eitaa logo
محتوای روایتگری راویان
3.3هزار دنبال‌کننده
7.2هزار عکس
3.2هزار ویدیو
473 فایل
🌟 محتوای روایتگری راویان 🌟 📚 بازخوانی خاطرات شهدا 🎖 تشریح عملیات‌های دفاع مقدس 📖 معرفی کتاب و خاطرات ارزشمند 🗓 پرداختن به مناسبت‌های مهم ✍️ محتوای روایتگری 📩 ارتباط با ادمین : @Revayatgar_admin وابسته به موسسه روایت سیره شهدا
مشاهده در ایتا
دانلود
5.26M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 برای اینکه خود را از زیر فشار انگلیس‌ها نجات بدهد، به آمریکاییها متوسّل شد؛ آمریکاییها، مأمورشان را فرستادند اینجا و ۲۸_مرداد را راه انداختند. مصدق اعتماد کرد، کتکش را خورد؛ حتی کسانی که با میانه‌شان هم خوب بود و به آمریکا اعتماد کردند، ضربه‌اش را خوردند. 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
سند صحبتهای رهبر(اشتباه تاریخی مصدق) از زبان خود مصدق 👇 🔺 در بستر بیماری درباره دشمنی انگلیس با ملت ایران می گوید ⛔مصدق :از ملت شرافتمند و دولت نجیب و نو پرور آمریکا کمک مادی و معنوی خواستاریم😮 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
🔴بازخوانی نامه آیت الله كاشانی به مصدق در 27 مرداد 32 ♦️آیت‌الله کاشانی طی نامه‌ای در 27 مرداد 32 به مصدق گفت: از تجربیات روی كار آمدن قوام و لجبازی‌های اخیر بر من مسلم است كه می‌خواهید مانند سی‌ام تیر كذایی یك بار دیگر ملت را تنها گذاشته و قهرمانانه بروید. حرف این جانب را در خصوص اصرارم در عدم اجرای رفراندوم نشنیدید و مرا لكه‌ حیض كردید. خانه‌ام را سنگباران و یاران و فرزندانم را زندانی فرمودید و مجلس را كه ترس داشتید شما را ببرد بستید و حالا نه مجلسی است و نه تكیه‌گاهی برای این ملت گذاشته‌اید. ♦️همانطور كه در آخرین ملاقاتم در دزاشیب به شما گفتم و به هندرسن هم گوشزد كردم كه آمریكا ما را در گرفتن نفت از انگلیسی‌ها كمك كرد و حالا به صورت ملی و دنیاپسندی می‌خواهد به دست جنابعالی این ثروت ما را به چنگ آورد. ♦️من شما را با وجود همه بدی های خصوصی‌تان نسبت به خودم از وقوع حتمی یك كودتا به وسیله زاهدی كه مطابق با نقشه خود شماست آگاه كردم، كه فردا جای هیچ‌گونه عذر موجهی نباشد. 📚برگرفته از كتاب بازخوانی نهضت ملی ایران 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
۲۸ مردادماه گرامی باد . ⚘ ☀️ تولد: ۲- ۸- ۱۳۳۵ 🥀 شهادت: ۲۸ مرداد ۱۳۶۳ 🔸 سمت: رزمي تبليغي 🌺 محل شهادت: مهران، كله قندي 💐 گلزار مطهر: بيرجند، باقريه 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
🌷 🌕 شهید هادی اسدالهی در دوم آبان ۱۳۳۵در روستای مقدر از توابع چک نوزاد در میان خانواده ای مذهبی دیده به جهان گشود. 🌕 دوران طفولیت را تا پایان تحصیلات پنجم ابتدایی در روستا گذراند و سپس جهت ادامه تحصیل به شهرستان بیرجند عزیمت نموده و در مدرسه آیت الله آیتی به عنوان یک طلبه مشغول تحصیلات حوزوی گردید، و به مدت ۴سال در آنجا به تحصیل پرداخت. 🌕 در هنگام مبارزات مردمی علیه رژیم پهلوی در بیداری اذهان مردم روستا، دوستان و آشنایانش سهم عمده ای داشت. 🌕 این شهید عزیز بارها به منبر رفت و به افشای جنایت های عمال رژیم پرداخت و یک بار که در قم مورد حمله سرسپردگان پهلوی قرارگرفته بود مجروح و برای استراحت و بهبودی کامل به وطنش بازگشت که صبح همان روز که از راه رسیده بود مأموران پاسگاه به خانه اش ریختند و در حالی که او تقاضا می کرد اجازه دهند نمازش را بخواند، آنها مانع شدند و او را به بیرجند بردند. 🌕 او پس از آزادی دوباره عازم قم و در تاریخ ۲۴ تیر ۱۳۶۲ به جبهه های نبرد نور علیه ظلمت عزیمت نمود. 🌕 سرانجام این شهید عزیز درتاریخ ۲۸ مرداد ۶۳ در شهر ارومیه درمحل دره افشین در حین مبارزه با گروهک های ضد انقلابی براثر اصابت گلوله به ناحیه گلو شربت شهادت را نوشید و میهمان سید الشهدا گردید و پیکر پاکش در مزار دره شیخان بیرجند آرام گرفت. 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
🎤 راوی: مادر شهيد 🦋 آهو تخویجی متولد روستای تشتبند، پدرم کشاورز و مادرم خانه دار بوو 🦋 زمانی پدرم در روستا به مهمان داری و دست و دلبازی معروف بود، با اینکه سواد نداشت اما نماز روزه، خمس و زکاتش سر وقت و به موقع داده می شود. 🦋 با یادآوری مصیبت های حضرت زینب، مشکلاتم را فراموش می‌کنم پدرم شب قبل از تولدم درخواب می‌بیند که آهویی بزرگ را شکار کرده و این باعث شد تا اسم دخترش را آهو بگذارد، من دل خوشی از روزگار جوانی ندارم، هر مصیبتی که فکر کنید به سرم آمده اما باز هم خدا را شاکرم، هر گاه مشکلات و مصائب به یادم می‌آید، برای خودم مصیبتهای امام حسین(ع) و زینب کبری را می‌خوانم، آنگار دردهایم را فراموش می‌کنم. 🦋 مادر شهید روحانی هادی اسداللهی در حالی که به قرآن قدیمش نگاه می کند، با افتخار می گوید اگر مکتب نرفته ام ولی سی پاره را یاد گرفته ام، درآن زمان که برق نبود، من روزها به همراه مادر و پدر در کارها کمک کرده و شبها در زیر مهتاب قرآن حفظ می‌کردم. 🦋 ۱۷ ساله بودم که ازدواج کردم و درآن زمان کرباس می‌بافتم، به کار کشاورزی کمک می‌کردم به گونه‌ای که ۳ فرسخ را در روستای چک درخت کاشتم. 🦋 چون همسرم روحانی بود قبول کردم با او ازدواج کنم، شوهرم روحانی بود و از مردم به خاطر منبرها و مراسمات مذهبی پول نمی‌گرفت، به او حاجی میر علی می‌گفتند. 🦋 من از کودکی عاشق ذکر مصیبت ائمه بودم و همراه مادرم به مراسم روضه می‌رفتم، تمام مصیبتها را در ذهن خود حفظ کرده و در مواقع بیکاری برای خود زمزمه می‌کردم و این کار به من آرامشی عجیب می داد. 🦋 همسرم به امام خمینی (ره) علاقه زیادی داشت سه بار به دیدار امام رفت، ما ۶ فرزند به نام‌های زهرا، فاطمه، هادی، حسین، حسن و جواد داشتیم، از میان فرزندانم هادی روحانی شد، شهید روحانی "هادی اسداللهی" در تاریخ ۱۳۳۵ در روستای چک نوزاد از توابع شهرستان درمیان به دنیا آمد. 🦋 دوران کودکی خود را در آغوش پر مهر و محبت خانواده اش تربیت شد و تحصیلات ابتدایی خود را در همان روستا سپری کرد. 🦋 در آن زمان ما در روستای چک زندگی می‌کردیم، زندگی در آن دوران سخت بود، مانند الان همه امکانات فراهم نبود، مردم کار زیاد می‌کردند اما همیشه تلاش داشتند، تا رزق آنها حلال باشد، من که درآن زمان کارم خانه داری و پرورش فرزندان بود، سعی می‌کردم در اوقات بیکاری قرآن بخوانم. 🦋 جواد فرزند آخرمان در اول آبان ماه سال ۱۳۴۱ نیز در روستای چک متولد شد. جواد شهیدم ۵ ماهه بود که پدرش را از دست داد. 🦋 فرزندان شهیدم ذخیره آخرت هستند و ان شا ءالله آنان دست ما را خواهند گرفت. 🦋 از بد روزگار هنگامی که فرزندانم کوچک بودند، همسرم فوت کرد و من ماندم و فرزندان کوچک در روستای چک، روزهای سختی را سپری کردیم، من فرزندانم را از کودکی یتیم و با توکل بر خدا به خوبی بزرگ کردم که دوتای آنان به لطف خدا در راه انقلاب شهید شدند. 🦋 هادی از همان دوران بچه گی علاقه زیادی به طلبگی داشت و من هم او را تشویق ‌کردم که روحانی شود، او بعد از پایان تحصیلات دوران ابتدایی به دلیل علاقه به دروس حوزوی وارد حوزه علمیه بیرجند شد و در مدرسه معصومیه به تحصیل پرداخت. 🦋 من گوسفند بزرگ می‌کردم، می‌بردم مدرسه طلاب تا آنها بخورند و هادی درس طلبگی بیاموزد. 👇 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
🎤 راوی: مادر شهيد 🦋 آهو تخویجی متولد روستای تشتبند، پدرم کشاورز و مادرم خانه دار بوو 🦋 زمانی پدرم در روستا به مهمان داری و دست و دلبازی معروف بود، با اینکه سواد نداشت اما نماز روزه، خمس و زکاتش سر وقت و به موقع داده می شود. 🦋 با یادآوری مصیبت های حضرت زینب، مشکلاتم را فراموش می‌کنم پدرم شب قبل از تولدم درخواب می‌بیند که آهویی بزرگ را شکار کرده و این باعث شد تا اسم دخترش را آهو بگذارد، من دل خوشی از روزگار جوانی ندارم، هر مصیبتی که فکر کنید به سرم آمده اما باز هم خدا را شاکرم، هر گاه مشکلات و مصائب به یادم می‌آید، برای خودم مصیبتهای امام حسین(ع) و زینب کبری را می‌خوانم، آنگار دردهایم را فراموش می‌کنم. 🦋 مادر شهید روحانی هادی اسداللهی در حالی که به قرآن قدیمش نگاه می کند، با افتخار می گوید اگر مکتب نرفته ام ولی سی پاره را یاد گرفته ام، درآن زمان که برق نبود، من روزها به همراه مادر و پدر در کارها کمک کرده و شبها در زیر مهتاب قرآن حفظ می‌کردم. 🦋 ۱۷ ساله بودم که ازدواج کردم و درآن زمان کرباس می‌بافتم، به کار کشاورزی کمک می‌کردم به گونه‌ای که ۳ فرسخ را در روستای چک درخت کاشتم. 🦋 چون همسرم روحانی بود قبول کردم با او ازدواج کنم، شوهرم روحانی بود و از مردم به خاطر منبرها و مراسمات مذهبی پول نمی‌گرفت، به او حاجی میر علی می‌گفتند. 🦋 من از کودکی عاشق ذکر مصیبت ائمه بودم و همراه مادرم به مراسم روضه می‌رفتم، تمام مصیبتها را در ذهن خود حفظ کرده و در مواقع بیکاری برای خود زمزمه می‌کردم و این کار به من آرامشی عجیب می داد. 🦋 همسرم به امام خمینی (ره) علاقه زیادی داشت سه بار به دیدار امام رفت، ما ۶ فرزند به نام‌های زهرا، فاطمه، هادی، حسین، حسن و جواد داشتیم، از میان فرزندانم هادی روحانی شد، شهید روحانی "هادی اسداللهی" در تاریخ ۱۳۳۵ در روستای چک نوزاد از توابع شهرستان درمیان به دنیا آمد. 🦋 دوران کودکی خود را در آغوش پر مهر و محبت خانواده اش تربیت شد و تحصیلات ابتدایی خود را در همان روستا سپری کرد. 🦋 در آن زمان ما در روستای چک زندگی می‌کردیم، زندگی در آن دوران سخت بود، مانند الان همه امکانات فراهم نبود، مردم کار زیاد می‌کردند اما همیشه تلاش داشتند، تا رزق آنها حلال باشد، من که درآن زمان کارم خانه داری و پرورش فرزندان بود، سعی می‌کردم در اوقات بیکاری قرآن بخوانم. 🦋 جواد فرزند آخرمان در اول آبان ماه سال ۱۳۴۱ نیز در روستای چک متولد شد. جواد شهیدم ۵ ماهه بود که پدرش را از دست داد. 🦋 فرزندان شهیدم ذخیره آخرت هستند و ان شا ءالله آنان دست ما را خواهند گرفت. 🦋 از بد روزگار هنگامی که فرزندانم کوچک بودند، همسرم فوت کرد و من ماندم و فرزندان کوچک در روستای چک، روزهای سختی را سپری کردیم، من فرزندانم را از کودکی یتیم و با توکل بر خدا به خوبی بزرگ کردم که دوتای آنان به لطف خدا در راه انقلاب شهید شدند. 🦋 هادی از همان دوران بچه گی علاقه زیادی به طلبگی داشت و من هم او را تشویق ‌کردم که روحانی شود، او بعد از پایان تحصیلات دوران ابتدایی به دلیل علاقه به دروس حوزوی وارد حوزه علمیه بیرجند شد و در مدرسه معصومیه به تحصیل پرداخت. 🦋 من گوسفند بزرگ می‌کردم، می‌بردم مدرسه طلاب تا آنها بخورند و هادی درس طلبگی بیاموزد. 👇 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
🔹 خواب مادر شهید 🦋 یادم می‌آید، شبی که امام خمینی(ره) فوت کردند، قرار بود خانواده‌های شهدا به دیدار آقا بروند، در همان شب خواب دیدم یک هواپیما به دور خانه امام پرواز می‌کند، همان شب بود که امام فوت کردند، من همیشه در نمازهایم برای سلامتی رهبر معظم انقلاب دعا می‌کنم و به جوانها توصیه می‌کنم نماز شب بخوانند. 🦋 دوران جوانی همیشه نماز شب می خواندم و هنوز هم با وجود کهولت سن می خوانم، زیرا خداوند در قرآن فرموده ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکمْ بخوانید مرا تا دعایتان را اجابت کنم پس از نماز شب غافل نشوید، فقط ۱۱ رکعت است و از نیمه شب به بعد می توانید بخوانید. 🦋 همانگونه که خداوند در قرآن فرموده فردای محشر بر دهانت مُهر می زنند و تمام اعضای بدنت به هر کاری که کردی شهادت می دهند، حساب خود را همه باید داشته باشند و بدانید که باید در روز قیامت جواب دهید، من هرگز نه خود لقمه ی حرامی خوردم و نه به فرزندانم دادم. 🦋 همیشه وقتی دلم می گیرد برای خود نوحه می خوانم و گریه می کنم. 🎤 راوی: همرزم شهید 🦋 نمازهای جماعتی که به امامت هادی برپا می‌شد، از روحانیت زیادی برخوردار بود، او آنقدر در جبهه با همه مهربان بود و سخنانش آنقدر جذاب و شنیدنی بود، که غبار خستگی را از چهره رزمندگان اسلام می‌زدود به گونه‌ای که آنها سختیها را فراموش کرده و با روحیه ای مضاعف به جنگ می‌رفتند. 🦋 هادی در زمان انقلاب هم بر روی منبر به صورتی آگاهانه فجایع رژیم ستم شاهی را مورد انتقاد قرار می‌داد و همیشه در سخنرانیها خود چهره دژخیمان حکومت را رسوا می‌کرد، او بارها مورد بازداشت وضرب و شتم ماموران حکومتی قرار گرفت اما یک لحظه از حقگویی باز نایستاد. 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا