eitaa logo
شاید یه حق‌گو•°
200 دنبال‌کننده
320 عکس
35 ویدیو
0 فایل
"به نام او که در سکوت بلند تر شنیده میشود" . با بروز تمام مشکلات ، بازهم رشد ترجیح ما بود؛ . مکآنی‌برای‌شنیده‌شدن ، https://harfeto.timefriend.net/17000763345664 . . https://eitaa.com/joinchat/1717568097C37d4a30a63 . .
مشاهده در ایتا
دانلود
ناشناس: تویی که پا به پام تا ایستگاه مترو اومدی حقته باهام تو ماشینم بشینی؛ تویی که تو غصه هام همدرد بودی لیاقت این رو داری که وقت شادی کنارم باشی؛ تو که توی مسیر پیشرفت باهام همقدم بودی باید توی جشن های پیروزیمم باشی؛ وقتی دیوار بلند کشیدم بین خودمو این آدما اونی که این حصار و شکست، خودش رو بهم رسوند تو بودی؛ اصلا میدونی چیه تو همونی هستی که میگه: «وقتی همه کور بودن تو کردی بهم توجه» @righteous_1 | °•شاید یه حق‌گو
حسی که گفتم شاید با قدم زدن، بگذرد؛ مرا وسط خیابان به گریه انداخت... _ناظم حکمت @righteous_1 | °•شاید یه حق‌گو
هدایت شده از ★مغازه‌لبخند‌فروشی★
تنها زمانی صبور خواهی شد ک صبر را یک قدرت بدانی. نه یک ضعف. آنچه ویرانمان میکند روزگار نیست حوصله کوچک، برا آرزوهای بزرگ است.
هدایت شده از Shell🐚"
دلتنگی اگه الان آدم بود،اون آدم من میشدم.
خواهش می‌کنم این یادت بمونه مارتین. اگه فهمیدی مسیر رو اشتباه رفته‌ای هیچ وقت برای برگشت دیر نیست. حتی اگه برگشتن ده سال هم طول بکشه باید برگردی. نگو راه برگشت طولانی و تاریکه. نترس از اینکه هیچی به دست نیاری.. - استیوتولتز @righteous_1 | °•شاید یه حق‌گو
بفرست برای رفیق افسرده‌ت تا کمکش کنی ❤️
بیژن نجدی: از تنم صدای جنگل به گوش می‌رسد، هر بار که به طرف پنجره می‌روم، تکه‌ای از تاریکی بیرون را می‌بلعم و بعد آن را توی کف دستم بالا می‌آورم. از بالای سرم هزاران پل می‌گذرد. ابر تا روی شانه‌ام پائین می‌آید. مشت مشت از این ابر را مثل صابون به تنم می‌مالم. بعد از پیژامه، گوشت و پوستم را به جای رختی آویزان می‌کنم. مغزم را مثل کلاه‌گیس، روی طاقچه می‌گذارم. قلبم را مثل دندان مصنوعی، در لیوانی پر از آب می‌اندازم و فقط با استخوان‌بندی و جمجمه‌ام زیر ملافه پنهان می‌شوم. بی‌ آن‌که بتوانم به چیزی یا کسی فکر کنم. @righteous_1 | °•شاید یه حق‌گو