زندگی در جریان ...
فرقی نداره روی ویلچر باشی
ناتوانی جسمی داشته باشی
حتی دست یا پا نداشته باشی
اینجا زندگی در جریانِ
ساعت هایی که کنارشون بودم احساس کردم امید اینجاست ،
امید یه جایی میون سوزن زدن هایی که با لرزش دست انجام میشه .
امید کنار رنگ و قلم پسریِ که با پا نقاشی میکشید
میون بافتن رج به رج فرشی که تنها با وجود یک دست بافته میشد
و....
من امروز اینجا زندگی دیدم
یک زندگی واقعی همراه با امید امید و امید ...
*از خیلی از کار های بچه ها نشد عکس بگیرم
تو فوق العاده ای دختر
تویی که با همه سختی ها ادامه دادی
تویی که خیلی جاها خودت دست خودتو گرفتی
تویی که زیبایی های درونتو دیدی و شناختی
تویی که زخم خوردی و رنج کشیدی ولی
اشکاتو پاک کردی ، بلند شدی ،
کم نیاوردی و ادامه دادی.
تو باعث افتخاری، قدر خودتو بدون
روزت مبارک . . . ♥️