' صبح بهخیر؛ دوستدارِ دستها،
لبها، موها، شانهها و صدای تو. '
- نامه از روپرت بروک به همسرش
اونجایی که نزار قبانی میگه “چه فایده ای دارد نگرانِ من باشی ولی، از من دفاع نکنی؟ خیلی دوستم داشته باشی، اما من را نفهمی؟ جایِ خالیم را حس کنی، اما سراغم را نگیری؟ چه فایده ای دارد در بینِ وسایلت باشم اما مهمترینشان نباشم؟” و مود تا اطلاع ثانوی.
@righteous_1 | °•شاید یه حقگو
یه سوالی هست که ۱۴ قرنه ذهن مردمه دنیا رو درگیر کرده ، اونم اینه که "این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست؟"
شاید یه حقگو•°
تمام شد ، علی رفت... این شما و وحشت دنیای بی علی!
تمام شد ، حسین رفت...
خورشید به بالای نیزه عروج پیدا کرد!
مگر جان جهان را چند ساعت نیمه جان میخواست؟
مگر یک سر جدا کردن چقدر آخر زمان میخواست؟
شاید یه حقگو•°
- «اونایروفرینیا» (Oneirophrenia) یه حالت وَهم و خیالی شبیه به رویا دیدنه که از دو کلمه «Oneiros» به
ایتالیایی ها وقتی میخوان علاقشون رو بروز بدن از عبارت Mi hai colpito subito استفاده میکنن که یعنی: چشم من گرفتارت شده.
-تینآ
@righteous_1 | °•شاید یه حقگو