eitaa logo
محتوای روایتگری راویان
3.3هزار دنبال‌کننده
7.2هزار عکس
3.2هزار ویدیو
473 فایل
🌟 محتوای روایتگری راویان 🌟 📚 بازخوانی خاطرات شهدا 🎖 تشریح عملیات‌های دفاع مقدس 📖 معرفی کتاب و خاطرات ارزشمند 🗓 پرداختن به مناسبت‌های مهم ✍️ محتوای روایتگری 📩 ارتباط با ادمین : @Revayatgar_admin وابسته به موسسه روایت سیره شهدا
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 #ببینید | #تاریخ_ماندگار 🔻 سالروز آزاد سازی مهران 🔹 مهران قهرمان آزاد شد ... 🎤 #ناصر_کاشانی 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
🔅 رهبر انقلاب: پیروزی در عملیات کربلای یک و #آزادسازی_مهران، حیثیت نظامی #صدام را از بین برد. ۶۵/۴/۲۹ 🗓 ۱۰ تیر ماه سالروز آزاد سازی شهر مهران 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
از کربلا تا کربلا 🇮🇷 بیشتر از 32 سال از عملیات و آزادسازی شهر مهران بعد از چندبار محاصره می گذرد، روزهایی که قلب امام شاد شد. 💐این روزها نه تنها زمزمه میکنیم، نسیمی جانفزا می آید بوی کربلا می آید بلکه از مرز مهران، قدم در راه زیارت کربلا می گذاریم و همه را مدیون شما هستیم ای شهدا.🌷 🌹مدیون کسانی که روحشان از ارتفاعات قلاویزان پرگشود و مهر وجودشان یکبار دیگر، مهران را برای ایران باقی گذاشت تا رد پایشان امتداد جای پای زائران حسینی باشد. مثل امروز، رزمندگان با ندای "یا ابالفضل العباس علیه السلام " را آزاد کردند. 💠شادی روح شهدای عملیات کربلای یک . ✅۱۰ تیر ماه سالروز آزادسازی شهر مهران گرامی باد. 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
۱۱ تیر سال ۱۳۶۱ سالروز #شهادت عالم #مجاهد و #فقیه نستوه #آیت_الله_محمد_صدوقی چهارمین #شهید_محراب 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
🔶 ، از آب حوض وضو می‌گرفت. محاسنش را عطر و شانه می‌زد. کفش‌های واکس خورده‌اش را می‌پوشید و راهی مسجد می‌شد. از توی بازار که رد می‌شد مردم می‌گفتند: ما آخوندی به و تمیزی ندیدیم. . 🔶دکتر به آیت‌الله صدوقی گفته بود از تخت پایین نیاید و نمازش را هم روی تخت بخواند. نماز شبش که تمام شد گفت: اگر می‌دانستم باید به خاطر جراحی چشم شبی بدون در برابر خدا سپری کنم؛ هرگز حاضر نمی‌شدم عمل کنم. . 🔶دختر آیت الله صدوقی در خصوص خاطرات خود از پدرش میگوید: وقتی به شهادت رسیده بود پدرم با ناراحتی گفت: نوبت من بود چرا ایشان از من پیشی گرفت. 🔶پدرم یکی دو هفته قبل از شهادت به تهدید شده بود و از مردم خواسته بودند که به نماز جمعه نروند ولی پدرم با آن همه تهدیدات می گفت من نماز را ترک نمی کنم و آن جمله معروف که” ” در خطبه نماز جمعه خطاب به منافقان گفته بود. . 🔶سال ۱۳۶۱ بود، آن سال ۱۱ رمضان و ۱۱ تیر مصادف شده بود، یکی از روزهای گرم اما این گرما و روزه‌داری مردم باعث نشد که صف یزد آن هم به امامت آیت‌الله محمد صدوقی خلوت باشد، مردم حتی تا پشت‌بام‌ها هم و جانماز پهن کرده بودند. 🔶نمازجمعه که تمام شد حوالی ساعت یک و ۲۰ دقیقه ظهر بود، مسجد ملااسماعیل مملو از جمعیت بود، امام جمعه خیلی نگران گرمایی بود که مردم را آزار می‌داد حتی اجازه نداد بین دو خطبه اطلاعیه‌ای که آماده شده بود را بخوانند حتی از مردم درخواست کرد که همراه موذن را تکرار نکنند تا نماز سریع‌تر تمام شود. . 🔶وقتی عرق‌ریزان از گرما نماز را به پایان رساند، از به سمت خودرو حرکت کرد، صحن قدیم مسجد ملااسماعیل را که ترک کرد، وارد صحن جدید شد و ایستاد تا کفش‌هایش را بپوشد. . 🔶نحوه شهید محراب، آیت‌الله صدوقی : از پشت سر جوانی محکم آیت‌الله صدوقی را در آغوش گرفت و گفت می‌خواهد پیشانی او را ببوسد. چون حرکاتش شک‌برانگیز بود، پاسدارها و حتی خود آیت‌الله تلاش کردند تا او را دور کنند اما موفق نشدند. . 🔶آن جوان که نامش رضا ابراهیم‌زاده و از اعضای و از منافقان بود، همانطور محکم آیت‌الله را در آغوش گرفته بود و او را رها نمی‌کرد تا اینکه ناگهان صدای انفجاری، دست پلید او را رو کرد. . 🔶آیت‌الله از ناحیه کمر و ستون فقرات و شکم به شدت شد و در راه انتقال به بیمارستان افشار یزد به آرزوی همیشگی خود که همان شهادت بود، رسید. 🔶جمعیت آن روز در مسجد ملااسماعیل غوغا می‌کرد، دختران آیت‌الله و خانواده او نیز در نمازجمعه حضور داشتند و صدای بیش از همه آن‌ها را متلاطم کرده بود... 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
روزی خواهم خفت برای همیشه؛ روایتی داستانی از زندگی شهید آیت الله محمد صدوقی (قهرمانان انقلاب ۱۲) «روزی خواهم خفت برای همیشه» روایتی داستانی از زندگی شهید آیت الله محمد صدوقی است که شامل ۱۷ داستان از زندگی ایشان می‌شود. #شهید_آیت_الله_محمد_صدوقی دوست و همراه نزدیک آیت‌الله‌خمینی در دوران انقلاب و پس از آن امام جمعه‌ شهر یزد بود و در سال ۱۳۶۱ به شهادت رسید. داستان‌های این مجموعه طبق اسناد تاریخی و منابع مستند نوشته شده است و با ذکر جزئیات خواننده را درگیر داستان‌ها و حوادث پرحاشیه‌اش می‌کند. در میان داستان‌ها و خاطرات از سخنرانی‌ها و نامه‌های ایشان نیز استفاده شده‌است. 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
6.84M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💎صوت شنیده نشده از مکالمه تلفنی #شهید_آیت_الله_صدوقی و استاد #شهید_آیت_الله_مطهری چند ماه قبل از پیروزی #انقلاب که توسط #ساواک شنود می شد. 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
(۱۱ تیر) ⚫شهادت عالم مجاهد و فقیه نستوه چهارمین شهید محراب (۱۳۶۱ ه.ش) 💠شهادت شهید محمدتقى عبدى (استان مازندران، شهرستان قائمشهر) (۱۳۶۱ ه.ش) 💠شهادت شهید ابوطالب ایوبی (استان مازندران، شهرستان چالوس) (۱۳۶۱ ه.ش) ⚫شهادت شهید حجت الاسلام « » در زندان رژیم بعث عراق (۱۳۶۴ ه.ش) 💠 شهادت شهید غلامرضا حداد (استان مازندران، شهرستان آمل) (۱۳۶۴ ه.ش) 🔷️ انجام عملیات پارتیزانی روح‌الله و آزادسازی منطقه مرزی نوسود توسط ارتش و سپاه (۱۳۶۵ ه.ش) 💠 شهادت شهید سید محسن حسنی فرمانده گردان روح‌الله لشکر ۵ نصر (استان خراسان رضوی، شهرستان مشهد) (۱۳۶۵ ه.ش) 💠شهادت شهید حسین رجبی (استان اصفهان، شهرستان آران و بیدگل) (۱۳۶۵ ه.ش) 💠 شهادت شهید محمد حسین مردی ممقانی مسوول بهداری لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله (ص) (استان آذربایجان شرقی، شهرستان آذرشهر، بخش ممقان) (۱۳۶۵ ه.ش) 💠 شهادت شهید محسن تهرانی (استان مازندران، شهرستان چالوس) (۱۳۶۷ ه.ش) 💠 شهادت شهید فرشاد رمزی (استان قزوین، شهرستان قزوین) (۱۳۹۶ ه.ش) 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
✅ نامه‌ مادر شهید ذوالفقار حسن عزالدین فرزندم ذوالفقار... خدا تو را رو سفید بگرداند که مرا در مقابل زهرا(س) روسفید کردی... من روز قیامت با افتخار می‌ایستم در حالی‌که سر خونی تو را در بغل دارم و با دست خودم خون تو را به آسمان پرتاب می‌کنم تا فرشتگان با خون تو بال‌های خود را آراسته کنند... فرزندم خون تو ضامن من نزد خدا خواهد بود و باعث افتخار من است.. فکر نکنید که با کشتن فرزندم طاقت مرا می‌گیرید... فکر نکنید که با بریدن سر فرزندم قلب زینبی مرا پاره می‌کنید... به خدا قسم که من منتظر بازگشت پیکر فرزندم هستم تا عطر سرورم زینب(س) را از آن استشمام کنم... می‌خواهم او را در سینه خود فشار بدهم و عطر شهادت را استشمام کنم... می‌خواهم بایستم و با صدای بلند بگویم خداوندا این قربانی را از ما بپذیر... و خون تو را بر آسمان بریزم تا زهرا(س) خون تو را بگیرد... پسرم قلب من برای تو بی‌تابی می‌کند ولکن زینب(س) با صبر خود بر قلب من دست کشید... پسرم منتظر بازگشت تو هستم تا با ریختن گل روی پیکرت عروسی تو را بگیرم... منتظر تو هستم و اشکها مرا آتش می‌زنند.. تهنیت پسرم که در بهشتی...تهنیت 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani