eitaa logo
پیش دبستان دکتر سمیه روحی
8هزار دنبال‌کننده
5.6هزار عکس
1.7هزار ویدیو
143 فایل
به کانال دکتر سمیه روحی،مدرس کشوری پیش دبستان و پایه اول خوش آمدید🌹 پشتیبان محصولات آموزشی @rouhi_mahsoul مدیر اجرایی ثبت نام کارگاه تخصصی تربیت معلم با تدریس دکتر سمیه روحی @rouhi_kargah آدرس پیج اینستاگرام http://instagram.com/rouhi.teacher
مشاهده در ایتا
دانلود
: درخت سیب خجالتی در دل باغی سرسبز و پر از درختانی که هر کدام میوه‌ای داشتند، درختی زندگی می‌کرد به نام "سرخی". برخلاف همنوعانش که با افتخار سیب‌هایشان را به رخ می‌کشیدند، "سرخی" بسیار خجالتی بود. شاخه‌های پربارش پر از سیب‌های سرخ و آبدار بود، اما او از اینکه کسی آنها را ببیند، شرم داشت. دلش می‌خواست که سیب‌هایش را به بچه‌ها و پرندگان هدیه دهد، اما هر بار که کسی نزدیک می‌شد، شاخه‌هایش را جمع می‌کرد و سعی می‌کرد خودش را از دید پنهان کند. یک روز، پرنده‌ای کوچک و رنگارنگ روی یکی از شاخه‌های "سرخی" نشست. پرنده که از زیبایی سیب‌ها متعجب شده بود، با صدایی نرم گفت: "سلام درخت مهربان! سیب‌هایت چقدر زیبا هستند! می‌شود یکی به من بدهی؟ من خیلی گرسنه‌ام." "سرخی" با شنیدن صدای پرنده، ابتدا دلش ریخت و خواست شاخه‌هایش را جمع کند. اما نگاهی به چشم‌های معصوم و گرسنه‌ی پرنده انداخت. انگار مهربانی در وجودش بر خجالتش غلبه کرد. با لرزشی خفیف، یکی از سیب‌های سرخ و رسیده را به سمت پرنده انداخت. پرنده با خوشحالی سیب را گرفت و شروع به خوردن کرد. با هر گاز، آواز شادی سر می‌داد. "سرخی" که صدای آواز پرنده را می‌شنید، احساس خوبی پیدا کرد. انگار که نوازشی گرم بر دلش کشیده شده بود. وقتی پرنده سیر شد، دوباره روی شاخه نشست و گفت: "وای! چه سیب خوشمزه‌ای! ممنونم درخت مهربان. تو خیلی سخاوتمندی." از آن روز به بعد، "سرخی" فهمید که بخشیدن و مهربان بودن، حتی اگر کمی سخت و خجالت‌آور باشد، شادی واقعی را به همراه دارد. او دیگر از دادن سیب‌هایش به پرندگان، سنجاب‌ها و حتی بچه‌هایی که گاهی به باغ می‌آمدند، خجالت نمی‌کشید. باغبان باغ که این مهربانی را می‌دید، با لبخندی بر لبانش، "سرخی" را "درخت سخاوتمند" صدا می‌زد. "سرخی" فهمید که دل مهربان، زیباترین سیب دنیا را دارد. ☘️کانال جامع پیش دکترسمیه روحی☘️ https://eitaa.com/joinchat/631635999C8739669742
: ۱. اسم درخت داستان چه بود و چرا با بقیه درختان فرق داشت؟ ۲. "سرخی" چه چیزی داشت که از دیده شدن آن شرم داشت؟ ۳. چه کسی اولین بار به "سرخی" نزدیک شد و از او درخواست سیب کرد؟ ۴. "سرخی" در ابتدا چه واکنشی به درخواست پرنده نشان داد؟ ۵. چه چیزی باعث شد "سرخی" بر خجالتش غلبه کند؟ ۶. "سرخی" کدام سیب را به پرنده داد؟ ۷. وقتی پرنده سیب را خورد، چه صدایی از خود درآورد؟ ۸. "سرخی" با دیدن شادی پرنده چه احساسی پیدا کرد؟ ۹. بعد از این اتفاق، "سرخی" دیگر از چه چیزی خجالت نمی‌کشید؟ ۱۰. باغبان "سرخی" را چه صدا می‌زد و چرا؟ ☘️کانال جامع پیش دکترسمیه روحی☘️ https://eitaa.com/joinchat/631635999C8739669742