نظر یکی از روح های ازدواجی:
سلام در رابطه با بحث امروز
همچین بعضیا عکس از تخمه و چای میزارن انگار کسی نمیتونه تو متاهلی چای بخوره یا اصلا بهترش،کافه بره
همچین میگن تا نصف شب بیدار بمونن انگار تو متاهلی قراره ۹ شب برن بخوابن
همچین میگن دغدغه نهار و شام فردا انگار چقدر و چی میخوان بپزن.ی غذای ساده اندازه دونفر ینی یه قابلمه ی نقلی کوچیک
تازه مدیریت خواب تا ی حدی بیشتر دست خودته.وقتی آقا میره سرکار دیگه کی هست که تا ۱۲ بیدارت کنه.هیشکی هم ساعت ۱۲ از سر کار نمیاد ک نهار بخواد .همه دو به بعد میان .پس بگیرین روزایی ک کار خاصی ندارین تا لنگ ظهر بخوابیدن کسی هم دیگه نیست بیاد بالا سرتون بگه بیدارشو چقدر میخوابی
همچین میگن محدودیت انگار وقتی متاهلی نمیتونی حداقل مسافرتای کوچیک و دو سه روزه رو بری.حداقل یعنی وقتی شرایط مالی بده نه در حالت عادی.تازه هر چیزی لذت خودشو داره همونجوری ک مسافرت با دوستات حال میده همونجورش یا خیلی بیشتر مسافرت دونفره بهت حال میده
بعدش مگه چند درصد از دخترا میتونن هرجایی ک دلشون بخواد مسافرت کنن.درصد خیلی کمی.هرجا هم برن توی ی چیزی محدودیت هست بالاخره
همچین میگن آزادی مون کم میشه انگار قراره دستو پاشونو ببندن .ن.بستگی ب انتخاب درست خودت داره که کیو و چ مدل ادمی رو با چه نگرش و عقایدی انتخاب کنی و همینطور پوششت هم ب همین مربوط میشه
اینایی هم ک میگن پول تو جیبی و خرجی دادن بابا و دست ب سیاه سفید نزدنو اماده خوردن و خوابیدنو و کارنکردن و همکاری نکردن تو کارای خونه.بنظرم اینا اصلا هنوز اماده ی ازدواج و قبول مسئولیت نیستن چون میخوان یکی براشون لقمه بزاره دهنشون