' واقعیت این است که گذشت زمان مرا به تو نزدیک میکند. دیروز، در جاده، به تو فکر میکردم و با خودم میگفتم که اگر تو اینجا بودی چقدر باهم میخندیدیم. خوب میدیدم که تا کجا زندگی روزمرهام را پر کردهای، در کوچکترین جزئیات حضور داری، مو به مو به درونم خزیدهای.. '
-نامه آلبر کامو به ماریا کاسارس
@righteous_1 | °•شاید یه حقگو
من وفادارترین آدمها رو دیدم که خیانت کردن، باهوشترین افراد رو دیدم که فریب خوردن، صادقترین آدمها رو دیدم که دروغ گفتن، مهربونترین آدمها رو دیدم که دل شکستن، قویترین آدمها رو دیدم که کم آوردن، بالغ ترین افراد رو دیدم که بچهگانه رفتار کردن و از همهی اینها متوجه شدم هیچ بد و خوب مطلقی وجود نداره! همه ممکنه اشتباه کنن و هیچچیز از هیچکس بعید نیست.
- میترا نعمت
@righteous_1 | °•شاید یه حقگو
چه بخواهی و چه نخواهی مجبورت میکنند که در بیعدالتیهای عصر حجر، سهیم و شریکشان باشی. با این همه، شاید به خاطر همینها، مردبودن ماجرای قابل تحسینی است.
- نامه به کودکی که هرگز زاده نشد
@righteous_1 | °•شاید یه حقگو
امیدوارکنندهترین حالتِ بزرگ شدن اینجاست که از یک سنی به بعد حتی حوصله و دل و دماغی برای ناراحت شدن و غصه خوردن و گلایه کردن هم نداری... نه که رنج نکشی! اتفاقا تمام تار و پودت را اندوه برداشته، اما ظاهرا به رنجت اعتنایی نمیکنی، میروی یک لیوان چای میریزی، خودت را به کار دیگری مشغول میکنی یا در بهترین حالتش روانت را روی حالت خستگی عظیم تنظیم میکنی و میگیری تخت میخوابی. مثلا حواست نیست و مثلا نمیفهمی.. آدمها از یک سنی به بعد ترجیح میدهند زیاد بخوابند و زیاد کار کنند و زیاد حواسشان پرت باشد و به چیزهای آزاردهنده، زیاد فکر نکنند..
• نرگسصرافیانطوفان
@righteous_1 | °•شاید یه حقگو
سریال میدیدم که یهو پسره برگشت به مادرش گفت:«منو میبینی؟ من بیست سالمه اما به اندازه چهل سال غصه خوردم، ورزش کردم، سریال دیدم، مهمونی رفتم، اما همیشه قلبم غصه داشت. باور کن من اگه پیر بشم هيچوقت دلم برای جوونیم تنگ نمیشه.»
و چقدر حالش شبیه حال همهی ما بود.
- شقایق شیرویه
@righteous_1 | °•شاید یه حقگو