eitaa logo
برنامه تلویزیونی روایت‌خانه
317 دنبال‌کننده
140 عکس
212 ویدیو
0 فایل
روایت‌خانه، «قصه‌هایی از مردم فارس» چهارشنبه‌ها | ۲۰:۳۰ | شبکه‌ فارس بازپخش برنامه: شنبه‌ها | ۱۷ قسمت‌های پخش‌شده روایت‌خانه در تلوبیون: https://telewebion.com/program/0x12e281ee برای ارتباط بیش‌تر، ارسال روایت، نقد و پیشنهادها: @revayat_farstv_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
42.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
| ۰۴.۰۷.۰۵ : رفاقت تا شهادت مستندی از دو شهید جنگ ۱۲روزه این قسمت از برنامه را در تلوبیون تماشا کنید. در @revayat_farstv
| قصهٔ بیست و پنجم: نبرد مردم ۴ روایتی از یک شهرستانی که دشمن جدی اسرائیل شد. با حضور اصغر تقوایی؛ از فرماندهان نیروی قدس در سوریه دوشنبه ۷ مهر | ۲۰:۳۰ | شبکه فارس @revayat_farstv
آیت‌الله یونس آبان ١٣٩۶ بود. حاج قاسم دو سه ماه قبلش، وعده پایان حکومت داعش را داده بود. ما هم در مسیر بوکمال بودیم. جایی که میشد نقطه پایان حکومت داعش. در خاک سوریه و نزدیک مرز عراق، موازی با بچه‌های حشدالشعبی- که آن طرف مرز بودند- با احتیاط پیش می‌رفتیم؛ چرا که بیشتر مناطق اطراف جاده دست تروریست‌ها بود. توی این مسیر، یک‌دفعه ابوباقر که آن زمان مسئول واحد زرهی بود، گفت:«یه قسمتی از جاده رو تخلیه کن و از دو طرف هم راه رو ببند تا بهت بگم.» وسط جاده خالی شد. چند دقیقه بعد، بالگرد آمد بالای سرمان. فهمیدم خودی است. با خودم گفتم:«اینها چه کله‌شق‌هایی هستن که از روی سر داعشی‌ها خودشون رو رسوندن اینجا.» وقتی بالگرد نشست، حاج قاسم پیاده شد. کاپوت یکی از تویوتاها را کردیم میز اتاق فرماندهی و یکی‌یکی درباره عملیات حرف زدیم. وقتی صحبت‌ها تمام شد، حاج قاسم گفت:«باید آیت‌الله یونس هم تایید کنه.» -حاجی بیخیال... -حاجی حرف ما رو قبول نداری؟ حاج قاسم گفت:«قبول دارم، ولی باید آیت‌الله یونس هم بیاد.» بیسیم زدند به حاج‌یونس. همان اطراف در حال شناسایی بود. فوری خودش را رساند. تا تایید نکرد، حاج‌قاسم اجازه شروع عملیات را نداد. روایت‌ یکی از همرزمان شهید حاج حسین نیکویی (حاج‌یونس) در سوریه مصاحبه و تنظیم: محمدصادق شریفی روایت‌های کامل‌تر از حاج‌یونس را در ویژه ‌برنامه ببینید. دوشنبه، ٧ مهرماه، ساعت ٢٠:٣٠، شبکه فارس. @revayat_farstv
| قصهٔ بیست و ششم: نبرد مردم ۵ وقتی منافقین همدلی شیرازی‌ها در ایام جنگ ۱۲روزه را تحمل نمی‌کنند! با حضور خانم راضیه فرزان؛ فعال فرهنگی چهارشنبه ۹ مهر | ۲۰:۳۰ | شبکه فارس @revayat_farstv
6.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
| ۰۴.۰۷.۰۹ : این نبرد تدافعی بزرگ مردم ما بدون ذره‌ای دودلی در تمام طول تاریخ حیات بشر، نخستین جنگ تدافعی یک ملت ستم‌کشیده در برابر تهاجم جمیع نظام‌های سلطه‌طلب جهان و جمیع نظام‌های وابسته به نظام‌های سلطه‌طلب سراسر جهان بوده است. جایزه دارد هر روشنفکر جایزه دارد هر روشنفکر اخته‌ای که مشابه چنین جنگی را پیدا کند جایزه دارد. بخشی از کتاب «با سرودخوان جنگ، در خطّه نام و ننگ» به قلم استاد نادر ابراهیمی این قسمت از برنامه را در تلوبیون تماشا کنید. در @revayat_farstv
برنامه تلویزیونی روایت‌خانه
#برنامه_بیست_ششم | ۰۴.۰۷.۰۹ #روایت‌_شنوی: این همه خون، هدر نمیره!
| ۰۴.۰۷.۰۹ : این همه خون، هدر نمیره! روایت صوتی از یاسینا رحیمی عصر غدیره، بیعت‌ها هنوز ادامه داره، یکی تو موکب لقمه میپیچه میده دست مردم، یه جا دیگه دارن گشت میزنن. یه عده دارن امدادرسانی میکنن. خلاصه هرکی یجوری با مولا می‌بنده. رفتم در خونه همساده. که تشکر کنم بابت غذای نذری. خواب بود. دخترش اومد دم در. دختر همسایه عین فرشته‌هاس. لطیف، ملیح، متبسم. واقعا انگار متعلق به این جهان نیست. همینطور که خداقوت میگفتم متوجه تسبیح توی دستش شدم. تسبیح عین گردنبند عقیق سبز توی دستش چند دور پیچیده بود و گمانم بهش میگن تسبیح هزارتایی. به دائم‌الذکر بودنش رشک بردم. واقعا دائم بود! حتی وقتی من حرف میزدم. پرسیدم:" چرا ریسه رنگی هایی رو که دادم مامان تون، نزدید؟ گفت با توجه به شرایط. و صورتش به غم پژمرد. گفتم این جشن باید برپا میشد. خواستم برم، التماس دعا گفتم. گفت شما دعا کنید این وضعیت درست بشه. گفتم این جنگ لاجرم و ناگزیر برما نوشته شده بود. و چه خوب! چه خوب که چنین شد. می‌دونید! ما ایرانی‌ها آدمهای خیلی رودروایسی داری هستیم. یعنی رسما دهان مبارک مان از بابت این احساس سرویس شده. اصلا ماجرا ریشه‌داره. قضیه امروز و دیروز نیست. باید تمام بشه. خوب شد که شروع کردن. ما ادامه میدیم. گفت میترسم. گفتم از چی؟ گفت که ادامه دار بشه و فرسایشی. گفتم خب، چی میشه؟ گفت ویرانی، مرگ، سوگ. خدا چه صبری داره؟ گفتم میدونی هانیه جان، اساسش اینه که ارتقایی صورت بگیره در انسانیت آدمیان. همه چیز تا جایی که این آدمیت به اعلا درجه خودش در تک تک ابنای بشر برسه، ادامه خواهد داشت. گفتم و گفتم از ۸ سال دفاع مقدس و قدرت ایمانی که گوشت تن بسیجی‌ها رو عین آهن کرده بود‌. او از قدرت دشمن و همدستاش گفت، منم از قدرت متقابل مون و اثر خون. گفتم خون چیز کمی نیست هانیه شوخی نیست این همه خون مظلوم تو عالم فیزیک یه اصل وجود داره که میگه هیچ انرژی‌ای تو جهان از بین نمیره، فقط تبدیل میشه. این همه خون. شوخی نیست. آخرش لبخند زد. باز شکفت. گفت خیلی خوب شد اومدید. خیلی حالم خوب شد. می‌دونید. شاید باور نکنید که چند کلام حرف شما میتونه چه باری برداره. دریغ نکنیم. این قسمت از برنامه را در تلوبیون تماشا کنید. در @revayat_farstv
14.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
| ۰۴.۰۷.۰۲ : وقتی داری نقش بازی می‌کنی، ولی تماشاچی‌ها یادشون میره «نمایشه»... این قسمت از برنامه را در تلوبیون تماشا کنید. در @revayat_farstv 🎬✨
13.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کسی که عشق نداند ز زمره‌ی ما نیست گروه ما همه یا عـاشقند یا معشـوق ... با همراهی شما فصل اول روایت‌خانه به پایان رسید؛ اما فصل دوم به زودی آغاز می‌شود. لطفاً تجربه‌ی خودتان را از تماشای قصه‌های مردم فارس از طریق راه‌‌های ارتباطی برنامه با ما در میان بگذارید 🌹 سابقه قسمت‌های پخش شده در تلوبیون قابل مشاهده است. ۰۹۱۰۸۹۹۴۳۷۰ 💬 @revayat_farstv_admin @revayat_farstv