eitaa logo
گرافات‌شوریده‌یک‌گیاه‌سمی
12.7هزار دنبال‌کننده
906 عکس
95 ویدیو
1 فایل
درگیر اوصافِ علی(ع) ✨️ کسبِ حلال: @haramsessory «روبینو» هم تشریف بیارید. برنج خیس کردیم اونجا : https://rubika.ir/page/Ricablancamode آره همون دختره که تو اینستا شبهه جواب میده💚 هماهنگی معرفی وتبلیغات 🎀 : @Ricablanca2
مشاهده در ایتا
دانلود
اثر ما روی پاکیِ نسل‌مون خیلی جالبه. ثمربخش بودن ما واسه ی انبساطِ خوبی‌ها، می‌تونه رسالت نسل های بعدی‌مون رو هم تغییر بده. شنیدین میگن ما سینه به سینه نوکر بودیم؟! این واقعا درسته... مثلا من امروز فهمیدم شجره ی شیخ حر عاملی، با ۳۶ واسطه به حر بن یزید ریاحی می‌رسه و آدم به این بزرگی که کتاب "وسایل الشیعه" رو نوشته از نسل همین حرِ خودمون بوده... این نشون می‌ده اگه آدم حسّ رسالت تو وجودش باشه و بخواد بدیاشو جبران کنه، خدا نه تنها می‌بخشدش و اوراق گناهاش رو با وایتکس می‌شوره بلکه حتی ندیده و نتیجه و نبیره‌ش رو هم برای بهترکردن جهان، مبعوث می‌کنه...
من هرچقدرم قالتاق و پلشت و کر و کثیف هم شده باشم بازم میام. بازم شب چهارم محرم ، با آخرین چیکه های نا و رمق، خودمو تا پای درِ روضه ی شما می‌رسونم. تموم انرژی پتانسیل‌م رو به انرژی جنبشی تبدیل می‌کنم تا برسم بهت. مثل اون سربازِ از هزار ناحیه تیر و ترکش خورده ای که با یه دنیا زخم و گلوله، بدنش رو آروم آروم می‌خزونه رو زمین. خودش رو روی خاک می‌کشونه و میاد سمت بیمارستان صحراییِ پشت سنگر و وقتی می‌رسه به اون پناهگاهی که می‌دونه نجاتش می‌دن، همون دم در چشماشو می‌بنده و بیهوش میشه. منم همینم. منم فقط جسد نیمه جونم رو با هر دنگ و فنگی می‌رسونم به خیمه ی عزات و تموم. دیگه مداوای این " مُرده ام آماده ام تا که تو جانم بدهی " به دست شفاخونه ی صحراییِ کربلای خودت. زخمای من به دست هیشکی درمون نمیشه. زخمای من قدیمیه.دیر خوب می‌شه. سخت خوب می‌شه. بیا و دواگلی بزن به زخمایی که مثل زخمای خودته. حرّ گناهکارِ update قرن بیست و یکمی توام یا حسین!
جنس بعضی از سختی‌ها از اون مدل‌ش نیست که بتونی سینه‌تو بدی جلو و با اعتماد به نفس بگی: بابا من از این بدتراشم از سر گذروندم. این که چیزی نیست. اتفاقا این همون "از این بدتراشه". و تنها چاره ای که داری اینه که کلاه‌خودتو بذاری سرت و با چنگ و دندون و مدد مرتضی علی و هرچی که میشه بهش تمسک کرد تمسک کنی و ازش بگذری...
همون لحظه ای که پیرهن مشکی‌ت رو که مامانت با سافتلن شسته و بوی لطیف نرم‌کننده می‌ده رو می‌پوشی و سوار اتوبوس می‌شی که بری هیئت.
همون دقیقه ای که به آسمون نگاه می‌کنی و به برقِ درخشان ماه تو آسمون لبخند می‌زنی و بهش میگی بذار شب نهم برسه، باهات کلی حرف دارم.
همون لحظه ای که تا یه خیمه می‌بینی ترمز می‌زنی و اولین چای شیرین صلواتی‌ امسال‌ت رو می‌ریزی تو نعلبکی و سر می‌کِشی...
همون دقیقه ای که از هیئت میای بیرون و می‌بینی دارن قیمه پخش می‌کنن و اولین نذری امسال‌ت میشه اون مخلوط نارنجی خوش رنگی که همیشه زینت آرای شله‌ست...
فقط امام حسینه(ع) که می‌شه دم به دقیقه صداش کنی و به جای این که ازش بشنوی : " ای بابا! بازم سر و کله ی این پیدا شد..."، ببینی که مهربون میگه: " بیا! ای خسته از دنیا که من باز است آغوشم..."
سهیل رضایی می‌گفت: وقتی تو یک زخمی می‌بینی، دیگه جهان رو با "چشمات" نمی‌بینی‌ با اون "زخم" می‌بینی! و چقدر به نظرم درست گفت...
محبّت قراردادی و خوش اخلاقی های تایمر دار که معمولا بعد از رسیدن به منافع قطع می‌شه ، جزو لزج ترین و بدطعم ترین احساسات انسانی محسوب میشه. اگه میخواین آدم خوبی باشین ، محدود نباشید. همیشه و همه جوره خوب بمونید.
با همه ی دنگ و فنگاش دوستش داریم. با وجود گرمای بدون تهویه ی هیئت، با وجود صدای جیغ و داد بغل دستی‌مون، با سخنران کسل کننده، با سوت کشیدن باندای هیئت، با وجود صدای گرفته ی روضه‌خون، با نپختیده بودن لپه‌ی‌قیمه‌ی‌نذری، با وجود چایی‌های تلخ بعد از روضه‌، با وجود رفتار تند خادمای هیئت، با گم شدن کفشات تو شلوغیا، با لگد شدن پات و قطع نخاع شدنت موقع تردد آدما، با وجود پاره بودن دمپایی‌های سرویس بهداشتی، با وجود نبودن جا پارک، با وجود هل دادن آدما تو صف خروج، با همه ی به ظاهر تو ذوق زدنا و به باطن خاطره شدنای هرسال محرم‌ت...
من به آدمی که حرفامو با دل و جون بشنوه و به خاطر بسپاره وابسته می‌شم…