوانی: هم حصیر
| ۰۴.۰۶.۱۹ : هم حصیر؛ روایت محمدجواد رحیمی از نمازجمعه نصر مرد میان‌سالی پتوی مسافرتی خاکی‌رنگش را پهن کرد و به ما بفرما زد. دیر می‌جنبیدم از دستم می‌رفت. این‌قدر هول بودم و محکم نشستم که ریگ‌های زیر پتو آمدند برای سلام‌علیک. درست نشستن سخت بود. سلام‌علیک را نوبتی کردم. چنددقیقه‌ای این‌ وری می‌نشستم و با صادق حرف می‌زدم و چنددقیقه‌ای آن‌ وری می‌شدم و با مرد سمت راستم صحبت می‌کردم. به دستار و لباس سرتاپا سفید سمت راستی که نگاه کردم حدس زدم روحانی و اهل‌سنت است. زیر پایش حصیر پک و پهنی بود که هفت هشت‌نفری رویش نشسته‌ بودند. یکی‌شان لباس کردی تنش بود. کناری‌اش ماموستای سن و سال‌داری بود و پهلویش آخوندی نشسته‌ بود و عمامه مشکی‌اش را تنظیم می‌کرد. چپکی شدم با صادق بزنم که یکی سلام کرده نکرده نشست کنارش و گفت: «ماشاءالله از همه ایرانم اومدنا.» خوش‌‌صحبت بود؛ اما سنگ‌ریزه‌های زیر پتو خوش‌صحبتی سرش نمی‌شد. برگشتم سمت روحانی اهل‌سنت و پرسیدم: «کی راه افتادید؟» ـ دیشب وسط مولودی‌ خونی بودم. از مرکز اسلامی استان زنگ‌زدن. این‌قدر خوشحال شدم که شام نخورده رفتم سمت ارومیه و اونجا با دوستان... با چشم به هم‌ حصیری‌هایش اشاره کرد و ادامه داد: «راه افتادم برای نمازجمعه نصر.» گفتم: «ارومیه؟ فکر کردم کرد هستید.» ـ کردم. امام‌جماعت روستای بولارغوی ارومیه. ریگ‌های زیر پتو داشت اذیت می‌کرد. کج شدم سمت صادق. رفته‌ بود یک صف جلوتر. با خودم گفتم چه وقت رفتن بود آقا صادق. ـ با چی میان؟ سرم چرخید سمت برادر اهل‌سنت. ـ رهبری رو میگم گفتم: «والله من دفعه اولمه، شاید چند تا هلی‌کوپتر بلند شن توی یکی‌شون ایشون باشه.» تحملم تمام شد و ایستادم. داشتم مصلی پر از جمعیت را نگاه می‌کردم که صدای بلندی گفت: «آقا اومد! آقا اومد!» چشمم رفت سمت آسمان. خبری از هلی‌کوپتر نبود. مثل بقیه به ویدئو وال نگاه کردم. صورت رهبری را که دیدم یک نفر از حصیر ارومیه‌ای‌ها ایستاد و فریاد زد: «این همه لشکر آمده به عشق رهبر آمده.» این قسمت از برنامه را در تلوبیون تماشا کنید. در @revayat_farstv