روضه حضرت محسن.pdf
100.6K
روضه حضرت محسن علیه السلام
جهت برآورده شدن حاجات حقیر گرد آورنده، و عزیز ویراستار دعا یادتون نرود ممنون
#ام_البنین
امالبنین با نام فاطمه بنت حزام (۶۴ یا ۷۰ق)، یکی از همسران امام علی (علیهالسّلام) و مادر حضرت عباس (علیهالسّلام) است.
📌#امالبنین را زنی شاعر و فصیح و از خانوادهای اصیل و شجاع شمردهاند. حضرت علی (علیهالسّلام) با معرفی برادرش عقیل که عالم به انساب عرب بود، وی را که خاندانش در شجاعت معروف بودند، به همسری انتخاب کرد. فاطمه بنت حزام بهجهت داشتن چهار فرزند پسر، بهنامهای عباس، جعفر، عبدالله و عثمان، امالبنین لقب گرفت و نسل امام علی (علیهالسّلام) از همسرش امالبنین تنها از طریق عبیدالله بن عباس استمرار یافت.
🔴بعد از جریان عاشورا، وقتی خبر به مدینه رسید، اول كسی كه امّالبنین درباره او سؤال كرد وجود مبارك سیدالشهداء(ع) بود، یعنی نام مبارك قمر بنیهاشم(ع) را نمیبرد گفت، فرزندان من فدای حسینبنعلی(ع).
📌بعدها كه قدری فضای مدینه باز شد، ایشان میرفتند قبرستان بقیع، در بقیع به نام چهار پسرشان چهارتا قبر نمادین درست میكردند، زنهای مدینه را در آنجا جمع میكردند، امّالبنین مرثیه میخواند و میگفت زنهای مدینه از این به بعد مرا امّالبنین صدا نزنید، امّالبنین یعنی مادر پسران! روزی من امّالبنین بودم كه فرزندان من زنده بودند، از این به بعد مرا امّالبنین نگویید «لا تدعونی ویك امّ البنین كانت بنون لی اُدعا بهم و الیوم أصبحت و لا من بنین».
📌حضرت امّالبنین در آن مرثیههایی كه میخواند میگفت به من گفتند عباسِ تو مَشك به دندان گرفت! مشك را كه به دندان نمیگیرند به دوش میكِشند! دست پسرم چه شد كه مشك را به دندان گرفت؟!
📌علی علیه السلام از زبان عمروعاص
🔻غديريه عمرو بن عاص به قصيده جلجليه معروف است . عمروعاص از طرف معاويه به حكمراني مصر گمارده شده بود . وي از ارسال خراج مصر به شام كه مركز حكومت معاويه بود - امتناع مي جست .
🔻معاويه نامهاي براي او نوشت و ضمن سرزنش عمروعاص ، وي را تهديد نمود . عمروعاص در جواب معاويه نامهاي به نظم نوشت كه به قصيده جلجليه معروف شد . جلجل به معناي زنگوله است .
درواقع میخواد بگه معاویه کاری نکن سرم تکون بدم صدا زنگوله هام مردمو بیدار کنه
📌منظور عمروعاص اين است كه اي معاويه ، اين من بودم كه تو را به اين جا رساندم ، و اگر چنانچه سر به سر من بگذاري ، زنگوله را بدين گونه به صدا در مي آورم و آبرويت را مي برم . قصيده جلجليه 66 بيت دارد و در آن به حقايقي اشاره شده است كه هر مسلمان آزاده و با شرافتي از خواندن آن متاثر مي گردد .
📌مضمون ترجمه برخي از ابيات قصيده جلجليه از اين قرار است : عمروعاص مي گويد : " اي معاويه ، قضايا را فراموش مكن . . . اين من بودم كه به مردم گفتم نمازشان بدون وجود تو قبول نيست . . .
و اين من بودم كه به لشكريانت ياد دادم كه هر گاه ديديد علي ( ع ) چون شير براي كشتن شما به سويتان مي آيد شلوارتان را در بياوريد و پشت به او كنيد تا او از شرم از كشتن شما منصرف شود . . .
اي معاويه ، مگر گفت و گوي من و ابوموسي اشعري را فراموش كرده اي ؟ . . . مگر يادت رفته كه در آن روز چطور جامه خلافت را از قامت علي ( ع ) در آوردم ، بقدري راحت اين كار را كردم كه انگار دمپايي از پاي در مي آورم . . .
📌اي معاويه اين من بودم كه تو را بدون جنگ و دعوا بر فراز منبر نشاندم ، گر چه به خدا لياقت آن را نداشتي و نداري . . .
اين من بودم كه تو را در شرق و غرب پرآوازه نموده . . . اگر من نبودم ، تو مانند زنها در خانه نشسته بودي و بيرون نمي آمدي . . . .
اي پسر هند ، ما - از روي ناداني - تو را عليه علي ياري نموديم وعلي كسي بود كه خدا از او به عنوان نبا عظيم ياد نموده است . . . وقتي تو را بر سر مسلمين بالا برديم به اسفل سافلين فرو افتاديم . . .
اي معاويه ، يادت هست كه چقدر پيامبر مصطفي درباره علي وصيت مي كرد ، يادت هست كه پيامبر در غدير خم بر منبر رفت و در حالي كه دست علي در دست او بود به امر خداوند گفت : " اي مردم ، آيا من بر شما از خودتان سزاوارتر نيستم آيا من بر شما ولايت ندارم ؟ " . همه گفتند : " تو بر ما ولايت داري " . آنگاه پيامبر گفت : " پس هر كسي كه من مولا و ولي او هستم ، علي نيز ولي اوست " . اي معاويه آگاه باش كه در گردن من زنگولهاي است كه اگر گردنم را تكان بدهم ، زنگوله به صدا در خواهد آمد " .
بازدرکــارمگرهافــــتادومــــادرگفــــتکـه
حلمشکلروضهیموسیبنجعفرمیشود
#شهادت_امام_کاظم
#انتشار_حداکثری
#باب_الحوائج
امام علی عليه السلام ـ عند رُجُوعِهِ مِن صِفِّينَ و إشرافِهِ على القُبُورِ بظاهِرِ الكُوفَةِ
يا أهلَ الدِّيارِ المُوحِشَةِ ،
اى خفتگان خانه هاى تنهايى
و المَحالِّ المُقفِرَةِ ،
و جاهاى خشك و خالى
و القُبورِ المُظلِمَةِ ،
و گورهاى ظلمانى!
يا أهلَ التُّربَةِ ،
اى خاك نشينان
يا أهلَ الغُربَةِ ،
اى ساكنان ديار غربت،
يا أهلَ الوَحدَةِ ،
اى تنهاشدگان،
يا أهلَ الوَحشَةِ ،
اى بى همدمان!
أنتُم لَنا فَرَطٌ سابِقٌ ،
شما پيش از ما رفتید
و نَحنُ لَكُم تَبَعٌ لاحِقٌ ،
و ما نيز در پى شما آمده به شما خواهيم پيوست .
أمّا الدُّورُ فَقَد سُكِنَتْ ،
اما خانه هایتان! دیگران در آن سکونت گزیدند؛
و أمّا الأزواجُ فَقَد نُكِحَتْ ،
اما همسرانتان! با دیگران ازدواج کردند
و أمّا الأموالُ فَقَد قُسِمَتْ .
اما اموال شما! همه تقسیم شدند
هذا خَبَرُ ما عِندَنا فَما خَبَرُ ما عِندَكُم ؟
اين خبرى است كه ما داريم؛ حال شما چه خبر داريد؟
ـ ثُمَّ التَفَتَ إلى أصحابِهِ ـ فقال : أما لَو اُذِنَ لَهُم في الكَلامِ لأَخبَرُوكُم أنَّ خَيرَ الزّادِ التَّقوى ./
امام سپس رو به ياران خود كرد و فرمود : بدانيد كه اينان اگر اجازه سخن گفتن داشتند، به شما خبر مى دادند كه : بهترين ره توشه، تقوا است .