#معرفی_شهید
🔸تاریخ تولد : 1374/01/06
🔸محل تولد : امیدیه - خوزستان
🔸تاریخ شهادت : 1394/09/10
🔸محل شهادت : حلب - سوریه
🔸محل مزار شهید : گلزار شهدای امیدیه خوزستان
#شهید_میلاد_بدری
#دستنوشته_شهید:
وعده دیدار ما بهشت جاویدان الله “ان شاءالله” و در آخر دعا برای دیگران را فراموش نکنید و برای سلامتی و ظهور حضرت حجت “عجل الله تعالی فرجه الشریف” دعا کنید و برای بنده حقیر طلب آمرزش کنید.
#سالروز_شهادت
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani
۱۰ آذرماه ، #سالروز_شهادت پنج #شهید_مدافع_حرم
#شهید_رضا_ملایی
#شهید_منصور_عباسی
#شهید_مجتبی_زکویزاده
#شهید_حسین_محرابی
#شهید_میلاد_بدری
گرامی باد . 🥀
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani
#سیره_شهدا
#شهید_میلاد_بدری
با خودم كنار آمدم خانوادههایی هستند که سه شهید و چهار شهید دارند من یکی از پسرانم را می خواهم فدای اسلام کنم و توانستم راضي شوم ميلاد به سوريه برود و گفتم مادر برو به سلامت، هرچه خدا خواست همان ميشود و اگر قسمت من باشي برميگردي و اگر قسمتت شهادت است مباركت باشد و اين آخرين كلام من و پسرم در لحظه جدا شدن از يكديگر بود و ميلاد با خوشحالي رفت.
18 روز بيشتر از رفتن ميلاد به سوريه نگذشته بود كه روز اربعين حسيني خبر شهادتش پخش شد، ملبس شدنش به لباس روحانيت همراه با شهادتش رقم خورد و حتي روي سنگ قبرش در كنار اسمش حجتالاسلام والمسلمين را قيد كردهاند.
موقعي كه از ميلاد جدا شدم میدانستم براي هميشه از پيش من رفت و موقعي كه ميلاد در سوريه بود دعا ميكردم خدا آبروی من را پيش حضرت زينب (س) حفظ كند تا موقع شنيدن خبر شهادت ميلاد حرف بیجا نزنم و همينطور هم شد و وقتی كه پيكر ميلاد آمد، روحيه و صبرم خيلي بالا بود با اينكه لحظهای از فكر ميلاد نمیتوانم جدا شوم و نبودش برايم خيلی سخت است، ولی خوشحال هستم كه با رضايت خودم توانستم دل ميلاد را شاد كنم.
#مادر_شهید
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani
#سیره_شهدا
هیچکدام از رفقای #شهید_میلاد_بدری یادشان نمی آید از میلاد کاری خواسته باشند
و او نه گفته باشد .
همیشه برای حل مشکلات دیگران
و کمک کردن آماده بود .
یکی از دوستان شهید نقل میکند :
بعد از شهادت میلاد داشتم
به یکی از رفقای طلبه اصرار میکردم
که کاری را انجام دهد ولی قبول نمیکرد .
ناخودآگاه گفتم نمیخواد انجام بدی
میرم به میلاد میگم ...
کمی که فکر کردم
یادم آمد میلاد شهید شده است .
#گروه_جهادی_فلق
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani
۱۰ آذرماه ، #سالروز_شهادت پنج #شهید_مدافع_حرم
#شهید_رضا_ملایی
#شهید_منصور_عباسی
#شهید_مجتبی_زکویزاده
#شهید_حسین_محرابی
#شهید_میلاد_بدری
#شهید_میثم_نجفی
گرامی باد . 🥀
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani
#سیره_شهدا
#شهید_میلاد_بدری
شهادت بدون رضایت مادر مورد قبول واقع نمیشود
مادر شهید بدری میگوید: یک روز میلاد آمد پیش من و گفت: مادر دارم میروم رزمایش لباس نظامی بگیرم که من متوجه شدم رفتنش جدی است و خودش برگشت به من گفت: مادر چند جا ثبت نام کردهام اسمم درنیامده است و باید تو برایم دعا کنی که این دفعه مقدمات سفرم فراهم شود. خیلی خونش برای رفتن میجوشید. میلاد دید که من با رفتن او خیلی بیتابی میکنم، گفت: مادر شهادت هم بدون رضایت مادر مورد قبول واقع نمیشود و از تو میخواهم برای رفتنم رضایت کامل داشته باشی.
نحوه شهادت
نوبت دوست میلاد بود که برود پست بدهد، اما اذان صبح را گفتند. میلاد رفت تا نماز اول وقتش را بخواند و متاسفانه از دسته جا ماند. بعد از نماز خواست که دنبال دوستانش برود، اما نه راه را بلد بود و نه بیسیم یا وسیله ارتباطی داشت. برگشت داخل خانهای که مستقر بودند. همشهریهای امیدیهای که آنجا بودند، به میلاد گفتند پیش ما بیا. میلاد رفت و برعکس شب و روزهای دیگر شاد و خندان بود که همه از این رفتار میلاد تعجب کرده بودند. صبح فرمانده میلاد از دستش گلهمند بود که چرا از دسته جا مانده است و گفت:: باید بیایی همان جا و پست بدهی. میلاد هم حرفی نزد و همراهشان رفت. باید بر روی تپه الوار سنگ درست میکردند برای کسانی که میخواستند شب پست بدهند. نزدیک ظهر بود که بیسیم فرمانده به صدا درآمد که خودتان را سریع برسانید. ماشینی را با یک موشک زده بودند. حاج رضا ملایی و سروان مجتبی زکوی زاده همانجا شهید شدند و میلاد مجروح شد که یک روز بعد یعنی اربعین سال ۹۴ به شهادت رسید.
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani