شاید یه حقگو•°
i knew i wasn't anything close to special but you made me feel like i was.
میدانستم که چیز خاصی نیستم، اما تو باعث شدی احساس کنم که هستم.
@righteous_1 | °•شاید یه حقگو
به من خلاصه نگو، کامل تعریف کن، از جزئیات از حس اون لحظهات، از رنگ دیوار و شکل دکمهها بگو، از تن لحن دیگران تو فضا بگو، از حرفی که غرورت رو شکست بگو، کدوم قسمتش خیلی ناراحتت کرد؟ از تمام فکرایی که کردی تا به پیش من برسی بگو، وقتی رسیدی بگو میخوای چاییت کمرنگ باشه یا پررنگ؟ مگه من به جز تو کیو دارم که اینقدر برام مهم باشه که از جزئیات روزش بگه؟
- مهرناز
@righteous_1 | °•شاید یه حقگو
شاید یه حقگو•°
it hurts like hell when you know that you need to let go of someone but you can't because you are waiting for the impossible to happen.
مثل جهنم دردناک است وقتی میدانی که باید کسی را رها کنی، اما نمیتوانی چون منتظر یک اتفاق غیرممکن هستی.
@righteous_1 | °•شاید یه حقگو
شاید یه حقگو•°
ask me to stay and i will
i will drop everything else
if you ask me to stay.
ازم بخواه که بمونم و من میمونم
همه چیزای دیگه رو رها میکنم
اگه از من بخوای که بمونم.
@righteous_1 | °•شاید یه حقگو