جواب :
در کناری منتظر بودم حدودا پنج و نیم
تا که پیچیدی به چپ، آرام گفتم: «مستقیم»
زل زدی در آینه، دیدم، به جا آوردمت
یادم آمدم روزگاری را که رفتی با نسیم
رادیو را باز کردی تا سکوتت نشکند
رادیو، اشعار نابی خواند از تو در قدیم
شیشه را پایین کشیدم تا که بغضم نشکند
زیر لب گفتم: «خوشم میآید از شعر فخیم»
موج را تغییر دادی، این میان گفتم به طنز:
«با تشکر از شما، رانندهی خوب و فهیم»
گفتی: «آخر، شعر تلخی بود»؛ با یک پوزخند
گفتم: «اصلا شعر میفهمید؟»؛ گفتی: «بگذریم»
گفتمت: «یک جا اگر مقدور شد، لطفا بایست»
داشت کم کم حال و احوال منم میشد وخیم
بعد از آن روزی که دیدم من، تو را در شهر ری
ماندهام من منتظر، هر عصر در عبدالعظیم...
"وحید احمدی"
این شعر در مورد یه آقاییه که
بعد سالها معشوقشو توی خیابون میبینه سوارش میکنه ؛ و ماجرا از اینجا شروع میشه که فکر میکنه معشوقه اش اونو نشناخته . . .
هدایت شده از خاطرات ِخاکستری 🎧 ؛
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چند وقتی میشه دلم تنگه . .
- حامیم
-declamation-love {TEKMUSIC.IR}.mp3
زمان:
حجم:
2.9M
تاحالا کسی رو ترک کردی در حالیکه هنوز دوستش داری؟
میخوام بگم گاهی اوقات رها میکنی و میری "
نه بخاطر اینکه دوستش نداری ؛
بلکه نمیخوای بیشتر از چشمت بیفته .