eitaa logo
محتوای روایتگری راویان
3.3هزار دنبال‌کننده
7.2هزار عکس
3.2هزار ویدیو
473 فایل
🌟 محتوای روایتگری راویان 🌟 📚 بازخوانی خاطرات شهدا 🎖 تشریح عملیات‌های دفاع مقدس 📖 معرفی کتاب و خاطرات ارزشمند 🗓 پرداختن به مناسبت‌های مهم ✍️ محتوای روایتگری 📩 ارتباط با ادمین : @Revayatgar_admin وابسته به موسسه روایت سیره شهدا
مشاهده در ایتا
دانلود
نام : مهر علی آقا جانی فرزند : قربانعلی متولد : 1345/02/12 در بابل تحصیلات : بی سواد تاهل : متاهل یگان: ارتش-لشکر81زرهی-گردان195گروهان2 مدت حضور : 3 ماه مسئولیت : رزمنده نوع عضویت : سربازنوع تاریخ شهادت :1364/11/20 محل شهادت : منطقه عملیاتی کوشک عملیات : والفجر8 محل دفن : جاویدالاثر 🌸🌸🌸نکته پیکر مطهر شهید مهر علی آقا جانی هرگز نزد خانواده اش باز نگشت و تنها سنگ یابودی از او در امامزاده یحیی بن موسی الکاظم(ع) سمنان بر جاست، تا محلی برای تکرار خاطره های جاویدش باشد . 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
🌺🌺🌺مختصری از زندگینامه شهید مدرسه نرفت ؛ زیرا پدرش توان مالی لازم را نداشت. در بیست و پنجم شهریور سال شصت و چهار به خدمت سربازی اعزام گردید. دوره آموزشی را در پادگان لویزان تهران گذراند و محل خدمتش در لشکر هفتاد و یک زرهی تعیین گردید. در حین عملیات والفجر۸ ، بین سیم خاردار و کانال عراقی ها در عملیات ایذایی پر منطقه کوشک هدف قرار گرفت و به شهادت رسید. به دلیل شدت آتش دشمن امکان انتقال جنازه اش میسر نشد و مفقود الاثر شد. در زمان شهادت متاهل بود و یک دختر داشت. 🌺🌺🌺 خاطره ای از شهید: راوی : پدر شهید کرکره را پایین کشیدم و رفتم ژاندارمری. گفتم :« پسرم وصیت نامه فرستاده و حدود چهل روزه که ازش خبر ندارم.» گفتند :«فردا بیا ببینیم می تونیم اثری ازش پیدا کنیم. » تا چند روز رفتم و برگشتم. بالاخره گفتند پسر شما مفقود شده. آدرسی را به من دادند و گفتند :« میتونی بری باختران ، یک تعداد جنازه توی سرد خونست ، شاید پسرت توی اونها باشه. » سرد خانه بزرگی بود. روی جنازه ها را یکی یکی باز کردم ، مهر علی میان آنها نبود. دست خالی برگشتم و ماجرا را برای بنیاد شهید تعریف کردم و آنها گفتند که میتونین مراسم بگیرین. سالها گذشته و ما منتظر جنازه پسرمان هستیم. 🌺🌺🌺 وصیت نامه شهید: بسم الله الرحمن الرحیم وصیت نامه شهید مهرعلی آقاجانی وصیت نامه ام را شروع می کنم. درود و سلام بر رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران و با درود و سلام به تمام شهیدان راه خدا و با درود و سلام بر رزمندگان اسلام که در جبهه حق را شروع می کنم . پدر من « شهید مهر علی آقاجانی » علیه باطل می جنگند. وصیت نامه ام به عنوان وصی من و زنم به عنوان ناظر می باشد. پدرجان، من چند سال بود که نماز و روزه نگرفته بودم، حال شما به جای من بگیر. چیز 3 بدی از دست من دیدید، ببخشید. هرکجا که دفنم بکنند شما خودتان می دانید و از زن و بچه ام کاملاً مواظبت نمایید به خصوص بچه ام از کلیه دوستان و آشنایان و فامیل ها که از من بدی دیدند باید ببخشند. پدرجان من از روز اول خوشی را ندیدم، تا حال که به درجۀ رفیع شهادت نائل 5 آمده ام. پدرجان ، هرچه که همسر عزیز من خواسته انجام بدهد کسی حق ندارد جلو آن را بگیرد، چون آنکه گناه نکرده است و اگر خواسته دخترم را بگیرد که هیچ و اگر نبود، پدرجان از آن خیلی خیلی مواظبت بکنند. حساب کن که آن من هستم. پدرجان من مبلغ پنج هزار ریال تمام از آقای گمان نکنید که من مرده ام » حسن که [...] می خواهم و شوهر خاله اش می باشد. پدرجان آن چیزهایی که مانند طلا باشد نصف . « مرده ام بلکه زنده ام و نزد خداوند روزی می خورم مال دخترم و نصف مال همسرم. اما بقیه وسایل خانگی سهم خودم سهم همسرم باشد، کسی حق چیزی ندارد. وصیت نامه ام را تمام می کنم. شهید مهرعلی آقاجانی در جبهه کوشک 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohan
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
😂😂 😂😂 تعداد مجروحین بالا ⬆️رفته بود فرمانده از میان گرد و غبار انفجارها💣 دوید طرفم و گفت : سریع بی‌سیم بزن عقب و بگو یک آمبولانس بفرستند مجروحین را ببرد! شاستی گوشی بی‌سیم را فشار دادم و بخاطر اینکه پیام لو نرود و عراقی‌ها از خواسته‌مان سر در نیاورند، پشت بی‌سیم باید با رمز حرف میزدم گفتم: ” حیدر حیدر رشید ” چند لحظه صدای فش فش به گوشم رسید. بعد صدای کسی آمد: – رشید بگوشم. – رشید جان! حاجی گفت یک دلبر قرمز بفرستید! -هه هه دلبر قرمز دیگه چیه ؟😏😏 -شما کی هستی؟ پس رشید کجاست؟ – رشید چهار چرخش رفته هوا. من در خدمتم. -اخوی مگه برگه کد نداری؟ – برگه کد دیگه چیه؟ بگو ببینم چی می‌خوای؟ دیدم عجب گرفتاری شده‌ام، از یک‌طرف باید با رمز حرف می‌زدم، از طرف دیگر با یک آدم ناوارد طرف شده بودم – رشید جان! از همان‌ها که چرخ دارند! – چه می‌گویی؟ درست حرف تو بزن ببینم چی می‌خواهی ؟ – بابا از همان‌ها که سفیده. – هه هه! نکنه ترب می‌خوای. – بی‌مزه!😳😏 بابا از همان‌ها که رو سقفش یک چراغ قرمز داره – ای بابا! خب زودتر بگو که آمبولانس می‌خوای!😂 😡😡کارد می‌زدند خونم در نمی‌آمد. هر چه بد و بیراه بود به آدم پشت بی‌سیم گفتم. 😠 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
❁﷽❁ آنانڪه خط بہ‌خط ز شهادٺ قلم زدند از عشـق سـرخ خون خداوند، دم زدند برخاستنــد از دل خـاڪ و رهـا شدند تا آسمـان عشـق، پس از آن قدم زدند 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
   اگر ما شیعه علی هستیم پس باید سخنان او را معیار زندگی قرار دهیم. به جای اینکه به بدن سوخته و یا پاره پاره و خون آلود من گریه کنید صحنه کربلا را مقابل چشم خود قرار دهید، گریه کنید چونکه گریه و اشک ریختن به خاطر حسین است که هر قطره اشک خروارها آتش خاموش می کند.  دنیا برای آنکس که آخرت و روز رستاخیز را شناخته باشد هیچ ارزشی ندارد و همچون بلبلی در قفس تنگ و در اتاق تاریک می باشد. از خداوند تبارک و تعالی عاجزانه تقاضا دارم که آخرین لحظه عمر مرا شهادت در راه خود قرار دهد. 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohan
 در تاریخ ۲۱ بهمن ۱۳۶۲ در منطقه‌ی جنوب غربی شهر مرزی مریوان و سلیمانیه‌ی عراق، به منظور تصرف بلندی‌های دربندخوان و گمراه کردن عراق از طرح عملیات خیبر از سوی لشگر انصارالحسین (ع) سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و با رمز لبیک یا خمینی اجرا شد و در تاریخ ۲۲ بهمن ۱۳۶۲ با تصرف بلندی‌های شیخ سومر و شاخ شمیران و نزدیک به ۱۱۰ کیلومتر مربع از خاک عراق، پایان پذیرفت. 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani