هدایت شده از 🏴سرای شعر محتشم🏴
#روضه_حضرت_علیاصغر
یک علی روی عبا و یک علی زیر عبا
خوب شد بر روی دوش خود عبا انداختم
تیر را بیرون کشیدم خِسخِسِ تو قطع شد
ای زبانبسته تو را من از صدا انداختم
حرمله بعد از شکارت چند تا خلعت گرفت
گفت با یک تیر اما هردو را انداختم
کاش پشت خیمهها پنهان نمیکردم تو را
وای بدجوری طمع در نیزهها انداختم
آب را وا میکنند اما نمینوشد رُباب
عمههایت را پس از تو از غذا انداختم
آه هر سنگی که بر من خورد بعدش بر تو خورد
شرمگینم که تورا در زیر پا انداختم
دست بسته میدود دنبال تو با خواهرم...
مادرت را بین مُشتی بی حیا انداختم
حسن_لطفی
___________
♦️کانال سرای شعر محتشم| خوش آمدید ♦️
♻️انتشار مطالب آزاد است♻️
@stayashura313
هدایت شده از امیرحسین مداحی
﷽
📜 گزارهها و گریزهای معتبر #تاریخی
🏴 حضرت فاطمه معصومه (س)
📚| گردآوری و طراحی :
👤| امیرحسین مدّاحی
EITAA.COM/KHAAK_IR
هدایت شده از MESBAHYAZDI.IR
📸 #عکس_نوشت | ارزش این خاک!
اگر مردم میدانستند و قدر #حضرت_معصومه (س) را میشناختند، دور حرم ایشان یک خندق حفر میشد.
یعنی از بس میآمدند خاک های اطراف حرم ایشان را بر میداشتند، یک خندق دور حرم پدید میآمد.
نمیدانند این خاک چقدر ارزش دارد!
۱۳۹۰/۰۷/۲۴
🌸 @mesbahyazdi_ir
هدایت شده از کتابخانه فضائل
-
-
رواه الصّدوق عن الرضا -علیهالسلام-
انّه قال: من زار فاطمة -علیها السلام-
بقم فكما زار الحسين -عليه السلام-
بكربلا أو فقد زار الحسين -عليهالسلام-
مرویست از امام رضا -علیهالسلام-
هر کس که [خواهرم] حضرت فاطمه
-عليها السلام- را در قم زیارت کند،
به مانند کسی است که امام حسین
-علیهالسلام- را در کربلا زیارت کرده باشد.
📚 اسرار فاطمیه، تنکابنی، ص۲۳
@ketabkhaneh_fazael
هدایت شده از علی سروش
♦️ زائر #حضرت_معصومه «سلام الله علیها»، گوئیا زائر کربلاست...
مرحوم علامه میرزا محمد #تنکابنی (متوفای ۱۳۰۲ هق) در «#رِسالَةٌ_فاطِمِیَّة، ص۴» روایتی را از #امام_رضا علیهالسلام نقل میکند که حضرت فرمودند:
مَن زارَ فاطِمَةَ بِقُم فَکَأنّما زارَ #الحُسَینَ بِکَربَلا
#حضرت_معصومه سلام الله علیها
ویراست
کانال علی سروش:
https://eitaa.com/ASorosh1421
هدایت شده از حدیث اشک
بی بی جانم
از خدا می گفت از نسل پیمبر هم که بود
تازه از ذریه ی زهرا و حیدر هم که بود
عمه ی بخشش به سائل،خواهر رأفت به خَلق
در حوائج دختر موسی بن جعفر هم که بود
با یکی خیلی شباهت داشت بین اهل بیت
جان بابا بود،والا بود،خواهر هم که بود
کربلا را داشت می آورد با خود سوی قم
مثل زینب خسته و مغموم و مضطر هم که بود
اتفاقا تیر و شمشیر و سنان را دیده بود
اتفاقا ساعتی در بین لشکر هم که بود
اتفاقا لحظه ای مثل رقیه عمه اش؛
در بیابان بود،بی کس بود،دختر هم که بود
لحظه ای مثل رقیه،روز و شب زینب صفت
کوه ماتم بود دنبال برادر هم که بود
.
مثل زینب شاهد تشییع پیغمبر نبود
شاهد غم های بی زهرایی حیدر نبود
مثل زینب بود دختر بود اما باز هم
شاهد غم های مادر در مصاف در نبود
گرچه خواهر بود با آقا علی موسی الرضا ع
با حساب کوچه و گودال او خواهر نبود
مثل زینب بود اما در کنار خیمه ها
بیقرار ارباً اربا کردن اکبر نبود
حرمله وقتی که زانو زد در آن سو، اینطرف
چند لحظه بعد زینب دید علی اصغر نبود
مثل زینب بود بر لب بود جان او ولی
هیچ جا درشهر قم دلواپس معجر نبود
فرق دارد ساربان شهر قم با کربلا
لااقل در ذهن خود دنبال انگشتر نبود
مهدی رحیمی زمستان
#شعر_شهادت_بنت_موسی_ابن_جعفر #شعر_شهادت_حضرت_فاطمه_معصومه #شعر_شهادت_حضرت_معصومه #شعر_شهادت_کریمه_اهل_بیت
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹