از دور تو را دوست دارم
از دور؛
بی آنکه عطر تو را حس کنم.
بی آنکه در آغوشت بگیرم،
بی آنکه صورتت را لمس کنم
تنها «دوستت دارم...»
"اگر میلیونها نفر دوستت داشتند من یکی از آنها بودم؛ اگر یک نفر دوستت داشت من او بودم و اگر هیچکس دوستت نداشت من مردهام”
دیدی وقتی یه نفرو دوست داری از وقتی که بیدار میشی تا لحظه ای که خوابت میبره همه فکر و ذکرت میشه اون شخص، دیدی روش به شدت حساس میشی و کسی نزدیکش بشه دلت میخواد پارهش کنی، دیدی وقتی عاشق میشی با عشقت مثل بچهت رفتار میکنی و همش نگرانشی و مواظبشی، من به تو همین حسو دارم عزیزدلم؛
"اگر دیداری هم نباشد
حتی اگر لمسی هم نباشد
بی دلیل برای بعضی ها
همیشه جایی در دلهایمان هست."
من واقعا از تلفنی حرف زدن بدم میاد، حتی میتونم بگم هرکی زنگ میزنه یا جواب نمیدم یا به زور حرف میزنم ولی تو زنگ بزن، تو زنگ بزن قول میدم بوقِ اول جوابتو میدم و تا هروقت بخوای به حرفات گوش میدم و باهات حرف میزنم
دقیقا میخوای بدونی کجای زندگیمی؟
ببین تو دقیقا دقیقا همهجای زندگیمی.
رو درو دیوار اتاقمی
تو هوایی که نفس میکشم
تو مغزم
تو قلبم
خیالم
خوابم
تو نقاشیام
ساز زدنام
همهجا، ببین همهجا
اگه واقعا منو نمیبینی پس بزار یه چیزیو بهت بگم: من اینجام، وقتی حالت بده، وقتی غم داری، وقتی زانوهات زخمیه، وقتی چشات پر اشکه، وقتی پر حرفی و نمیدونی از کجا شروع کنی، من همیشه همینجام، کافیه فقط منو ببینی؛