eitaa logo
محتوای روایتگری راویان
3.3هزار دنبال‌کننده
7.2هزار عکس
3.2هزار ویدیو
473 فایل
🌟 محتوای روایتگری راویان 🌟 📚 بازخوانی خاطرات شهدا 🎖 تشریح عملیات‌های دفاع مقدس 📖 معرفی کتاب و خاطرات ارزشمند 🗓 پرداختن به مناسبت‌های مهم ✍️ محتوای روایتگری 📩 ارتباط با ادمین : @Revayatgar_admin وابسته به موسسه روایت سیره شهدا
مشاهده در ایتا
دانلود
۲۰آذرماه ، گرامی باد . 🥀 🌷تاریخ شهادت۱۳۹۵/۹/۲۰ 🌷محل شهادت سوریه تدمر 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
شهید حاج احمد جلالی نسب فرمانده عملیات یگان امنیتی امام علی(ع) سپاه استان قم متولد روستای شیم آباد سبزوار (روستایی که در دوران دفاع مقدس ۴۵ شهید را تقدیم انقلاب کرد) بود و اولین شهید مدافع حرم این روستا نام گرفت؛ حاج احمد در زمینه ادوات زرهی و توپخانه تسلط داشت و به همین دلیل در طی دوران حضورش در مناطق عملیاتی سوریه، مسئولیت‌هایی در این بخش داشت که در یکی از عملیات‌ها در همین شهر تدمر وقتی در محاصره داعشی‌ها قرار داشت از ناحیه بازو مجروح که پس از بازگشت به ایران و گذراندن دوران نقاهت مجدد راهی سوریه می‌شود. با دستور عقب نشینی یکی از بچه‌های فاطمیون پشت بی سیم می‌گوید رزمندگان ایرانی برگردند ما باید بمانیم که وقتی شهید جلالی نسب این گفت و شنود را می‌شنود تا آخر در خط می‌ماند. حاج احمد جلالی نسب در محاصره نیرو‌های داعشی قرار می‌گیرد و وقتی یکی از رزمندگان دچار مجروحیت می‌شود حاج احمد پشت خودروی زرهی جای او می‌رود و مشغول تیراندازی می‌شود که دقایقی بعد یک فروند موشک کوروز به خودرو وی اصابت می‌کند و حاج احمد به درجه رفیع شهادت نائل می‌آید و آتش دشمن به قدری سنگین بوده که همرزمانش نتوانستند پیکرش را بازگردانند. 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
خصوصیات از زبان خواهر شهید: 🔸 اول اینکه فوق العاده فعال بود کلا دنبال کار میگشت از اون وقتی که به عنوان خواهر کوچکترش یادم میاد همیشه در حال فعالیت دیدمش 🔸 قبل از ازدواج و تا وقتی که لباس مقدس سپاه رو به تن بکنه شاطر نانوایی پدر بود، خاطرم هست بازوانش همیشه حالت سوختگی داشت و قرمز بود 🔸 اگه دو روز تو نانوایی حاضر نمیشد همسایه ها به پدر گلایه میکردن که چرا شاطر نانوا عوض شده و نون ها مثل سابق نیست درسن خیلی پایین ازدواج کرد طوری که: 🔸تو سن بیست و یک سالگی دو تا پسر ناز و دوست داشتنی داشت و همزمان دوره های اموزشی سپاه رو هم میگذروند البته صبر و استقامت همسر مهربونش هم بود.او در روزهای تنهایی و دوری همسر حامی خوبی بود برای ادامه ی فعالیتهای شهید. 🔸بسیار منطقی و مهربون ولی در موقع کار بسیار جدی و روی اصول کار میکرد 🔸 اصلا اهل حرف زدن نبود 🔸 مرتب در حال کار بود و خستگی ناپذیر 🔸 از هیچ کاری هم ابا نداشت چه نون پختن و چه کارای تاسیساتی و هر کاری که از دستش برمیامد 🔸 در موقع نیاز بدون چشم داشت فوری مشغول میشد نمیگذاشت کاری رو زمین بمونه. 🔸 هر روز به مادر و پدر زنگ میزد و جویای حالشون بود 🔸به کاراشون رسیدگی میکرد 🔸 بسیار امین و راز دار بود همه با خاطر جمع مشکلاتشون رو باهاش مطرح میکردن و ازش کمک میگرفتن 🔸 در مورد کارایی که انجام میداد اصلا حرف نمیزد 🔸 از غبیت بیزار بود 🔸 حرف زدن و سوال پرسیدن معمولی رو هم در مورد شخصی که درمجلس حاضر نبود،غیبت میدونست و تذکر میداد 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani