16.95M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#کلام_امام
📹 سخن نو جمهوری اسلامی
🔺️ گزیده بیانات رهبر انقلاب در دیدار اخیر نمایندگان مجلس
#امام_خامنه_ای :
🔻 مدیریت کشور کار دشواری است، بخصوص این دشواری افزایش پیدا میکند در برخی از اوضاع و احوالی که در دنیا پیش میآید، مثل همین اوضاع و احوال امروز. مثلاً:
🔹️رقابتهای خصمانهی قدرتها با هم
🔸️وجود تحرّکات نظامی در یک نقطهی حساس دنیا
🔹️ تهدیدهای فزایندهی نظامی
🔸️بیماریهای فراگیر
🔹️تهدیدهای غذایی در سطح جهان
👈 ایران اسلامی علاوهی بر کشورهای دیگر یک مسئلهی دیگر هم دارد و آن این است که ما یک #سخن_نو را در مباحثات جهانی وارد کردیم: مردمسالاری دینی، مردمسالاری اسلامی
🏷 #دیدار_مجلس
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani
🔰 #خط_حزبالله ۳۴۲ | انقلابی بمانید
🔻 شمارهی سیصد و چهل و دوم هفتهنامهی خط حزبالله با عنوان «انقلابی بمانید» منتشر شد.
🏴 خط حزبالله، در سالروز شهادت امام صادق علیهالسلام در سخنهفته خود با عنوان «جریان سازی برای برپایی حکومت اسلامی»، مروری بر سیره مبارزاتی آن امام همام داشته است.
👈 خط حزبالله به مناسبت دیدار اخیر نمایندگان مجلس شورای اسلامی با رهبر انقلاب، مروری بر ۲۰ توصیه مهم رهبر انقلاب به نمایندگان مجلس یازدهم برای انقلابی ماندن، داشته است.
🌷 شمارهی این هفتهی خط حزبالله به روح مطهر شهید صیاد خدایی تقدیم میشود.
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani
2127896321_-1018109880.pdf
3.65M
#خط_حزبالله ۳۴۲ : #انقلابی_بمانید
جهت مطالعه ی این شماره از نشریه #خط_حزب_الله
این فایل را دانلود کنید .
#پیشنهاد_دانلود
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani
۷ خردادماه #سالروز_شهادت سردار #مدافع_حرم #شهید_سیدجاسم_نوری گرامی باد. 🥀
🌷تاریخ تولد : 1346/12/15
🌷محل تولد : حمیدیه - خوزستان
🌷تاریخ شهادت : 1394/03/07
🌷محل شهادت : الرمادی - عراق
🌷وضعیت تاهل : متاهل با 4 فرزند
🌷محل مزار شهید : گلزار شهدای اهواز
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani
#زندگینامه
#شهید_جاسم_نوری
جاسم زبان زد خاص و عام بود و همواره به نظم و آراستگی حتی در شرایط سخت جنگ توجه می کرد. صبر در آرامش و سختی سرلوحه رفتار این دلاور مرد بود و از بیت المال بهتر از اموال خود نگهداری میکرد… در پانزدهمین روز از اسفند ماه سال ۱۳۴۶ در حمیدیه پسری به دنیا آمد که نامش را سید جاسم نهادند، پدرش سید جابر از سادات سید نور و مادرش بانوی مؤمنهای به نام قسمه بود. سید جابر از تجار ثروتمند و از عشایر عرب غیرتمند حمیدیه، از عراق کالا وارد می کرد و همزمان به کشاورزی نیز اشتغال داشت. سید جابر ۲پسر و ۵ دختر داشت و سید جاسم فرزند آخر خانواده بود. سید جاسم سیزده ساله بود که حمله بی رحمانه عراق به ایران آغاز شد و جوانان و نوجوانان غیور ایرانی باید از سرزمین مادری خود دفاع میکردند. وی از همان روزهای نخست جنگ تحمیلی در دفاع مقدس حضور داشت که هوش و ذکاوتش سبب شد در سن ۱۳ سالگی فرمانده گردان امام علی(ع) شود. سید جاسم مرد خستگی ناپذیری بود و این را از مسئولیت هایی که برعهده داشت می توان فهمید؛ جذب، پذیرش و گزینش نیرو بخشی از زحمات این دلاور مرد در سپاه حمیدیه بود. همیشه کارهای نشدنی را به او می سپردم زیرا با جذابیت رفتاری و اخلاقی در دل اطرافیان خود جا می گرفت، نه به عنوان فرمانده و مسئول بالا دست بلکه همچون دوستی صمیمی و در شرایط سخت جنگ و حمله رژیم بعثی توانست ۷۲۰ نفر از نیروهای بومی حمیدیه را در قالب گردانی با فرماندهی علی بلالک تشکیل و سازماندهی کند. در طول دوران دفاع مقدس نقش مهم و غیر قابل انکاری در بسیج مردمی حمیدیه داشت. این دلاور مرد، در واحد عملیات لشکر ۷ ولی عصر(عج) در سال ۶۲ توانست با تلاشی خستگی ناپذیر و روحیه مخلصانه اطلاعات کلیدی از وضعیت نیروهای بعثی جمع آوری کند که در انجام عملیات های بعد موثر واقع شد. پس از اتمام جنگ در حالی که تنها ۲۱ سال سن داشت کوله باری از تجربه و دانش در زمینههای نقشه خوانی، مختصات یابی و عکسهای هوایی به دست آورد و از تبحر بالایی در این زمینه برخوردار شد. همچنین دوره افسری سپاه را در سال ۱۳۸۵ با موفقیت پشت سر گذاشت و بازنشسته شد
همین تجربیات باعث شد که پس از شروع ماجرای سوریه برای دفاع از حرم اهل بیت (ع) به صورت داوطلبانه عازم این کشور شود. به گواه دوستانش شجاعت و ذکاوتش در مبارزه با تکفیری ها مثال زدنی بود. همراه رزمندگان عراقی درکشور سوریه به دفاع از حرم حضرت زینب(س) پرداخت. با شروع نبرد تکفیری ها در عراق تصمیم گرفت در این کشور به جهاد بپردازد. در عراق با تجربه ای که در دوره دفاع مقدس در بسیج مردمی داشت مشغول به جمعآوری نیروهای مردمی عراق جهت سازماندهی در لشکر حضرت عباس (ع) وابسته به عتبات عالیات پرداخت و با آموزش و سازماندهی این نیروها رشادتهای بسیاری از خود نشان داد. شهید سیدجاسم نوری فرمانده اطلاعات لشکر حضرت عباس(ع) بود و با استفاده از تجربیات و روحیه خستگی ناپذیر، کار شناسایی و مختصات یابی را انجام می داد. سید جاسم در حال تشکیل لشکری با عنوان لشکر سید نور( برگرفته از قبیله سادات نور) بود اما شوق وصال به رب العالمین تقدیر دیگری برای او رقم زده بود.رفت و آمدش به عراق سبب شد که تعدادی از خویشاوندان عراقی خود را پیدا کند و به کانون گرم خانواده و فامیل رونق دیگری ببخشد. مهربانی و عطوفت سید جاسم زبان زد خاص و عام بود و همواره به نظم و آراستگی حتی در شرایط سخت جنگ توجه می کرد. صبر در آرامش و سختی سرلوحه رفتار این دلاور مرد بود و از بیت المال بهتر از اموال خود نگهداری میکرد. محمد، روح الله و علی تنها دخترش رقیه یادگاران ایشان هستند. پنجشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۴ در نزدیکی شهر الرمادی استان الانبار عراق مجروح شد و پس از انتقال به بیمارستان در مدینه الطب بغداد به شهادت رسید.
💐الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ و عَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَالْعَنْ أعْداءَهُم أجْمَعِین💐
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani
📜#ببینید #بخوانید
فرازی از #وصیتنامه شهید مدافع حرم #سید_جاسم_نوری :
بسم رب الشهدا و الصدیقین
و لاتحسبوا الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا، بل احیاء عند ربهم یرزقون...
هیچ چیز گلوی تشنهی مرا؛ سیراب نمیسازد جز شهادت! شهادت!
خدایا تو را شکر و سپاس میگویم به خاطر فضل و محبتت که به من حقیر لطف نموده و مستعد شرکت در جنگ علیه کفار تکفیری قراردادی... و به من لیاقت دادی تا به کاروان شهیدان ملحق شوم؛ و در «آخرین» روزهای حیاتم، به من فضل و ترحم کردی که سربازی در رکاب امام و مولایم، حسین بن علی علیهالسلام و برادر علمدارش ابوالفضل باشم...
دوستان و خانوادهی محترم از همهی شما التماس دعا دارم و از شما میخواهم برای ظهور آقا امام عصر (عج) دعا کنید و «امام خامنهای» که از جانم، ایشان را بیشتر دوست دارم، تنها نگذارید و برای سلامتی ایشان دعا کنید.
«ولایت فقیه ثمره خون شهداست، قدر آن را بدانید ...»
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani
سیده رقیه نوری تنها دختر شهید سید جاسم نوری در باره پدرش اینگونه می گوید:
پدرم من را خیلی دوست داش، من هم خیلی او را دوست داشتم، همیشه برایم قصه میگفت، هدیه میخرید، من هم جشن تولد 9 سالگی ام را در کنار خانه بابا یعنی مزارش گرفتم، خواستم بابا هم در تولد من باشد، بابای من پیش خداست و زنده است، او ما را نگاه میکند، خوشحالم که بابا بعد از سالها به آرزویش رسید، بابا به مراد دلش رسید، دلم برایش تنگ میشود، ولی مامان اجازه نمیدهد که برایش دلتنگی و گریه کنم.
من میدانم که بابای من زنده است و اگر من گریه کنم ناراحت میشود، من هر وقت دلتنگش میشوم میروم پیش مزار شهدا، دوست دارم زود زود به بابا سر بزنم، هر وقت سر مزار بابا میروم به بابا میگویم که بابا جان شهادتت مبارک.
از بابا میخواهم که به مامان و داداشهایم صبر بدهد، میگویم بابا خوشحالم که پیروز شدی، من همیشه مداحیهای بابا را گوش میدهم.
رقیه با همان صدای مهربان و آرام کودکانهاش از وصیت پدر شهیدش اینگونه میگوید: بابا به من میگفت: وقتی من شهید شدم هیچ وقت گریه نکن، باید خوشحال باشی که پدرت به آرزویش رسیده، سعی کن کمک حال مادرت باشی. مراقب خانه باش. دختر خوبی باش و درسهایت را بخوان.
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani