And The Air Is Thick With Loss And Indecision I Know My Pain Is Such An Imposition Now, You’re Runnin’ Down The Hallway And You Know What They All Say You Don’t Know What You Got Until It’s Gone
از باغ می برند چراغانیات کنند
تا کاج جشن های زمستانیات کنند
پوشانده اند صبح تورا ابر های تار
تنها به این بهانه که بارانی ات کنند
یوسف! به این رها شدن از چاه دل مبند
این بار میبرند که زندانیات کنند
ای گل گمان مکن به شب جشن میروی
شاید به خاک مرده ای ارزانیات کنند
یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست
از نقطه ای بترس که شیطانی ات کنند
آب طلب نکرده همیشه مراد نیست
گاهی بهانه ایست که قربانیات کنند
-فاضل نظری-
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_sdow714&btn
بچه ها حرف بزنید یکم:((((