هدایت شده از - دلدادھ مٺحول -
من خیلی دلم میخواد مأموریت تورو اینجوری بنویسم که:
"در آخرین روز گرم اردیبهشت ماه، سید ابراهیم رئیسی دیداری خصوصی با مأمورین و مسئولین و محکومین ردهی اول داشت، آن هم نه حضوری، از پشت میز ریاست جمهوری. و عید را نیز از پشت همان تریبون به ملت شریف ایران تبریک گفت."
ولی اون چیزی که منو اذیتم میکنه،
اینه که تو توی این تاریخ دیدار نداشتی،
نه با مامورین، نه با مسئولین، نه با محکومین.
این که پشت میز ریاست جمهوری نبودی.
این که امروز، یه روز گرم اردیبهشتی نبود.
تو حتی عید رو هم تبریک نگفتی بهمون، به عادت سالهای پیش، نوتیف پیامک وزارت ارتباطاتت نیومد روی گوشیهای چند اینچیمون.
ولی حقیقت قضیه اینه که باید اینجوری بنویسم:
آخرین روز اردیبهشت ماه بود،
اما به دلیل حضور در نقطهی صفر مرزی، گرم نبود.
سرد بود. مه بود. باران بود. جنگلهای ورزقان بود.
بدون تیم محافظتی بود. بیخبر بود.
یک مأموریت برای افتتاح سد بود.
جو هواشناسی خراب بود. راههای ارتباطی قطع بود. سیستم راداری بالگرد مختل بود.
دل خیل عظیمی از بدخواهانِ داخلی کشورش شاد بود.
دشمن امیدوار و شاد و در حال زخم زبان زدن بود.
اما؛
خبری از صحت و سلامتیِ او نبود...
کاش فعل اخرمم به بود ختم میشد، ولی نبود.
نه ختم شدن فعلِ من،
و نه خبري از تو.
تنها چیزی که امشب میتونم براش فعل بودن رو صرف کنم، اینه که:
امشب او خادمي تنها، در زیر باران،
برای خدمت به همین مردم بود...
ای مرد، درمیانهی میدان چه میکنی؟!
در لابلای جنگل و باران چه می کنی؟!
میز ریاست تو چه کم داشت از رفاه
در ورزقان، در مه و بوران چه میکنی؟!
دل کنده از اوامر و دستور و پایتخت
در نقطههای مرزی ایران چه میکنی؟!
ای هفتروز هفته، به فکر ضعیفها
همشانه ی فقیرُ ضعیفان چه میکنی؟
تهران اگر که شهر و مقرّ ریاست است
پس درمیان ایل و دهستان چ میکنی
#خادم_مردم
آهای کوه ِغیرت !
صدامونو داری ؟
هوامون خرابه ؛
هوامونو داری ؟
بیا دونهدونه ، گرههارو وا کن ؛
خودت که نشون ِدلامونو داری :)
https://eitaa.com/romanFms
بغض دارم
اشکمیریزم
میدونید چیه الان بشدت حالم بده
اما فقط یه چیزی رو میدونم
شهادت هنر مردان خداست .
به قول حاج قاسم تا کسی شهید نباشد، شهید نمیشود .
پس چرا ناراحت باشم؟؟
شهادت آرزوی همه ی ما هست .
و خوش به حال سید که خیلی زود به این ارزو دست پیدا کرد و بد به حال ما که هنوز موندیم 😭💔🖤
🇮🇷•°•°ره رو عشق°•°•🇮🇷
دیگه این قاب هم تکمیل شد🥲💔
این بار شهدا را از مدعیان صف اول چیدند💔
ایندفعه با شهادت حاج قاسم خیلی فرق داشت برام .
اون موقع نمیدونستم چه شیر مردی رو از دست دادیم .وقتی فهمیدم که حاجی رفته بود و من مونده بودم با سری افتاده از خجالت که چطور این مرد رو نمیشناختم.
ایندفعه میدونم کی رفته .
سید رفته ...
رئیس جمهور رفته...
خادم حرم آقا امام رضا(ع)رفته...
یه شیر مرد رفته....
و ای کاش ماهم لیاقت داشتیم که شهید بشیم و مثل این دوتا مرد و همه ی شهیدان دیگر برامون اشک ریخته بشه 💔🖤
و ای کاش همین الان از خواب میپریدم و بهم میگفتن نترس فقط یه خواب بوده 🖤