2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
_دیگه خسته شدم نمیتونم ادامه بدم.
+پس اینا چی؟
#رجاء
هدایت شده از رادیو معراج!
همون قدم اول رو که برداشتم سریع گوشیو گرفتم دستم تا این لحظهی دوست داشتنی ثبت بشه ، دوربین رو که روشن کردم با اولین نگاه دیدمش فکر نمیکردم انقدر نزدیك باشه...
چشمام پر از اشكِ شوق شد و دید رو برام تار کرد
قطرههای اشك دونه دونه سرازیر شد و قلب مملو از حسِ خوب...
اصلا برام مهم نبود که چادرم خاکی بشه یا چی ، مهم این بود که برم بشینم روبه روی شهید و اون چیزی رو که به عکساش میگفتم به خودش بگم...
من نشستم و اشکام روانه شدن
اون خواستهی همیشگی رو به زبون آوردم و ازش تشکر کردم ازش کلی تشکر کردم برای این همه مهربونی برای اینهمه کمکی که بهم کردن و دستم رو گرفتن و میدونم که صدام رو شنیدن ...
تویِ همین حال و احوالات غرق بودم که یه خانومی شروع کرد درباره شهید حرف زدن که خیلی شهید عجیب و مهربونی هستن که خیلی حاجت میدن و ...
در همین بین اسمم رو ازم پرسید و روشو کرد به شهید علیخانی گفت: مصطفی در هر لحظه از زندگیش کنار مهرسا باش ...
دوباره چشام اشکی شد دوباره تشکر کردم دوباره خداروشکر کردم ...
بهترین هدیهی تولدی بود که گرفتم : ))
هدایت شده از فاطمه ... :)🇮🇷
به ازای هر چیزی که تو زندگی به دست میاری
یه چیز دیگه رو از دست میدی
بالآخره ترازوی این دنیا یه جوری باید به تعادل برسه دیگه
همه چی با هم نمیشه که ؛