•𝐫𝐞𝐳 𝐦𝐨𝐬𝐡𝐤𝐢•
تو اوج علاقم رهات کردم ن برای اینکه نشد برای اینکع نخاستی هرچی بیشتر بهت عشق دادم تو فقد تو شکستن قلبم بیشتر سوپرایزم کردی .
بیابونی ک سبز نمیشه رو نباید اب دادچون در اخر خودتم خشک میکنه .
اره عزیزم تو منو از عشقی ک بهت دادم خشک و پشیمون کردی
یکبار طعم عشق را چشیده ام
قلبم را تند کرد..
بدنم را دیوانه
حواسم را به هم ریخت
و رفت....
•𝐫𝐞𝐳 𝐦𝐨𝐬𝐡𝐤𝐢•
..:)
گفت:
- تو خیلی صبوری، واقعا به این ویژگیات غبطه میخورم.
گفتم:
- خیلی بودن در هیچچیزی خوب نیست حتی صبر، تو نمیدانی من از همین صبر زیاد چه دردها که نکشیدم، به چه آدمهای اشتباهی که بارها و بارها فرصت ندادم و با خودم گفتم اگر صبر کنم، اگر زمان ببرد درست میشود، ولی فقط بدتر و بدتر شد. صبور بودن زیاد یعنی امید واهی، یعنی انتظارکشیدن بیشتر از آنچه باید، یعنی تا آخرین قطره جنگیدن در نبردی که خودت هم میدانی پایانش شکست است..
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_6jvqk6x&btn= سلام عسلا نظرتون راجب گذاشتن رمان چیه ؟
رک بگویم ..
از همه رنجیده ام
از غریب و آشنا ترسیده ام
در زمستان سکوتم بار ها
با نگاه سردتان لرزیده ام
رد پای مهربانی نیست که نیست
من تمام کوچه ها را گردیده ام
سالها از بس که خوشبین بوده ام ...
هر کلاغی را کبوتر دیده ام
وزن احساس شما را بار ها
با ترازوی خودم سنجیده ام
بیخیال سردی آغوش تو
من به آغوش خودم چسبیده ام ....!"