eitaa logo
رُقعه | مهدی مشکی‌باف مقدم
5.6هزار دنبال‌کننده
870 عکس
579 ویدیو
51 فایل
نکات و تحلیل‌های سیاسی_اجتماعی حجت‌الاسلام مهدی مشکی‌باف مقدم 🔻مدرس سطوح عالی حوزه علمیه 🔻دکترای جامعه شناسی سیاسی کانال توسط ادمین مدیریت می‌شود لینک ارتباط با ادمین کانال: https://eitaa.com/roghe313
مشاهده در ایتا
دانلود
🔷 معمای اهرم‌های ازدست‌رفته (بمناسبت مخالفت عمان با پروتکل تنگه هرمز) پس از دور تازه‌ای از گفت‌وگوهای ایران و آمریکا، دو اتفاق کلیدی رقم خورد که کمتر به آن پرداخته شد، اما می‌تواند معادله‌ی قدرت را برای ماه‌های آینده به‌کلی دگرگون کند: ۱. آمریکا با یک حرکت هوشمندانه، پرونده‌ی تنگه هرمز را به عمان گره زد و اعلام کرد که برای هر گونه عوارض‌گیری، نظر مسقط هم باید اخذ شود – درحالی‌که از پیش می‌دانست عمان به‌صراحت با این اقدام مخالف است. ۲. ایران پذیرفت که بازرسان بین‌المللی به تأسیسات هسته‌ای دسترسی داشته باشند و عملاً نظارت بر ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده را تسهیل کرد؛ یعنی همان اهرمی که می‌توانست برگ برنده‌ی نهایی در برابر فشارهای غرب باشد... در تئوری مذاکرات راهبردی، «اهرم فشار» به دو چیز بستگی دارد: الف) قابلیت اجرایی ب) عدمِ اطلاعِ طرف مقابل از نقطه‌ضعف‌هایت در قضیه‌ی تنگه هرمز، ما از «ابهام استراتژیک» سود می‌بردیم؛ یعنی طرف مقابل دقیقاً نمی‌دانست که اگر تحریم‌ها تشدید شوند، آیا واقعاً تنگه را می‌بندیم یا نه. اما با مطرح کردنِ نظر عمان، آمریکا دو کار کرد: - اول: مسئله را از یک تهدید دوجانبه به یک مسئله‌ی سه‌جانبه تبدیل کرد (ایران–آمریکا–عمان) و عملاً وتوی عملیِ ما را با یک وتوی دیپلماتیک پاسخ داد. - دوم: نشان داد که پیش‌تر با عمان هماهنگ کرده و عملاً «کارتِ غافلگیری» را از دست ما خارج ساخته است. در سوی دیگر، پرونده‌ی اورانیوم ۴۰۰ کیلوگرمی، یک «تهدیدِ مؤثر» بود؛ چون هر گونه تشدید نظارت، می‌توانست جایگاه ما را در برجامِ سابق تضعیف کند. اما با پذیرش حضور بازرسان، دو اتفاق می‌افتد: ۱. اگر اورانیوم جابه‌جا یا پنهان شده باشد، لو می‌رود؛ ۲. اگر هم نه، نظارتِ مستمر، هر گونه غافلگیریِ آینده را غیرممکن می‌کند. یعنی عملاً ما «ابزارِ تهدیدِ فنی» را با «ابزارِ اعتمادسازیِ نمایشی» عوض کرده‌ایم؛ بدون اینکه امتیازِ مشخصی در برابر آن گرفته باشیم. 🔸 این دقیقاً همان نقطه‌ای است که رهبر معظم انقلاب هشدار دادند: «اهرم بسته بودن تنگه هرمز باید حفظ شود.» اما ظاهراً در فضای مذاکراتی، تیم دیپلماسی، «تعامل» را با «انفعال» خلط کرده است. در جنگ، ما از «قدرت نامتقارن» (موشکی، شناوری، مقاومت) استفاده می‌کنیم که در اختیارِ خودمان است و نیازی به تأیید دیگران ندارد. اما در مذاکره، ما از «قدرتِ ادراکی» (اینکه دیگران ما را تهدیدآمیز ببینند یا نه) استفاده می‌کنیم؛ و وقتی این ادراک با شفاف‌سازیِ بی‌مورد (مثل دادنِ دسترسی به بازرسان یا مشروط کردنِ تنگه به نظر عمان) از بین برود، عملاً «دستِ خالی» پای میز می‌رویم. 🔻 اگر بخواهیم از این نقطه به بعد اشتباه نکنیم، سه اصل را باید جدی گرفت: ۱. تفکیک ظاهری میدانِ مذاکره از میدانِ عملیات: تا وقتی در مذاکره تسلیمِ نظارتِ بی‌ضابطه شویم، در عملِ میدانی محکوم به عقب‌نشینی هستیم. باید دسترسی‌ها را پله‌پله و در برابرِ برداشتنِ تحریم‌های کلان بدهیم، نه یک‌جا. ۲. احیایِ ابهام استراتژیک در تنگه هرمز: به‌جای بحثِ حقوقی با عمان، باید بر «قدرتِ فیزیکیِ کنترل» تأکید کنیم و هر گونه اظهارنظر دربارهٔ نظرِ ثالث را متوقف کنیم. ۳. بازتعریفِ اهرم اورانیوم: به‌جای نظارتِ دائمی، می‌توانیم پیشنهادِ «نظارتِ متقابل» بدهیم؛ یعنی در ازایِ هر بازرسی، بازرسانِ ایرانی نیز به تأسیساتِ نظامیِ آمریکا در منطقه دسترسی داشته باشند. اینگونه، هزینه‌ی بازرسی را متقارن می‌کنیم. 📌 فعلا شرایط اینگونه شده که ما در جنگ، «اهرم‌ساز» هستیم؛ اما در مذاکره، «اهرم‌فرسا». دلیلش این است که در جنگ به «بدنهٔ قدرت» اتکا داریم، اما در مذاکره به «ظاهرِ قانون». تا وقتی اهرم‌های واقعی‌مان (تنگه، اورانیوم، موشک، منطقه و... ) را با «اعتمادسازیِ بی‌مقابله» هدر دهیم، نه‌تنها دست‌مان خالی می‌شود، بلکه در نگاهِ طرف مقابل مذاکره‌کننده‌ی ضعیف هم به نظر می‌رسیم. ✍ مهدی مشکی‌باف 🆔 @roqe313
👈 درخواست امضا از اساتيد دانشگاه و حوزه جمعي از اساتيد دانشگاه‌ها و حوزه‌هاي علمیه کشور، بيانيه‌اي را خطاب به ملت ايران، درباره تفاهم‌نامه و مذاکرات، تنظيم کرده‌‌اند. متن اين بيانيه که در مرحله کسب امضا از اساتيد دانشگاه و حوزه قرار دارد، به شرح ذيل است: بسم‌الله ‌الرحمن ‌الرحیم امام حسين (ع): «ألا و إنّ الدّعي بن الدّعي قد رکز بين اثنتين بين السّلّة و الذلّة و هيهات منا الذلّه» مردم شريف و مقاوم ايران ما جمعي از اساتيد دانشگاه‌ها و حوزه‌هاي علميه کشور، ضمن تشکر از تلاش‌هاي اعضاي شوراي عالي امنيت ملي و تيم مذاکره‌کننده، بر اساس وظیفه شرعی و نخبگانی خود، لازم مي‌دانيم باختصار نکاتي را درباره تفاهم‌نامه و مذاکرات، متذکر شويم: 1. بررسی تاریخی تحولات ایران از دوران قاجار تاکنون نشان می‌دهد که ریشه اصلی عقب‌ماندگی‌ها، نه کمبود امکانات، بلکه «عدم شناخت ظرفیت‌های عظیم ملی»، «بی‌اعتمادی به توان داخلی»، «رویکرد پیشرفت برون‌زا»، «اتکا به کشورهاي غربي» و «عدم مقاومت در مقابل استعمارگران» بود. انقلاب اسلامي با رويکرد استقلال، تکیه بر توانمندی‌های درونی و استعما‌رستيزي، در تضاد با گفتمان وابستگي شکل گرفت. در طول نزديک به نيم قرن از حيات جمهوري اسلامي، تقابل دو گفتمان با فراز و نشيب‌هايي همراه بود که مي‌توان نتايج غلبه هر گفتمان را در پيشرفت واقعي يا عقب‌ماندگي کشور، منصفانه قضاوت کرد؛ 2. جنگ اخير، به وضوح «ظرفيت‌هاي بالا و اقتدار جمهوری اسلامی» و «ضعف و افول هژمونی دولت مستکبر آمریکا» را به اثبات رسانید. با این وجود، متاسفانه عمق تحول و توازن قدرت، به درستی توسط برخی مسئولان و نخبگان درک نشده است و اين امر خود را در تصميم‌گيري اعضاي شوراي عالي امنيت ملي و تيم مذاکره‌کننده در خصوص تفاهم‌نامه نشان داد. دلالت‌هاي ضمني پيام‌هاي مقام معظم رهبري، در کنار رصد برخي گزارش‌ها، بيانگر آن است که ذهنيت برخي مسئولانِ تصميم‌گير در مذاکراتِ منتهي به امضاي تفاهم‌نامه، مبتني بر انگاره‌هايي چون «عدم تاب‌آوري مردم در صورت تداوم جنگ»، «بيشتر بودن هزينه مقاومت از هزينه سازش»، «لزوم اعطاي امتيازهاي مهم به دشمنان» و «اعتماد به دشمن براي تحقق تعهدات» بوده است؛ اموري که با واقعیت‌های میدانی انطباق ندارد؛ 3. نقد تفاهم‌نامه به معنای نادیده گرفتن برخي منافع حاصله از آن براي ايران آن نیست، بلکه مسئله اساسی، «منطق مذاکره» است. جمهوری اسلامی در موضع پیروز و آمریکا در موضع استیصال قرار داشت؛ لذا در چنین شرایطی، اعطای هرگونه امتیاز راهبردی که منجر به بازسازی قوای دشمن و تضعیف توان بازدارندگی ایران شود، خطایی راهبردی است. نباید اجازه داد دشمنِ شکست‌خورده، از طریق میز مذاکره، ضعف‌های خود را جبران و زمینه را برای تعرّضات آتی فراهم کند؛ 4. از منظر شرع و قانون اساسی کشور، فصل‌الخطاب در سیاست‌های کلان، ديدگاه ولی‌فقیه است. متأسفانه گزارش‌ها حاکی از تخلف از نظرات صریح مقام معظم رهبری در فرایند مذاکرات است. مسأله، نه صرفا اختلاف نظر اوليه با رهبري، بلکه اصرار بر دیدگاه‌های شخصی در مقابل ولي فقيه و تحمیل آن‌ها بر نظام است. آنچه موضوع را تلخ‌تر مي‌کند، انتسابِ تصمیمات و تفاهم‌نامه به مقام معظم رهبري برای جلوگیری از نقدِ دلسوزانه نخبگان و مردمِ مقاوم بود؛ 5. ما ضمن درخواست از مسئولانِ خاطي جهت عذرخواهی در پیشگاه رهبری و ملت، به پيروي از مقام معظم رهبري «منتظر تحقق شروطِ» تفاهم‌نامه هستيم. در همين زمينه،‌ با توجه به اين‌که طبق صريح بند 13 تفاهم‌نامه،‌ شروع مذاکرات در خصوص توافق نهايي، منوط به اجرای برخي بندها شده است، از تیم مذاکره‌کننده و شخص جناب دکتر قاليباف مجدّانه مي‌خواهيم، پيش از اجراي کامل و ملموس بندهاي 1، 4، 10 و 11 از سوي دولت آمريکا، از هر گونه نشست و مذاکره جديد خودداري کنند تا مشروعيت اقداماتِ تيم مذاکره‌کننده، بيشتر زير سؤال نرود؛ 6. پس از اجراي کامل بندهاي فوق توسط آمريکا، انجام مذاکرات بعدي، طبق فرموده مقام معظم رهبري، «به معنای پذیرش نظر دشمن نخواهد بود»؛ بنابراين، در صورت شکل‌گيري مذاکرات، تیم مذاکره‌کننده براي مشروعيت و الزامي شدن اقدامات خود، موظف است برخلاف تجربیات تلخ گذشته، نظرات رهبري را به طور دقیق و کامل، ملاک عمل قرار دهد و به هيچ وجه از چارچوب‌‌هاي مورد نظر معظم له خارج نشود؛ 7. در پایان، اعلام می‌داریم که ملت سلحشور و عاشورایی ایران، ضمن حفظ وحدت و انسجام ملی، بر صراط مستقیم خمینی کبیر و خامنه‌ای شهید ايستاده‌اند و عدول از فرامين ولي فقيه و نائب الامام را تحمل نخواهند کرد و هرگونه نافرماني، با سد مستحکم مقاومت مردمی مواجه خواهد شد. والسلام عليکم و رحمت‌الله و برکاته جمعی از اساتید دانشگاه‌‌ها و حوزه‌های علمیه کشور ✅ اساتيد محترم، برای امضای بيانيه، از طریق لینک زیر اقدام فرمايند👇 https://survey.porsline.ir/s/aa08uG0s .
هدایت شده از نقطه‌زن
🔹امروز صبح در گرماگرم گفت وگو با یکی از دوستان، چشمانمان به دیدار حضرت آیت الله فیاضی روشن شد. ایشان از فیلسوفان برجسته و شاگردان مبرز آیت الله جوادی و آیت الله مصباح هستند. دوست مان بی آنکه مقدمه ای بچیند، از ایشان خواست در این اوضاع سیاسی و اجتماعی، سخنی بفرمایند تا دلمان آرامش یابد. 🔸حضرت استاد بی درنگ این آیه را تلاوت فرمودند: «قُل لَّن يُصِيبَنَآ إِلَّا مَا كَتَبَ ٱللَّهُ لَنَا هُوَ مَوْلَىٰنَاۚ وَعَلَى ٱللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ ٱلْمُؤْمِنُونَ» و سپس افزودند: همواره در ذهنم بود که «کَتَبَ اللَّهُ لَنَا» یعنی هر آنچه خدا به مؤمن می رساند، از سر لطف است و خیر محض؛ حتی مصیبت ها و گرفتاری ها، چون برای مؤمن نوشته شده است. ❇️ ایشان ادامه دادند: روزی خدمت حضرت علامه مصباح یزدی (ره) بودم و این برداشت را از آیه مطرح کردم و پرسیدم آیا درست است. علامه دقایقی طولانی تأمل کردند؛ شاید برای آنکه با نیتی خالص پاسخ دهند، اما در همین حین عزیزان دیگری وارد جلسه شدند و فرصت پاسخ گویی از دست رفت. بعدها همین پرسش را از آیت الله رجبی که سال ها در حوزه تفسیر و قرآن تدریس کرده اند، پرسیدم و ایشان فرمودند: «درست است.» ✳️ سپس استاد فیاضی با تشبیهی زیبا ادامه دادند: گویا خداوند می خواهد با این مشکلات و گرفتاری ها، مؤمنان را آبدیده کند و این کاری نیست جز از سر مهربانی. مانند پدری که فرزندش را بسیار دوست دارد، اما برای معالجه اش او را نزد دکتر می برد. کودک با دیدن دکتر و آمپول گریه می کند و درد می کشد، با این حال این کار پدر، خیرخواهانه و از روی محبت است. گرفتاری های دنیا نیز برای مؤمنان، همان لطف و مهربانی خداست. ✅ تحلیل کوتاه و نقطه زن از جنگ👇 https://eitaa.com/joinchat/3778019345C336de6fc43
هدایت شده از محسن کاویانی
وقت وداع بود و شروع غمِ حرم رفتی کنار زینب و گفتی که خواهرم: دیدم در این میانه من امروز هی فراق هی زخم روی زخم و فقط داغ پُشتِ داغ شد هر یکی پس از دگری بر غَمَم گواه آه از تمام حادثه ها ، آه ثُمَّ آه آه از غمی که تازه شود با غمی دگر جز همدلی نباشدمان مرهمی دگر هنگامِ رزمِ توست خودت یک قیام باش من می روم مراقبِ اهل خیام باش زینب به اشک بدرقه ات کرد و آه شد رفتی سپس تمام جهان قتلگاه شد آری تَرک تَرک لبِ تو حرفِ تازه داشت گویا دهانِ کوه شکوهِ گدازه داشت از فَرطِ تشنگی همه جا بود غرقِ دود چشمانِ خیسِ تو نگران سوی خیمه بود ای تکیه گاهِ عالم امکان ، در آن میان بر نیزه ای شکسته زدی تکیه نیمه جان گودالِ تنگ بود و نفس های آخَرَت زد هرکه هرچه داشت در آن دَم به پیکرت خنجر کشید و ذبحِ تو را بود در کمین پایین ز اسب آمد و بالا زد آستین با چکمه بر دهانِ تو گل های تازه کاشت قرآن ورق ورق شد و شیرازه ای نداشت بر سینه ات نشست و سَرِ صبر و حوصله مابین “حا “ و “سین” تو انداخت فاصله این کارِ شمر خواهرتان را مریض کرد با جامه ی تو خنجرِ خود را تمیز کرد شد ناله ای ز علقمه در کُلِ دشت پخش عباسم و نشد که بمانم مرا ببخش قلبِ مرا شکست و قرار از دلم ربود نعلی که تازه بود و لباسی که کهنه بود تا جانماز را بکشانند آب ها بستند بر تو آب ، مقدس مآب ها جانم فدای بی کَسی ات که به اسم دین از تو حسین تر شده بودند مشرکین بر نینوای تو سُمِ مَرکب نواختند گفتند کافری و به جسم تو تاختند گفتند از حسین زمین پاکِ پاک شد جسمِ تو خاک بر دهنم خاکِ خاک شد بَس خاکِ کربلای تو دریای غربت است سوغاتِ آن دیار کفن نیست تربت است در زیرِ آفتاب تَنت سایه بان نداشت آن جسمِ پاره پاره دگر استخوان نداشت پیداست قصّه از رخ آشفته ی رُباب بعد از حسین خانه ی شادی شود خراب رد می شُد از کنار تو با گریه کاروان زینب به ناله گفت عزیزم حسین جان چون چاره نیست می‌روَم و می‌گُذارمت ای پاره پاره تن به خدا می‌سپارمَت از این بلا نبود بلایی شدیدتر زینب همان دقیقه شد از تو شهیدتر در وصفِ عصرِ روزِ دهم مانده عالمی تنها کشیده فرشچیان از یَمی نَمی پیراهنَت مباد ردایِ حَریص ها جسمت مباد مطلبِ عریان نویس ها هنگامِ روضه های تو ما هیچ ما نگاه آه از تمام دلهره ها ، آه ثُمَّ آه ما را بخر اگرچه بِلااستفاده ایم شرمنده ایم از غمِ تو جان نداده ایم من اَسْلَم بن عَمرو ام آزاد کن مرا پس بَردگی اگر که چنین است خوشترا عُمْریست افتخارِ من این است بَرده ام ! من کفش نوکران تو را جفت کرده ام ای گویشِ جهانی بی ترجُمان حسین ای خاطراتِ خوب و خوش مردُمان حسین حاجت به جنت و مِی آن نیست، چون که جام یک استکانِ چاییِ روضه ست، والسلام من را غمِ تو عاشق پروردگار کرد یک چای روضه ی تو مرا رستگار کرد بی تو حسین جان نفَسم دم به دم گرفت از من بگیر هر که تو را از دلم گرفت ای با غریب های جهان آشنا حسین ای عهده دار مردم بی دست و پا حسین حالا تمام دغدغه ام این شده ست تا این اربعین به کرب و بلا می بَری مرا؟! هرکس مریدِ توست مرا هست هموطن یک ‌روحِ عاشقیم و هزاران هزار تن یک ملّت است سینه زن ماتم حسین یک پرچم است بر سر ما پرچم حسین…
🛑 هرکه می‌تواند بسم‌الله عاشورا، حماسه جاودان مبارزه با طاغوت است؛ جایی که یزید نه یک شخص، که پروژه‌ای برای تمام اعصار شد. در خوانش امروزین، آمریکا و رژیم صهیونیستی با ماهیت سلطه‌گر، نسل‌کش و استکبارطلب خود، مصداق کامل «سپاه یزید» زمانه‌اند که در مقابل جبهه مقاومت و آرمان‌های آزادی‌خواهانه ایستاده‌اند. سوزاندن پرچم این سلطه‌گر در ظهر عاشورا، تجلی عینی «تبری» از تمام ارزشهای باطل و اعلام برائت از ظلم تاریخی آنهاست. پرچم، هویت یک نظام را بازنمایی میکند و به آتش کشیدن آن در اوجِ مصیبتِ شهادت سالار شهیدان، فریادِ «هیهات منا الذلة» را در کالبد زمانه می‌دمد تا نشان دهد خون سیدالشهداء(علیه‌السلام) هرگز هدر نرفته و مبارزه با استکبار تا پای جان ادامه دارد. این شعورِ توأم با شور، پیامی روشن به جهانیان دارد که کربلا محدود به مکان نیست و امروز هر انسان آزاده‌ای در این نبرد تاریخی، یا در سپاه حسین(عليه‌السلام) است یا در سپاه یزید؛ و انتخابِ ایستادگی در برابر ستم، اساسی‌ترین راهِ معنابخشی به این حماسه جاودان است. 🆔 @roqe313
11.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❇️ حجت الاسلام والمسلمین دکتر علی مصباح در جمع هیات دانش آموختگان طرح ولایت : 📌 با منطق هزینه فایده عده ای امام حسین .ع را دعوت به معامله و مصالحه و برد برد میکردند 📌 چرتکه انداختن خواص بی بصیرت اهل حق 📌 تفاوت دستگاه محاسباتی برخی از خواص با دستگاه محاسباتی ولی خدا 📌 وقتی خواص بی بصیرت باشند نگاه ولی به مردم است. 📌 نباید بگذاریم کربلا دوباره تکرار شود 📌 زمینه سازی ظهور حضرت مهدی علیه السلام @hamzevasl
❇️ از ابتدای انقلاب تا امروز، مناظرات بی‌طرفانه و مبتنی بر استدلال، مهم‌ترین بسترِ گسترش عقلانیت در نظام بوده‌اند. اکنون که «تفاهم‌نامه با آمریکا» به مسئله‌ای اختلافی تبدیل شده، برگزاری یک مناظرهٔ رسانه‌ای میان جناب نبویان و جناب مهدی محمدی، پیشنهادی معقول و کارگشاست. چنین رویکردی ضمن شفاف‌سازی ادلهٔ طرفین، از هیجانی‌شدن فضا می‌کاهد و به مخاطب امکان قضاوتِ آگاهانه‌تر می‌دهد. ضوابطی چون احترام متقابل و تکیه بر داده‌های قابل راستی‌آزمایی، رمز اثربخشی این گفت‌وگوست. 🆔 @roqe313
🛑 قطعنامهٔ کنگره و خطای محاسباتی در معادلهٔ تهدید برداشت برخی از مصوبهٔ مشترک سنا و کنگره به‌عنوان عاملی بازدارنده در برابر تهدید نظامی، فاقد پشتوانهٔ تحلیلی در نظریهٔ بازدارندگی و رفتارشناسی بازیگران دولت‌محور است. در چارچوب منطق موازنهٔ تهدید، متغیرهای اصلی عبارت‌اند از: قدرت تهاجمی، نزدیکی جغرافیایی، توان تهاجمی، و نیات ابرازشده. مصوبات قانونیِ داخلیِ یک بازیگر، نقشی تعیین‌کننده در این معادله ندارند و در بهترین حالت، تنها نشانگر فضای سیاسیِ آن کشورند. از سوی دیگر، الگوی رفتاری رژیم صهیونیستی در منازعات اخیر (غزه و لبنان) نشان می‌دهد که خروج از درگیری، تابعی از محاسبات هزینه–فایدهٔ راهبردی و نه فشارهای دیپلماتیکِ صرف است. تجربهٔ جنگ ۱۲روزه نیز مؤید این قاعده است: هرگاه حلقهٔ بحران بسته شود، بازیگر فرعی (اسرائیل) به‌عنوان ابزار اجراییِ بازدارندگیِ فراقانونی وارد عمل می‌شود. نکتهٔ کلیدی، شدت‌یابی تدریجی تهدیدها در گذر زمان است؛ پدیده‌ای که در ادبیات امنیتی با عنوان «مارپیچ تنش» شناخته می‌شود. در چنین ساختاری، هرگونه قرائت خوش‌بینانه از قطعنامه‌ها، خطای شناختیِ راهبردی محسوب شده و توانِ آمادگی و واکنشِ به‌موقع را تضعیف می‌کند. ✍ مهدی مشکی‌باف 🆔 @roqe313