بیژن نجدی: از تنم صدای جنگل به گوش میرسد، هر بار که به طرف پنجره میروم، تکهای از تاریکی بیرون را میبلعم و بعد آن را توی کف دستم بالا میآورم. از بالای سرم هزاران پل میگذرد. ابر تا روی شانهام پائین میآید. مشت مشت از این ابر را مثل صابون به تنم میمالم. بعد از پیژامه، گوشت و پوستم را به جای رختی آویزان میکنم. مغزم را مثل کلاهگیس، روی طاقچه میگذارم. قلبم را مثل دندان مصنوعی، در لیوانی پر از آب میاندازم و فقط با استخوانبندی و جمجمهام زیر ملافه پنهان میشوم. بی آنکه بتوانم به چیزی یا کسی فکر کنم.
@righteous_1 | °•شاید یه حقگو
🕊❤
قاصدک انتظار خبری نیست مرا
نه ز یاری نه ز دیارو دیّاری باری..
برو آنجاکه تورا منتظرند !
قاصدک دردل من همه کورند و کرند
دست بردار از این دروطن خویش غریب
باور دارم جذاب ترین آدم ها:
کسانیاند که آنقدر اعتماد به نفس دارند، که نمیکوشند به هر طریقی مورد پسند دیگران قرار گیرند.
@righteous_1 | °•شاید یه حقگو
یه روز راهِت از خیلی از آدمای زندگیت جدا میشه؛ همون ها که کنارشون از ته دل خندیدی، کنارشون از تک تک اون لحظه ها لذت بردی و واقعا زندگی کردی و بخش ناراحت کننده ی ماجرا اینجاست که بهشون نگفتی چقدر ممنونی از اینکه هر چند کوتاه ولی باعث زندگی کردنت شدن..
@righteous_1 | °•شاید یه حقگو
«باید هرچه زودتر کلک را کند و رفت. این دفعه شوخی نیست. هرچه فکر میکنم هیچ چیز مرا به
زندگی وابستگی نمیدهد. هیچچیز و هیچکس.»
زنده بگور/صادق هدايت
@righteous_1 | °•شاید یه حقگو