eitaa logo
خاطرات شبانه ی یک رب 🍅
11 دنبال‌کننده
36 عکس
0 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
میخام برم چایی بذارم ☕️ صبحونه ناهارو کوفتمون کردین بذارین این چاییمون رو در آرامش بخوریم
من رفتم رو پشت بوم که اگه خلبانی دیدم با سنگ بزنمش ولی خو مثل اینکه بچه های سپاه خودشون زحمتش رو کشیدن 😶
یک روزی می‌خواستن هلی بورن کنن ایرانو بگیرن حالا با کلی اسکورت جنگنده اومدن خلبان بدبختشون رو پیدا کنن ببرن که اونم نتونستن خاک بر سرت ابر قدرت 😂
حس میکنم الان هاست که هواپیما و بالگرد هاشون برسه اینجا چایی هم که آماده است یک چند تا استکان بریزیم اومدن ببریم براشون فقط توش یکم مرگ موشم میریزم واسه طعم دار شدنش 🤓
اگه سیزده به در بود الان همه توی کوه و دشت بودن راحت پنج دقیقه ای خلبان رو گرفته بودیم آمریکا شانس آوردی
جدی این همه نشستیم فیلم های جنگی آمریکایی و هالیوودی دیدیم با سناریو های تکراری درحالی که خبر نداشتیم یک روز از جنگ خودمون از ده تا فیلم سینمایی اتفاقاتش مهیج تره
کاش گرگ های عزیز زحمت بکشن پاچه این خلبانه رو بگیرن بکشونن بیارن سمت اولین چوپان
خب کم کم شب بخیر🥱 به امید ندیدن جنگنده و دیدن خلبان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
خاطرات شبانه ی یک رب 🍅
زنده ای؟
بابا من وقتی آفلاین ام یعنی خبر اینقدر زیاده که دیگه نمیشه حضور به عمل آورد وقتی آنلاین ام بدونین خبر خاصی نی 😶😂
بالاخره یک بخش از تاریخ جنگ رو بلدم منطقه شو خدارو شکر ( حیف که نشد برم با لنگه دمپایی بالگرد رو بزنم دوستان با آجر زحمتشو کشیدن) بچه هام هم حضوری میرن میبینن اسم مناطق هم که دیگه بلدن اون تیکه کتاب رو تو امتحان بیست میگیرن ان شاالله 😶😂