#انالله_وانا_الیه_راجعون
ای دوست به حنجر شهیدان صلوات
بر قامت بی سر شهیدان صلوات
از دامن زن مرد به معراج رود
بر دامن مادر شهیدان صلوات
درگذشت همسری مهربان و
فداکار مرحومه مغفوره
#شادروان حاجیه خانم بنی بسطامی
مادر شهید والامقام حجت عجمی
▪️مراسم تشییع پیکر آنمرحومه
فردا(یک شنبه) ساعت ۱۴
از مقابل مسجد جامع شهر رویان
به سمت آرامگاه ابدیش برگزار میگردد.
✔️مراسم ختم آن مرحومه
روز#دوشنبه ۹۸/۸/۱۸
از ساعت۱۴ الی۱۶
درمسجدجامع شهر رویان برگزار میگردد.
🔻مجلس خواهران نیز
همزمان در منبرخانه خانمی رویان
برگزار میگردد.
کانال خبری شهر رویان
@rooyannews
﷽ #احکام_بانکی #احکام_سود
❓پرسش
بانکها به سپرده گذاران مقداری سود و بهره میدهند، با توجه به اینکه مقدار سود حتّی قبل از بکارانداختن سرمایهها معیّن است و صاحب سرمایه در خسارت ناشی از کار شریک نیست، آیا سپردهگذاری در این بانکها به قصد دستیابی به آن سود جایز است؟ #آیت_الله_خامنه_ای
📝پاسخ
در صورتی که سپردن اين اموال به بانک به عنوان قرض و به قصد دستيابی به سود آن باشد، واضح است که اين همان قرض ربوی است که از نظر تکليفی حرام میباشد و سود مورد نظر هم همان رباست که شرعاً حرام میباشد، ولی اگر به عنوان قرض نباشد بلکه به قصد بکارانداختن پول توسط بانک در معاملات حلال شرعی باشد اشکال ندارد و تعيين مقدار سود قبل از شروع به کار با آن پولها و همچنين شريک نبودن صاحبان پولها در خسارتهای احتمالی، ضرری به صحّت قرارداد مذکور نمیزند.
@rooyannews
❓❓"مطلقه"بودن ولایت فقیه به چه معناست؟ یعنی هر کاری که خواست،میتواند انجام دهد؟
✅بعضی فکر میکنند این"ولایت مطلقه فقیه"که در قانون اساسی آمده معنایش این است که رهبری مطلق العنان است و هر کار دلش میخواهد میتواند بکند!
🔹معنای ولایت مطلقه این نیست!رهبری بایستی مو به مو قوانین را اجرا کند و به آنها احترام بگذارد،منتها اگر در مواردی مسئولان و دستاندرکاران امور بخواهند قانونی را که معتبر است مو به مو اجرا کنند،دچار مشکل میشوند قانون بشری همین طور است قانون اساسی راه چارهای را باز کرده و گفته آنجایی که مسئولان امور در اجرای فلان قانون دچار مضیقه میشوند و هیچ کار نمیتوانند بکنند.مجلس هم این طور نیست که امروز شما چیزی را ببرید و فردا تصویب کنند و به شما جواب دهند-رهبری مرجع است-این معنای ولایت مطلقه فقیه است،والا رهبر ،رئیس جمهور ،وزرا و نمایندگان همه در مقابل قانون تسلیمند و باید باشند.
🔺مفهوم استبداد یا خودسری به میل خود یا به ضرر مردم تصمیم گرفتن،مطلقا در معنای ولایت اسلامی نیست.
https://eitaa.com/rooyannews
♥️ کارگاه بانوی بهشتی
یکشنبه ها ساعت ۹ صبح
مهدیه شهرک ولی عصر(عج) ♥️
🔸 کانال خبری شهر رویان
@rooyannews
تصاویری از شعر خوانی در
کتابخانه عمومی رویان
در این جلسه که
باحضور دانش آموزان مدرسه امام صادق(ع)برگذار شد.
دانش آموزان داستان زندگی ائمه
را بصورت شعر برای همدیگر خواندند.
✅باتشکر از معاونت محترم
پرورشی مدرسه خانم کریم نژاد
▪️کانال خبری شهر رویان
@rooyannews
کشاورزان محترم
به استحضار میرساند، باتوجه به شرایط خاص امسال به ویژه وضعیت جوی و تعطیلی بخشی ازکارخانجات قند کشور خواهشمند است هرچه سریعتر نسبت به جمع آوری و تحویل محصول چغندر خود اقدام فرمایید.
بدیهی است زمان پایان تحویل در آگهی بعدی اطلاع رسانی میگردد.
کارخانه قند شاهرود
#کانال_رویان_نیوز
@rooyannews
بسم الله الرحمن الرحیم
⛔️پسر نوح⛔️
✍ نویسنده: محمد رضا حدادپور جهرمی
«فصل سوم»
قسمت: چهل و نهم
تهران _ شهر ری
کم کم داشتیم به محله نزدیک میشدیم. از خیابون جلوی شابدوالعظیم رد شدیم. به محض اینکه چشممون به گنبدش افتاد، دو تامون دستمون گذاشتیم رو سینه و سلام کردیم. چقدر حال و هوای اطراف حرم شاه چراغ خودمونو داشت.
خیلی خلوت بود. آخه دیگه نصف شب شده بود و شب جمعه هم نبود که بخواد مثلا اطراف حرم شلوغ پلوغ باشه. وارد یه خیابون شد و سر یه کوچه پارک کرد. پیاده شدیم و وارد کوچه شدیم. چیزی حدود 100 متر داخل کوچه رفتیم. خیلی بافت قدیمی و سنتی خاصی داشت.
دم یه درد ایستاد. یه نگا به این طرف و اون طرف کرد. وقتی خیالش راحتتر شد، آروم چند بار دق الباب کرد. در را زدند و باز شد و رحمان اول به من تعارف کرد و بعدش یا الله گویان وارد خونه شد. وقتی وارد شدیم، در را پشت سرمون بست و به طرف حیاط خونه پیش رفتیم.
یکی دو تا حاج خانم توی حیاط بودن و به اونا سلام کردیم. رحمان پرسید: حاج آقا داخلن؟
خانمی که سنش بیشتر بود گفت: بله پسرم. منتظرتونن!
دو سه تا پله خورد و رفتیم بالا. چند تا کفش اونجا بود که مشخص بود فقط یه نفر داخل اطاق نیست. در اطاق قدیمی را زد و وقتی گفت، بفرمایید! وارد شدیم.
وقتی وارد شدم، خیلی تعجب کردم. دیدم دو سه نفر از بچه های اداره هستن. از بچه های بسیار گل و اصطلاحا بچه پیغمبرهای اداره. اما ... اون چیزی که نظرمو جلب کرد، پیر مرد حدودا 60 یا 65 ساله ای بود که خیلی چهره نورانی داشت!
اونا جلوی ما به احترام بلند شدند و با همشون سلام و علیک کردیم. اما حاج آقا بلند نشد و دقیق تر که نگاه کردم، دیدم پاهاش یه جوریه. بعدش فهمیدم که بنده خدا فلج هستند و با ویلچر این طرف و اون طرف میرن. اما اون لحظه روی تشک نشسته بودند و ما و بچه ها دورشون نشسته بودیم.
یه حال خاصی بر اطاق حاکم بود. یه معنویت خاص. یه حسّ بسیار لذیذ و عزیز. بچه ها شاید باورتون نشه اما الان که دارم تایپ میکنم، اشک تو چشام حلقه زد. کلا حس خیلی خوبی بود.
حاج آقا رو به من کرد و گفت: خوش آمدید! شما باید آقا محمد قد بلند و عینکی و چشم قهوه ای و باهوش و زیرک شیراز باشید. بله؟
هممون خندیدیم. معمولا خودمو برای کسی کوچیک نمیکنم اما اون لحظه دلم خواست بهش بگم و گفتم: کوچیک شمام!
گفت: بزرگوارید. با تعاریفی که بچه ها از شما دارن، برای خیلی ها اسطوره هستید. حتی برای کسانی که هویت شما را نمیشناسن اما دلداده شما هستند.
گفتم: آواز دهل شنیدن از دور خوش است. ارادتمندم.
گفتم: ینی اینقدر از اداره و بچه های خودمون ناامید هستید؟
گفت: به هیچ وجه! اشتباه نکن! این حرکتی که دارم توضیح میدم، دقیقا از درون خود اداره و توسط یچه های گل انقلابی و جوون های باسواد و با انگیزه مثل خودت داره مدیریت میشه. اما الان صلاح بر این هست که پرونده از خود مقامات ما اونجا نره. بلکه از طریق دیگه ای که بعدا برات میگم، به شورای عالی امنیت ملی برسه!
قصه خیلی برام مهیج و جالبتر شد.
احساس میکردم خون تازه داره توی رگام میجوشه و حرکت میکنه!
احساس میکردم باید دست به یک حجامت خونین زد و علف های هرز انقلاب را از باغچه دین و اعتقاد مردم کَند و دور انداخت!
ادامه دارد...
#حدادپور_جهرمی
#دلنوشته_های_یک_طلبه
@mohamadrezahadadp